Wordpress Themes

عشق و بخشش از دیدگاه آلبر کامو

[...] من معتقدم که باید نیرومند و خوشبخت بود تا بتوان به تیره بختان کمک کرد. آن بدبختی که زیر بار زندگی شخصی خود به زانو درآمده است نمی‌تواند به هیچ کس مدد کند.

بر عکس کسی که بر خود و بر زندگی خود مسلط است می‌تواند واقعا بخشنده و بزرگوار باشد و به راستی چیزی به دیگران بدهد. مردی را می‌شناختم که زنش را دوست نداشت و از این امر رنج می‌برد. تا آن که روزی تصمیم گرفت، از راه ترحم، زندگی خود را وقف همسرش کند. اما از آن روز زندگی زن بیچاره، که تا آن زمان باری قابل تحمل بود، مبدل به جهم واقعی شد. متوجه هستید که فداکاری و از خود گذشتگی مرد تمام و به کمال بود. امروزه مردان و زنانی از این دست هستند که زندگی خود را وقف بشریتی می‌کنند که چندان دوستش ندارند. این عاشقان عبوس، ازدواجشان برای روزهای تیره‌‌ی زندگی است نه روز‌های آفتابی.

×بخشی از خطابه‌ای که آلبر کامو در یک سخنرانی تلویزیونی با عنوان “چرا به تئاتر می‌پردازم” بیان داشته است.

پدرخوانده

 

Tom Haggen: Mr. Corleone never asks a second favor once he’s refused the first, understood? s

 


بیست و دوم بهمن

من نیز غالبا به دلایل سقوط اتحاد جماهیر شوروی می‌اندیشم. چگونه این قدرت غول آسا به این سرعت و وسعت در هم شکست؟ در این باره نظریه‌های عالمانه‌ی بسیاری وجود دارد. اما به گمانم، در همه‌ی آنها یک توضیح ابتدایی مستتر است: این نظام جلوی تغییر را می‌گرفت، از احکام مرده تغذیه می‌کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می‌کرد. سرانجام وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته بود.

الکساندر دوبچک

دوستم نداشته باش ولی…

گروهی فریاد می‌زنند:«دوستم داشته باش!» گروه دیگر:«دوستم نداشته باش!» ولی گروهی هم هستند، بدترین و بدبخت‌ترین آنها، که می‌گویند:«دوستم نداشته باش و به من وفادار باش!»

از کتاب “سقوط”
نوشته‌ی آلبر کامو 

کنفرانس

کنفرانس همایشی از افراد مهم است که به تنهایی کاری نمی‌توانند انجام بدهند اما متفقا می‌توانند تصمیم بگیرند که هیچ کاری نمی‌شود کرد.

فرد آلن، فکاهی نویس آمریکایی