اگر نه سریال غم دل ز یاد ما ببرد…
ذهن من به ندرت در وضعیت استندبای قرار میگیرد و در اکثر مواقع مشغول بافتن آسمان و ریسمان به هم است و مدام در حال باززیستن (relive) وقایع گذشته و خیالپردازی برای آینده است. لازم است توضیح بدهم که این وضعیت گاهی به شدت آزار دهنده میشود؟ اما از اونجایی که چاره جز این است که ناله شبگیر کنم٬ اخیرا با مشغول کردن ذهنم به سریالهای مختلف افسار ذهنم را کشیدهام و تاکنون که خوب جواب داده و کم پیش آمده که ذهنم چنان رم کند که نتوانم با سریال رامش کنم.
در حال حاضر مشغول تماشای هم زمان پنج سریال مختلف هستم که هر پنجتا را با وسواس خاصی انتخاب کردهام.
۱- DEXTER
دکستر مورگان کارشناس پزشک قانونی اداره پلیس میامی است ولی کسی نمیداند که او در باطن یک قاتل زنجیرهایست و مجرمینی که از عدالت فرار کردهاند را به سزایشان میرساند.
فارغ از همه جذابیتهای پلیسی و معمایی که از یک سریال خوب در این ژانر سراغ دارید، شخصیت دکستر برای من جذابیت خاصی دارد. او به مانند مورسو در کتاب «بیگانه» (اثر درخشان آلبر کامو) بیگانهای در میان جمع است. اما در رمان «بیگانه» مورسو تصمیم میگیرد که بازی را بازی نکند و صادقانه احساسش را بیان کند و همین در نهایت منجر به محکومیتش به مرگ خواهد شد. اما دکستر بر خلاف مورسو از ابتدای کودکی اموخته است که به طرز ماهرانهای همرنگ جماعت شود تا از گزند حوادث جان سالم بدر ببرد. در طول این بازی، دکستر نقش یک همسر خوب، برادر دلسوز، پدر مهربان و… را ارائه میکند و در مقابل از قاتلهای زنجیرهای دیگر روشهای همرنگ جماعت شدن را ذره ذره میآموزد.
در حال حاضر فصل ششم این سریال در حال پخش است و بعید میدانم که از تماشایش پشیمان شوید.
۲- F.R.I.E.N.D.S
وبسایت imdb این سریال دویست و چهل قسمتی را در این عبارت خلاصه کرده است:«زندگی٬ عشق و سر کله زدن شش جوان ساکن منهتن» اما ناگفته پیداست که فرندز خیلی بیشتر از این حرفهاست. با اینکه پخش این سریال در فاصله سال ۹۴ تا ۲۰۰۴ بوده اما تاکنون و به خاطر صدای خندهی تماشاگرانش نتوانسته بودم بیش از یک اپیزودش را تحمل کنم. اما به تازگی شروع به تماشایش کردم و الان سه فصل اولش را دیدهام و قول میدهم اگر همان اپیزود اول را تحمل کنید دیگر صدای خندهها روی اعصابتان نخواهد بود و یکی از نابترین ساختههای تاریخ تلویزیون را تماشا خواهید کرد. فرندز بسیار بیشتر از یک سریال معمولیست.
۳- Band Of Brothers
یک مینی سریال تاریخی بر اساس داستانی واقعی از گروهان پنچم نیروی هوایی ارتش آمریکا و نبرد آنها در جنگ جهانی دوم از عملیات نورماندی تا روز پیروزی بر ژاپن. سریال مملو از فکتهای تاریخی دربارهی جنگ جهانی دوم است که هر قسمت آن کارگردان متفاوتی دارد و تهیه کنندههای آن تام هنکس و استیون اسپیلبرگ هستند.
این مینی سریال در ده قسمت شصت دقیقهای و در سال ۲۰۰۱ ساخته شده است و برای من انگیزهای بوده تا بوده تا بعد از تماشای هر اپیزود دست به دامن گوگل شوم تا بیشتر راجع به تاریخ جنگ جهانی مطالعه کنم. اگر به این بخش از تاریخ علاقمند هستید از دستش ندهید. البته پیش نیازش این است که تحمل خشونت عریان جنگ را داشته باشید. نبردها بسیار واقعی و مهیج بازسازی شدهاند.
۴- Sherlock
شرلوک هلمز دوست داشتنی ٍ سر آرتور کانن دویل را به خاطر دارید؟ صاف بیاوریدش وسط دنیای مدرن. یک عدد جان واتسون هم به آن اضافه کنید تا ترکیب هیجان انگیزتان کامل شود. نتیجه سریالی خواهد بود که هرچند به جز عناصر اصلیاش هیچ ربطی به کتاب کانن دویل ندارد٬ اما همچنان میتوان عاشق شرلوک هلمزش شد.
این سریال که محصول شبکهی بیبیسی است فعلا یک فصلش پخش شده که شامل سه اپیزود است و البته هر اپیزودش نود دقیقه است. البته تلویزیون فارسی بیبیسی هم در حال پخش دوبلهی فارسی این سریال است.
فصل دومش هم قرار است سال ۲۰۱۲ پخش بشود.
۵- BigBang Theory
چهار پسر نابغه در علم و خنگ در زندگی و یک دختر خانوم خوشگل در همسایگی آنها. تقریبا همان الگوی فرندز را دنبال میکند اما اگر خیلی جدی بخواهیم بگیریمش باید گفت چیزی در مایههای How i met your mother است. شخصیتهایش هرکدام شوخیهای خاص و جذابیت خودشان را دارند و اگر دنبال سریالی میگردید که ذهنتان را درگیر خودش نکند و با شوخیهای سطحیاش وقتتان را پر کنید٬ این همان است که دنبالش میگردید.
پخش فصل پنجمش هم تازه شروع شده است.

