ضرب الکچل
ماوس اسکرول نمیکرد
جارو به دمش میبست
ماوس اسکرول نمیکرد
جارو به دمش میبست
مقدمه چینی نمیکنم. خلاصهی حرفم این است که “دانشگاه آزاد اسلامی” تنها نهاد غیر انتفاعی در جمهوری اسلامی است که به معنای واقعی کلمه کار میکند و به نسبتی که از او انتظار میرود بازدهی دارد.
من به عنوان یک دانشجوی واحد قزوین این دانشگاه انتقادهای بسیاری هم به این مجموعه دارم ولی در کل نمیتوانم تحسین خودم را از اقدامات علمی و آموزشی این دانشگاه پنهان کنم. فقط در واحد قزوین، نزدیک به ۳۰ هزار دانشجو مشغول تحصیل هستند و هزاران نفر از سال ۱۳۷۲ تاکنون فارغ التحصیل شدند. این ۳۰ هزار نفر و آن چند هزار نفر همانهایی هستند که به هر دلیلی پشت درهای بستهی دانشگاه دولتی مانده بودند و شاید از سر ناچاری دانشگاه آزاد را انتخاب کردهاند ولی بسیاری از آنها الان با همان مدرک کارشناسی که از دانشگاه آزاد گرفتهاند در اروپا و آمریکا مشغول ادامه تحصیل هستند، بسیاری از آنها به تولیدات علمی کشور افزودهاند و تیم مکاترونیک دانشگاه آزاد قزوین پر افتخارترین تیم در مسابقات روبوکاپ جهانی است (بله درست خواندید، نه تنها بالاتر از شریف و امیرکبیر، بلکه بالاتر از هر دانشگاه دیگری در جهان) موفقیتهای تیم بتن و تیم معماری این دانشگاه و همچنین پیشتازیاش در مسابقات جهانی اختراعات را هم شاید جسته و گریخته شنیده باشید.
در دانشکدهی صنایع دانشگاه آزاد قزوین بهترین اساتید ایران (از جمله روسای سابق و فعلی دانشکده صنایع شریف) مشغول تدریس هستند و… روده درازی نمیکنم، اما همهی این موفقیتها در حالی بدست امده که دانشگاه آزاد برای هر ترم چیزی بین چهارصد تا ششصد هزار تومان از دانشجویانش دریافت میکند. در حالی که این رقم برای دانشگاههای سراسری بالای یک میلیون تومان است (که البته غیر مستقیم از جیب ملت و از حساب دولت خرج میشود)
باز هم تاکید میکنم، انتقاد به دانشگاه آزاد زیاد است (از جمله روش برگزاری آزمون ورودی و سپس پذیرش دانشجویش) ولی هر طور که نگاه کنیم، چه از زاویهی اصل ۴۴ قانون اساسی و چه از مقایسه با دانشگاههای سراسری، خدمات دانشگاه آزاد بسیار بیشتر از آنی بوده که بهانهای دست دولت برای مصادره بدهد.
بر میگردم به جملهای که با آن مطلب را شروع کردم: دانشگاه آزاد اسلامی تنها نهاد غیر انتفاعی در جمهوری اسلامی است که کارش را درست انجام میدهد. میدانم که باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید و برادران ارزشی تحمل چنین تضادی را ندارند، ولی لطفا دست از سر دانشگاه آزاد بردارید و بگذارید کارش را بکند. اگر خیلی نگران گسترش این دانشگاه (به هر دلیلی) هستید، بهتر است ظرفیت فضای آموزشی در دانشگاه سراسری را افزایش دهید. مطمئن باشید هیچ کس بدش نمیآید مجانی درس بخواند ولی وقتی ظرفیت دانشگاه شریف یا دانشگاه تهران و… همانی هست که ۳۰ سال پیش بود چه انتظاری دارید که ما دانشگاهی که در همان سطح (و شاید بهتر) خدمات آموزشی ارائه میدهد را رها کنیم و برویم غاز بچرانیم؟
پینوشت: منظور از دانشگاه آزاد در این متن واحد قزوین آن است که نویسنده تجربهی تحصیل در آن رادارد. البته محتوای این متن را با تقریب خوبی میتوان به سایر واحدهای این دانشگاه نیز نسبت داد.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار فیلم نادیده در دیویدی رام است
پردهی اول:
فراز کمالوند، سرمربی تیم فوتبال تراکتورسازی، در حالی که تیمش یک بر صفر از ابومسلم عقب است و یک پنالتی هم علیهاش گرفته شده به نشانهی اعتراض تیمش را از زمین میخواهد بیرون بکشد. همه کنار زمین مشغول چک و چانه زدن و قسم دادن هستند که اینکار را نکند. فیلمبرداری زیرک در همین لحظات تصویر و صدایی از او ضبط کرده که برای من ماندگارترین دیالوگ سال است: “ما که بازی رو باختیم، دیگه دو هیچ و سه هیچش که فرقی نداره!”
پردهی دوم:
قلبی چپ و راست شکسته میشود و صاحب قلب هر دفعه میگوید که بی خیال بابا، لت ایت گو. درست میشود. فردا روز بهتری خواهد بود. امید، عشق، زندگی، هیجان، آره…ولی یک روز، بدون هیاهو، تیمش را از زمین بیرون میکشد و میرود که سرش را بگذارد بمیرد. گور بابای خودتان و قضاوتهای ذهنتان و دو هیچ و سه هیچتان.
پ.ن: نویسنده پیشاپیش کشدارترین فحشهایش را نثار پرسشگران میدارد.