ادوارد دست قیچی
هفته ها، بلکه ماه ها، است که فیلم "ادوارد دست قیچی" ساخته تیم برتون در آرشیوم قرار داشت و با اینکه علاقه بسیار زیادی به تماشایش داشتم، هر دفعه اتفاقی می افتاد و منصرف می شدم. انگار هنوز وقتش نرسیده بود که این فیلم را ببینم و روح کودکانه و جذاب تیم برتون جلویم را می گرفت. انگار باید زمانش فرا می رسید، زمانی که شاهکار هنری برتون را بهتر از هر وقت دیگری بتوانم درک کنم.
هفته پیش سرانجام این اتفاق افتاد، تمام شنیده هایم از این فیلم را دور ریختم و به تماشایش نشستم و لحظه به لحظه بیشتر غرق در سکانس های فیلم می شدم. ماجرا از این قرار است که ادوارد، پسرکی که هم در ظاهر و هم در باطن با بقیه انسانها متفاوت است، از قلعه تنهایی که مدت ها در آن فرو رفته بود بیرون کشیده می شود و پا در دنیایی می گذارد که با ذات پاک او همگون نیست. در این دنیا فقط خانمی به نام پگ، همسرش و همچنین دختر آنها یعنی کیم هستند که ادوارد را درک می کنند.
ادوارد خیلی سریع متوجه می شود که عاشق کیم شده است، اما کیم گرفتار یک رابطه به ظاهر عاشقانه با پسر دیگری به نام جیم است. رنگ رخسار ادوارد خیلی راحت سر درونی او را فاش می کند و جیم و کیم متوجه عشق او می شوند. اما جیم هرگز تصورش را هم نمی کند که این پسرک «چلاغ» تهدیدی برای رابطه اش با کیم باشد. اما به مرور زمان جیم دست به کارهای احمقانه ای می زند تا بتواند کیم را برای خودش حفظ کند و ادوارد را از بازی خارج کند. به مرور زمان کیم هم احساس می کند که عاشق ادوارد شده است، یک شب از او می خواهد که در آغوش بگیردش اما ادوارد قبول نمی کند، ناگهان جیم وارد اطاق می شود و آن دو را مقابل هم می بیند، ادوارد هول می شود و قیچی های سر دستش کف دستان کیم را خراش می دهد و جیم شروع به داد و قال می کند و سعی دارد به همه نشان بدهد که ادوارد قصد داشته به کیم آسیب بزند. دیالوگ بی نظیری بین جیم و کیم شکل می گیرد:
جیم: {بعد از دیدن اینکه ادوارد اتفاقی کف دست کیم را خراش داد} هی! بالاخره کار خودت رو کردی!
کیم: جیم این فقط یه خراشه!
پگ(مادر کیم): چی شده؟
جیم: دکتر خبر کنید، اون می خواست کیم رو با اون دستاش به سیخ بکشه!
کیم: اون کاری به من نداشت
جیم {در حالی درگیر شدن با ادوارد و هل دادن او}: تو نمی تونی هیچی رو لمس کنی و بهش آسیب نزنی، تو فکر کردی کی هستی، ها؟ از اینجا گمشو بیرون، برو احمق!
جیم {خطاب به کیم}: او سعی کرد که بهت آسیب بزنه
کیم: نه اون اینکار رو نکرد و خودت هم خوب می دونی این رو!
جیم: دیوونه شدی؟ خودم دیدم…
کیم {با نگاهی خیره به چشمان جیم}: جیم، دیگه عاشقت نیستم، فقط ازت می خوام که بری، اوکی؟ فقط برو
جیم: تو جدی هستی؟ من رو می خوای به خاطر یه نفر مثل اون از دست بدی؟ اون حتی شبیه آدمیزاد هم نیست
کیم: فقط از اینجا برو بیرون، اوکی؟ فقط برو
کیم {بعد از رفتن جیم}: پدر، ندیدی ادوارد کدوم طرفی رفت؟
ادوارد، اندوهگین از اینکه چرا باعث خراشیده شدن دست کیم شده است، در خیابان پرسه می زند و سرانجام برای فرار از دست پلیس مجبور می شود که به خانه کیم بازگردد. در خانه تنها کیم حضور دارد و پدر و مادرش در شهر به دنبال ادوارد می گردند، اینبار اوست که آغوشش را باز می کند و کیم در آغوش او آرام می گیرد. اما اذیت و آزار مردم شهر تمامی ندارد و هر روز قلب ادوارد را می شکنند.
سرانجام در پایان فیلم ادوارد دست قیچی، خسته از مردمی که معنی محبت را فراموش کرده اند به قلعه تنهایی اش باز می گردد و جیم هم پای به حریم تنهایی اش می گذارد تا ادوارد را از بین ببرد. سکانس بی نظیری در این لحظه شکل می گیرد و کیم، ادوارد و جیم هر سه در یکی از اطاق های قلعه ادوارد با هم روبرو می شوند، یک طرف نگاه عاشقانه و پاک ادوارد قرار دارد، یک طرف هم چشمان هراسان کیم اطراف را جستجو می کند و از سوی دیگر جیم و قلب پر از نفرتش به آن دو نفر نگاه می کند…وقت خداحافظی است، یک نفر باید حذف شود و "آنکه دلش زنده شد به عشق" باقی می ماند و نفرت سقوط می کند. لب های کیم و ادوارد دست قیچی به همدیگر گره می خورد، ادوارد می گوید:بدروود و کیم پاسخ می دهد: عاشقتم و سرانجام کیم از قلعه بیرون می آید و به مردمی که پرسشگرانه او را دنبال می کنند می گوید که جیم و ادوارد با هم درگیر شدند و همدیگر را کشتند. کیم دیگر هرگز به آن قلعه باز نمی گردد و ادوارد هم دیگر هیچ وقت پایش را بیرون از قلعه نمی گذارد، اما عشق آنها تا ابد در قلب هایشان می ماند و هر بار که برف می آید کیم به یاد آن زمستانی می افتد که در مقابل ادوارد و زیر بارش برف می رقصید.
فیلم با دیالوگ جالبی تمام می شود؛ کیم در حالی که پیر و رنجور شده در حال تعریف این داستان برای دختر بچه ای کوچک است، دخترک از او می پرسد، که از کجا می دانی ادوارد هنوز هم زنده است؟ کیم پاسخ می دهد:«چون هنوز هم برف می بارد» و تا زمانی که آسمان می بارد، عشق بین آنها فروزان است.









