<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رویای آریایی &#187; سینما</title>
	<atom:link href="http://www.3pand.com/category/%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.3pand.com</link>
	<description>یادداشت های اردشیر طیبی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Dec 2011 01:16:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>اگر نه سریال غم دل ز یاد ما ببرد&#8230;</title>
		<link>http://www.3pand.com/1390/08/09/post_1551.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1390/08/09/post_1551.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 Oct 2011 03:27:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1551</guid>
		<description><![CDATA[ذهن من به ندرت در وضعیت استندبای قرار می‌گیرد و در اکثر مواقع مشغول بافتن آسمان و ریسمان به هم است و مدام در حال باززیستن (relive) وقایع گذشته و خیال‌پردازی برای آینده است. لازم است توضیح بدهم که این وضعیت گاهی به شدت آزار دهنده می‌شود؟ اما از اونجایی که چاره جز این است که ناله شبگیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">ذهن من به ندرت در وضعیت استندبای قرار می‌گیرد و در اکثر مواقع مشغول بافتن آسمان و ریسمان به هم است و مدام در حال باززیستن (relive) وقایع گذشته و خیال‌پردازی برای آینده است. لازم است توضیح بدهم که این وضعیت گاهی به شدت آزار دهنده می‌شود؟ اما از اونجایی که چاره جز این است که ناله شبگیر کنم٬ اخیرا با مشغول کردن ذهنم به سریال‌های مختلف افسار ذهنم را کشیده‌ام و تاکنون که خوب جواب داده و کم پیش آمده که ذهنم چنان رم کند که نتوانم با سریال رامش کنم.</p>
<p style="text-align: justify;">در حال حاضر مشغول تماشای هم زمان پنج سریال مختلف هستم که هر پنج‌تا را با وسواس خاصی انتخاب کرده‌ام.</p>
<p style="text-align: justify;">۱- <strong>DEXTER</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><img class="alignright" title="dexter" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTQ4Njk3NzQ3NV5BMl5BanBnXkFtZTcwNzQ5NjE0Ng@@._V1._SY317_CR11,0,214,317_.jpg" alt="" width="128" height="190" />دکستر مورگان کارشناس پزشک قانونی اداره پلیس میامی است ولی کسی نمی‌داند که او در باطن یک قاتل زنجیره‌ای‌ست و مجرمینی که از عدالت فرار کرده‌اند را به سزای‌شان می‌رساند.</p>
<p style="text-align: justify;">فارغ از همه جذابیت‌های پلیسی و معمایی که از یک سریال خوب در این ژانر سراغ دارید، شخصیت دکستر برای من جذابیت خاصی دارد. او به مانند مورسو در کتاب «بیگانه» (اثر درخشان آلبر کامو) بیگانه‌ای در میان جمع است. اما در رمان «بیگانه» مورسو تصمیم می‌گیرد که بازی را بازی نکند و صادقانه احساسش را بیان کند و همین در نهایت منجر به محکومیتش به مرگ خواهد شد. اما دکستر بر خلاف مورسو از ابتدای کودکی اموخته است که به طرز ماهرانه‌ای همرنگ جماعت شود تا از گزند حوادث جان سالم بدر ببرد. در طول این بازی، دکستر نقش یک همسر خوب، برادر دلسوز، پدر مهربان و&#8230; را ارائه می‌کند و در مقابل از قاتل‌های زنجیره‌ای دیگر روش‌های همرنگ جماعت شدن را ذره ذره می‌آموزد.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">در حال حاضر فصل ششم این سریال در حال پخش است و بعید می‌دانم که از تماشایش پشیمان شوید.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">۲- <strong>F.R.I.E.N.D.S</strong></p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;"><img class="alignright" title="Friends" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMzgxMzcxMjYzMl5BMl5BanBnXkFtZTcwMzE3NTEyMQ@@._V1._SY317_CR13,0,214,317_.jpg" alt="" width="128" height="190" />وبسایت imdb این سریال دویست و چهل قسمتی را در این عبارت خلاصه کرده است:«زندگی٬ عشق و سر کله زدن شش جوان ساکن منهتن» اما ناگفته پیداست که فرندز خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. با اینکه پخش این سریال در فاصله سال ۹۴ تا ۲۰۰۴ بوده اما تاکنون و به خاطر صدای خنده‌ی تماشاگرانش نتوانسته بودم بیش از یک اپیزودش را تحمل کنم. اما به تازگی شروع به تماشایش کردم و الان سه فصل اولش را دیده‌ام و قول می‌دهم اگر همان اپیزود اول را تحمل کنید دیگر صدای خنده‌ها روی اعصاب‌تان نخواهد بود و یکی از ناب‌ترین ساخته‌های تاریخ تلویزیون را تماشا خواهید کرد. فرندز بسیار بیشتر از یک سریال معمولی‌ست.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">۳- <strong>Band Of Brothers</strong></p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;"><img class="alignright" title="BOB" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTI3ODc2ODc0M15BMl5BanBnXkFtZTYwMjgzNjc3._V1._SY317_.jpg" alt="" width="124" height="190" />یک مینی سریال تاریخی بر اساس داستانی واقعی از گروهان پنچم نیروی هوایی ارتش آمریکا و نبرد آنها در جنگ جهانی دوم از عملیات نورماندی تا روز پیروزی بر ژاپن. سریال مملو از فکت‌های تاریخی درباره‌ی جنگ جهانی دوم است که هر قسمت آن کارگردان متفاوتی دارد و تهیه کننده‌های آن تام هنکس و استیون اسپیلبرگ هستند.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">این مینی سریال در ده قسمت شصت دقیقه‌ای و در سال ۲۰۰۱ ساخته شده است و برای من انگیزه‌ای بوده تا بوده تا بعد از تماشای هر اپیزود دست به دامن گوگل شوم تا بیشتر راجع به تاریخ جنگ جهانی مطالعه کنم. اگر به این بخش از تاریخ علاقمند هستید از دستش ندهید. البته پیش نیازش این است که تحمل خشونت عریان جنگ را داشته باشید. نبردها بسیار واقعی و مهیج بازسازی شده‌اند.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">۴- <strong>Sherlock</strong></p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;"><img class="alignright" title="Sherlock" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTQyNTU4NzA4NF5BMl5BanBnXkFtZTcwODg1NTA4Mw@@._V1._SY317_CR5,0,214,317_.jpg" alt="" width="128" height="190" />شرلوک هلمز دوست داشتنی ٍ سر آرتور کانن دویل را به خاطر دارید؟ صاف بیاوریدش وسط دنیای مدرن. یک عدد جان واتسون هم به آن اضافه کنید تا ترکیب هیجان انگیزتان کامل شود. نتیجه سریالی خواهد بود که هرچند به جز عناصر اصلی‌اش هیچ ربطی به کتاب کانن دویل ندارد٬ اما همچنان می‌توان عاشق شرلوک هلمزش شد.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">این سریال که محصول شبکه‌ی بی‌بی‌سی است فعلا یک فصلش پخش شده که شامل سه اپیزود است و البته هر اپیزودش نود دقیقه است. البته تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی هم در حال پخش دوبله‌ی فارسی این سریال است.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">فصل دومش هم قرار است سال ۲۰۱۲ پخش بشود.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">۵-<strong> BigBang Theory</strong></p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;"><img class="alignright" title="BBT" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTgwMzM2MTk5N15BMl5BanBnXkFtZTcwNzU4MTAwNA@@._V1._SY317_CR27,0,214,317_.jpg" alt="" width="128" height="190" />چهار پسر نابغه در علم و خنگ در زندگی و یک دختر خانوم خوشگل در همسایگی آنها. تقریبا همان الگوی فرندز را دنبال می‌کند اما اگر خیلی جدی بخواهیم بگیریمش باید گفت چیزی در مایه‌های How i met your mother است. شخصیت‌هایش هرکدام شوخی‌های خاص و جذابیت خودشان را دارند و اگر دنبال سریالی می‌گردید که ذهن‌تان را درگیر خودش نکند و با شوخی‌های سطحی‌اش وقتتان را پر کنید٬ این همان است که دنبالش می‌گردید.</p>
<p style="direction: rtl; text-align: justify;">پخش فصل پنجمش هم تازه شروع شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1390/08/09/post_1551.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Memento</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/08/08/post_1239.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/08/08/post_1239.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Oct 2010 08:41:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/06/18/post_1239.html</guid>
		<description><![CDATA[- ناتالی: آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟ - لئونارد شلبی: همسرم&#8230; ناتالی: چه عاشقانه! لئونارد شلبی: &#8230;در حال مرگ. Memento / Christopher Nolan]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="memento" src="http://www.njfilmfest.com/Memento235.jpg" alt="" width="450" height="337" /></p>
<p><strong>- ناتالی:</strong> آخرین چیزی که یادت میاد چیه؟</p>
<p><strong>- لئونارد شلبی:</strong> همسرم&#8230;</p>
<p><strong>ناتالی:</strong> چه عاشقانه!</p>
<p><strong>لئونارد شلبی:</strong> &#8230;در حال مرگ.</p>
<p>Memento / Christopher Nolan</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/08/08/post_1239.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Machinist</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/06/18/post_1241.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/06/18/post_1241.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Sep 2010 08:47:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[Machinist]]></category>
		<category><![CDATA[ماشینیست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/06/18/post_1241.html</guid>
		<description><![CDATA[(ترور رزنیک در کنار فاحشه‌ای روی تخت دراز کشیده است) - فاحشه: ترور من نگران تو هستم - ترور رزنیک: نگران نباش تا حالا کسی از بی‌خوابی نمرده فاحشه: (می‌خندد) امیدوارم اتفاقی برات نیفته، آخه تو بهترین مشتری من هستی. طاقت از دست دادنت رو ندارم ترور رزنیک: هه هه، قربونت The Machinist (2004) / [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><em>(ترور رزنیک در کنار فاحشه‌ای روی تخت دراز کشیده است)</em></p>
<p><strong>- فاحشه:</strong> ترور من نگران تو هستم</p>
<p><strong>- ترور رزنیک:</strong> نگران نباش تا حالا کسی از بی‌خوابی نمرده</p>
<p><strong>فاحشه:</strong> <em>(می‌خندد)</em> امیدوارم اتفاقی برات نیفته، آخه تو بهترین مشتری من هستی. طاقت از دست دادنت رو ندارم</p>
<p><strong>ترور رزنیک:</strong> هه هه، قربونت</p>
<p><a href="http://www.imdb.com/title/tt0361862/"><strong>The Machinist (2004)</strong></a><strong> / Brad Anderson</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/06/18/post_1241.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Memento</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/06/17/post_1230.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/06/17/post_1230.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 08 Sep 2010 16:34:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[memento]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[کریستوفر نولان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/06/17/post_1230.html</guid>
		<description><![CDATA[some memories are best forgotten]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="Memento" src="http://movienewsfirst.com/wp-content/uploads/2010/06/Memento.jpg" alt="" width="480" height="301" /></p>
<p style="text-align: center;"><strong>some memories are best forgotten</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/06/17/post_1230.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Trois couleurs: Rouge</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/04/19/post_1207.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/04/19/post_1207.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Jul 2010 21:58:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[آدم‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/04/19/post_1207.html</guid>
		<description><![CDATA[مردها دو دسته‌ان؛ یا یک قاضی بازنشسته هستند که بعد از خیانت دوست دخترشون بلیط کشتی نداشتن یا یک قاضی جوان هستند که بعد از خیانت دوست دخترشون بلیط کشتی رو داشتن پ.ن: سلام آقای کیشلوفسکی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردها دو دسته‌ان؛<br />
یا یک قاضی بازنشسته هستند که بعد از خیانت دوست دخترشون بلیط کشتی نداشتن<br />
یا یک قاضی جوان هستند که بعد از خیانت دوست دخترشون بلیط کشتی رو داشتن</p>
<p><strong>پ.ن:</strong> <a href="http://www.imdb.com/title/tt0111495/">سلام آقای کیشلوفسکی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/04/19/post_1207.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Horton Hears a Who</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/03/23/post_1192.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/03/23/post_1192.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Jun 2010 20:57:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/03/23/post_1192.html</guid>
		<description><![CDATA[هورتون: یه شخص کوچولویی روی ذره هست که به کمک من احتیاج داشت کانگرو: مزخرفه؛ هیچ موجودی به این کوچولویی وجود نداره هورتون: خوب شاید اونا کوچیک نیستن&#8230;شاید&#8230;شاید ما بزرگیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>هورتون:</strong> یه شخص کوچولویی روی ذره هست که به کمک من احتیاج داشت</p>
<p><strong>کانگرو:</strong> مزخرفه؛ هیچ موجودی به این کوچولویی وجود نداره</p>
<p><strong>هورتون:</strong> خوب شاید اونا کوچیک نیستن&#8230;شاید&#8230;شاید ما بزرگیم</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/03/23/post_1192.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آنها که معلم ما نیستند&#8230;</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/10/07/post_1164.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/10/07/post_1164.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 09:59:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1164</guid>
		<description><![CDATA[فیلم Lion of the dessert ماجرای مبارزه‌ی عمر مختار، قهرمان مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، را با بازی درخشان آنتونی کویین به تصویر می‌کشد. در سکانسی از این فیلم دو سرباز ایتالیایی به دست یاران عمر مختار اسیر می‌شوند و گفتگویی برای سرنوشت آنان در می‌گیرد. سربازی می‌پرسد:&#8221;با این دو چه بکنیم؟&#8221; سرباز دیگری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://sibestaan.malakutonline.org/people-vs-police.jpg" alt="" /></p>
<p>فیلم <a href="http://www.imdb.com/title/tt0081059/">Lion of the dessert</a> ماجرای مبارزه‌ی عمر مختار، قهرمان مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، را با بازی درخشان آنتونی کویین به تصویر می‌کشد. در سکانسی از این فیلم دو سرباز ایتالیایی به دست یاران عمر مختار اسیر می‌شوند و گفتگویی برای سرنوشت آنان در می‌گیرد. سربازی می‌پرسد:&#8221;با این دو چه بکنیم؟&#8221; سرباز دیگری با چشمانی خون‌بار پاسخ می‌دهد:&#8221;باید بکشیمشان&#8221; همه نگاه‌ها به عمر مختار خیره می‌شود. اوست که به عنوان فرمانده‌ی گروه باید دستور نهایی را صادر کند و در نهایت می‌گوید:</p>
<p><strong>-ما به اسرا آسیبی نمی‌زنیم</strong></p>
<p>[سربازی بر او خرده می‌گیرد:] <strong>- اما ما اگر در چنگ آنها اسیر شویم حتما ما را می‌کشند.</strong></p>
<p>[عمر مختار پاسخ می‌دهد:] <strong>- خوب بکشند! ما نمی‌کشیم. آنها که معلم ما نیستند</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/10/07/post_1164.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>Eternal sunshine of the spotless mind</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/09/16/post_1159.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/09/16/post_1159.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 17:26:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1159</guid>
		<description><![CDATA[Joel: Wait Clementine: Why Joel: I don&#8217;t know. Just wait&#8230; for a while]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: left;"><strong>Joel: </strong>Wait</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Clementine:</strong> Why</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Joel:</strong> I don&#8217;t know. Just wait&#8230; for a while</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/09/16/post_1159.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از پشت صحنه‌ها متنفرم</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/08/09/post_1141.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/08/09/post_1141.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 20:46:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1141</guid>
		<description><![CDATA[لعنت به برنامه‌هایی که مراحل ساخت و به اصطلاح پشت صحنه‌ی فیلم‌ها را نمایش می‌دهند. ظرف ده دقیقه گند می‌زنند به همه‌ی رویاهایی که با دیدن آن فیلم‌ها داشته‌ای. انگار می‌خواهند به ریشت بخندند که بدانی بازی خورده‌ای و اینها &#8220;فقط در فیلم‌ها رخ می‌دهد&#8221; و زندگی واقعی از این خبرها نیست. متنفرم از همه‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>لعنت به برنامه‌هایی که مراحل ساخت و به اصطلاح پشت صحنه‌ی فیلم‌ها را نمایش می‌دهند. ظرف ده دقیقه گند می‌زنند به همه‌ی رویاهایی که با دیدن آن فیلم‌ها داشته‌ای. انگار می‌خواهند به ریشت بخندند که بدانی بازی خورده‌ای و اینها &#8220;فقط در فیلم‌ها رخ می‌دهد&#8221; و زندگی واقعی از این خبرها نیست.</p>
<p>متنفرم از همه‌ی پشت صحنه‌ها. متنفرم از مصاحبه با عوامل فیلم و کادرهای مسخره‌ای که دو عاشق و معشوق ِ فیلم را در حالی نشان می‌دهد که کمترین احساسی در چهره‌شان دیده نمی‌شود. متنفرم از فرش قرمز‌هایی که قهرمان ِ کشته شده‌ی آخر فیلم، با کروات و کت شلواری براق بر رویش قدم می‌زند. از آن فلاش دوربین‌ها متنفرم.</p>
<p>فیلم را باید زندگی کرد، باید وقتی eternal sunshine of the spotless mind را می‌بینی بروی در کالبد جول و آنجا که تلاش می‌کند جلوی پاک شدن کلمنتاین از خاطراتش را بگیرد همراهش بدوی و فرار کنی در لابلای خاطره‌ها. باید وقتی Memento را می‌بینی لئونارد باشی و ماشه را به روی قاتل همسرت بچکانی و با خونسردی از او عکس بگیری و بروی سراغ قاتل بعدی.  باید در Eyes wide shot دکتر هارفورد باشی و بخزی روی تختخوابی که در آن همسرت آلیس خیانتش را تعریف می‌کند و بعد بروی بیرون و دیوانه بازی در بیاوری. باید در &#8220;خوب، بد، زشت&#8221; توکو باشی و در آن دوئل سه نفره اسلحه‌ات را خالی بیابی و قلبت بایستد از ترس.</p>
<p>پشت صحنه‌ها ساخته شده‌اند تا احساست را به مسخره بگیرند، دور بریزید همه‌شان را. فیلم را باید زندگی کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/08/09/post_1141.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیگانه‌ای به نام الی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/04/20/post_1089.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/04/20/post_1089.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 15:45:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1089</guid>
		<description><![CDATA[دیروز &#8220;درباره الی&#8230;&#8221; تازه‌ترین ساخته‌ی اصغر فرهادی را در سینما فرهنگ دیدم. معمولا سعی می‌کنم قبل از تماشای فیلم‌ها پیش زمینه‌ای راجع به داستان آن نداشته باشم و هیچ نقد و گزارشی راجع به آن نمی‌خوانم. البته می‌دانستم که اکثر منتقدین سینمایی فیلم را تحسین کرده‌اند اما بین مردم می‌شنیدم که &#8220;فیلم خوبی نیست&#8221; یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://ia.media-imdb.com/images/M/MV5BMTI4MDAyOTQzM15BMl5BanBnXkFtZTcwMTYxMDkyMg@@._V1._SX266_SY400_.jpg" alt="" /></p>
<p>دیروز &#8220;درباره الی&#8230;&#8221; تازه‌ترین ساخته‌ی اصغر فرهادی را در سینما فرهنگ دیدم. معمولا سعی می‌کنم قبل از تماشای فیلم‌ها پیش زمینه‌ای راجع به داستان آن نداشته باشم و هیچ نقد و گزارشی راجع به آن نمی‌خوانم. البته می‌دانستم که اکثر منتقدین سینمایی فیلم را تحسین کرده‌اند اما بین مردم می‌شنیدم که &#8220;فیلم خوبی نیست&#8221; یا &#8220;آنطوری که گمان می‌کردیم نبود&#8221; و &#8220;به چه چیز این جایزه داده‌اند؟&#8221; برای همین دیروز قبل از اینکه سانسی که بلیط آن را داشتم شروع بشود به جلوی درب خروج سینما فرهنگ رفتم و فالگوش ایستادم تا واکنش مردمی که فیلم را دیده‌اند بشنوم. بر خلاف اکثر فیلم‌ها مردم خیلی ساکت از سینما بیرون می‌آمدند. تنها صدایی که شنیدم مربوط به پسر جوانی بود که به بانوی همراهش می‌گفت:&#8221;همچین می‌گفتن درباره‌ی الی درباره‌ی الی، گفتیم حالا چی هست&#8221; و دختر هم پاسخ داد:&#8221;تقصیر تو بود، من گفتم بریم امشب شب مهتابه رو ببینیم تو قبول نکردی&#8221; و دور شدند.</p>
<p>بعد از اینکه فیلم را دیدم بیشتر دلیل حرف‌های عموم مردم را فهمیدم و به دلیل سکوت‌شان موقع خروج از سینما پی بردم. مردمی که از سینما خارج می‌شدند از اظهار نظر راجع به فیلم خودداری می‌کردند چون &#8220;درباره‌ی الی&#8230;&#8221; آیینه تمام نمای خود ماست و اصغر فرهادی با ظرافت نقاب از چهره‌ی ما انسان‌هایی که صداقت را فراموش کرده‌ایم برداشته و رسوایمان کرده و نشان داده که چگونه برای منافع خودمان حاضریم حقیقت را کتمان کنیم.</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">&#8211;هشدار: پاراگراف زیر ممکن است بخشی از داستان را لو بدهد&#8212;</span></strong></p>
<p>ایده‌ی غرق شدن دختر جوان و کاوش جسد او خیلی‌ها را به یاد فیلم L&#8217; Avventura ساخته‌ی آنتونیونی انداخته است اما به نظر من فیلم تصویری تمام عیار از رمان بیگانه اثر آلبر کامو است. الی همچون مورسو بیگانه‌ای در میان جامعه (در فیلم جمع ده نفره) است، مانند مورسو با دوستانش به ساحل دریا سفر کرده است و مانند مورسو به به خاطر صداقتش محاکمه می‌شود. و {به زعم من} مانند مورسو مرگ یا زندگی‌اش در هاله‌ای از ابهام می‌ماند {به نظر شما جسدی که در پایان فیلم نشان داده می‌شود شبیه الی بود؟}</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;">&#8212;پایان خطر لوث شدن داستان&#8212;</span></strong></p>
<p>اینگونه است که اصغر فرهادی ما را میخکوب می‌کند و مردم سینما را با سکوت ترک می‌کنند. او نیمی از فیلمنامه را صرف این کرده که ما را به شخصیت‌ها نزدیک کند و مردم در همذات پنداری با شخصیت‌ها قرار می‌گیرند و باور می‌کنند که اینها خود ِ خود ِ ما هستیم و به اینجا که می‌رسد فاجعه رخ می‌دهد و هرکدام از آن آدمها سعی می‌کنند که از آن فرار کنند و ساده‌ترین راه ممکن چیست؟ دروغ گفتن! و اینجا اصغر فرهادی آیینه را رو به ما می‌چرخاند و هرکدام خودمان را می‌بینیم که برای فرار از مسئولیت صداقت را دفن می‌کنیم و البته ژست صادق بودن را هم فراموش نمی‌کنیم.</p>
<p>یکبار دیگر جمله‌ای که آلبر کامو در مقدمه‌ی رمان بیگانه نوشته را به خاطر بیاورید:&#8221; دروغ گفتن تنها گفتن آن چیزی نیست که وجود ندارد. افزون اینکه بیش از آنچه که هست بگوییم و وقتی به حس آدمی ربط پیدا می‌کند، گفتن ِ بیش از آنچه که حس می‌شود است.&#8221;</p>
<p>&#8220;درباره الی&#8230;&#8221; فیلمی است که، دست کم برای ادای دین به اصغر فرهادی، ارزش بارها و بارها دیدن را دارد. از شما ممنونم آقای فرهادی به خاطر حضورتان و لذتی که تماشای اثر تازه‌تان در یک عصر جمعه‌ی غمگین در این تابستان لعنتی به من عطا کرد. باز هم به تماشای &#8220;درباره الی&#8230;&#8221; خواهم رفت و باز هم راجع به آن خواهم نوشت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/04/20/post_1089.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

