<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رویای آریایی &#187; رادیو و تلویزیون</title>
	<atom:link href="http://www.3pand.com/category/%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88-%d9%88-%d8%aa%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%86/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.3pand.com</link>
	<description>یادداشت های اردشیر طیبی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 08:47:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>یک جهان یک جاودانی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/03/29/post_1200.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/03/29/post_1200.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Jun 2010 23:01:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/03/29/post_1200.html</guid>
		<description><![CDATA[رضا جاودانی: آقای نصیرزاده، گلی که بازیکن یونان زد به نام زننده‌ی گل ثبت میشه؟* هوشنگ نصیرزاده: نه پس به نام ننه‌ی جنابعالی ثبت میشه** *واقعی ** این رو نصیرزاده تو دلش گفت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>رضا جاودانی:</strong> آقای نصیرزاده، گلی که بازیکن یونان زد به نام زننده‌ی گل ثبت میشه؟<span style="color: #ff0000;">*</span></p>
<p><strong>هوشنگ نصیرزاده:</strong> نه پس به نام ننه‌ی جنابعالی ثبت میشه<span style="color: #0000ff;">**</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">*</span>واقعی</p>
<p><em><span style="color: #0000ff;">**</span> این رو نصیرزاده تو دلش گفت</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/03/29/post_1200.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شما یادت نمیاد؛ از آقات بپرس ایشون یادشه</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/03/26/post_1197.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/03/26/post_1197.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 16 Jun 2010 19:53:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/03/26/post_1197.html</guid>
		<description><![CDATA[یه زمانی بهرام شفیع و اسکندر کوتی کل کل داشتن سر اینکه اسم امانوئل پتی چطوری تلفظ میشه. یکی می‌گفت پوتی و یکی می‌گفت پتی (به کسر پ) بعد سر یه بازی کوتی اومد گفت که من رفتم از سفارت فرانسه پرسیدم، خودشون گفتن اسمش پتی نوشته میشه و پوتی تلفظ می‌کنن اینجور مملکتی داشتیم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یه زمانی بهرام شفیع و اسکندر کوتی کل کل داشتن سر اینکه اسم امانوئل پتی چطوری تلفظ میشه. یکی می‌گفت پوتی و یکی می‌گفت پتی (به کسر پ)</p>
<p>بعد سر یه بازی کوتی اومد گفت که من رفتم از سفارت فرانسه پرسیدم، خودشون گفتن اسمش پتی نوشته میشه و پوتی تلفظ می‌کنن</p>
<p>اینجور مملکتی داشتیم یعنی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/03/26/post_1197.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من و سرباز و مسعود دهنمکی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1389/01/12/post_1174.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1389/01/12/post_1174.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Apr 2010 09:46:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1389/01/12/post_1174.html</guid>
		<description><![CDATA[این روزها که بحث درباره مسعود دهنمکی و سریالش داغ است یاد اتفاقی افتادم که در اواسط سال گذشته شاهدش بودم. جلوی دکه روزنامه فروشی در خیابان گلبرگ غربی ایستاده بودم و تیتر روزنامه‌ها را مرور می‌کردم. سربازی هم کنارم بود و لابلای روزنامه‌های ورزشی را نگاه می‌کرد. یک نفر دیگر هم بود که نه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها که بحث درباره مسعود دهنمکی و سریالش داغ است یاد اتفاقی افتادم که در اواسط سال گذشته شاهدش بودم.</p>
<p>جلوی دکه روزنامه فروشی در خیابان گلبرگ غربی ایستاده بودم و تیتر روزنامه‌ها را مرور می‌کردم. سربازی هم کنارم بود و لابلای روزنامه‌های ورزشی را نگاه می‌کرد. یک نفر دیگر هم بود که نه من و نه سرباز نگاهمان به صورتش نیفتاده بود ولی متوجه حضورش بودیم. مرد یک روزنامه ایران برداشت و رفت که پولش را حساب کند. صدای سرباز توجهم را جلب کرد که می‌گفت:&#8221;آقای دهنمکی؟؟ واقعا خودتون هستید؟&#8221; همانقدری ذوق زده بود که اگر من مارتین اسکورسیزی را ببینم ذوق زده می‌شوم. لبخند بزرگی به صورت سرباز بود و با هیجان منتظر واکنشی از سوی دهنکی ایستاده بود. مسعود دهنمکی بقیه پولش را گرفت و سرباز را با دستش کنار زد و به سمت اتوموبیلش رفت. سرباز که تازه باورش شده بود که این شخص واقعا همان مسعود دهنمکی اخراجی‌ها هست با همان لبخند گنده و با همان لهجه‌ی قشنگ جنوبی‌اش مجددا او را صدا کرد:&#8221;آقای دهنمکی&#8230;&#8221;</p>
<p>ایشان هم در نهایت وقتی سوار پژوی ۲۰۶  صفرش می‌شد با اکراه دستی برای سرباز بلند کرد و احتمالا رفت بر سر لوکیشن سریالی که این روزها در حال پخش است و در دفاع از آن <a href="http://dehnamaki.blogfa.com/post-138.aspx">در وبلاگش نوشته است:</a></p>
<p><strong>&#8220;ما این سریال را ساختیم تا این نو کیسه ها و بلند گو های آنها عصبانی شوند و ازاین عصبانیت بمیرند.قرار نیست پاشنه همیشه بر این در بچرخد که فقرا قربانی قلم و قدم و هنر حضرات شوند و می شود که گاه جنگ فقر و غنا مغلوبه شود.حتی اگر با یک گل بهار نشود&#8230;چرا که در نهایت پیروزی از آن مستضعفین است.&#8221;</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1389/01/12/post_1174.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیخ فضل الله نوری؛ رهبر مشروطه یا دشمن آن؟ (۱)</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/11/24/post_1169.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/11/24/post_1169.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Feb 2010 11:49:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1388/11/24/post_1169.html</guid>
		<description><![CDATA[شیخ فضل الله نوری در تمام مراحل مخالفت و دشمنی محمدعلی شاه با مشروطه‌خواهان مشوق و محرک او بود. هنگامی که محمدعلی شاه با محاصره و کشتار مردم تبریز و اعدام مشروطه خواهان به طور علنی به مخالفت با ملت برخاست، نوری نه تنها پشتیبان او بود، بلکه او را به ایستادگی و مقاومت بیشتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>شیخ فضل الله نوری در تمام مراحل مخالفت و دشمنی محمدعلی شاه با مشروطه‌خواهان مشوق و محرک او بود. هنگامی که محمدعلی شاه با محاصره و کشتار مردم تبریز و اعدام مشروطه خواهان به طور علنی به مخالفت با ملت برخاست، نوری نه تنها پشتیبان او بود، بلکه او را به ایستادگی و مقاومت بیشتر هم تحریک می‌کرد و در نامه‌هایش به مشیر السلطنه به شاه رهنمود‌ می‌داد.</p>
<p>در یکی از همین نامه‌ها که به مشیر السلطنه نوشته شده است به شاه چنین پیغام می‌دهد:«صریحا عرض می‌کنم که به شاه عرض نمایید&#8230; که اگر فی‌الجمله سستی اظهار شود، در این موقع&#8230; به اسوء حال گرفتار خواهید شد. این مردم که شاه را می‌خواهند، محض این است که عَلَم اسلام دست ایشان است و اگر عَلَم را از دست بدهند، مملکت بصد درجه زیاد اغتشاش می‌شود&#8230; اگر فی الجمله، میلی به آن طرف شود [یعنی به طرف مشروطه‌خواهان] اول حرفی که هست تکفیر است و آن وقت رودخانه‌ها از خون روان می‌شود&#8230; خدا می‌داند این حمله حضرات [مشروطه‌خواهان] و عجله ایشان برای این است که آثار این فتح پیش آمد، تبریز نزدیک بتمامی است و بهم خوردن مجلس عثمانی بهتر مقوی برای  ما است. دیدند که اگر چند روزی ساکت شوند، دیگر امید دادن مشروطه نخواهد بود، این است که سعد الدوله علیه ما علیه، حضرت سفرا را تهییج می‌نماید. اگر در این موقع از اعلیحضرت ثبات قدمی ظاهر شود، دیگر گذشته والله والله این تشرها ماخد ندارد. بحمدالله اعلیحضرت مویدند در تقویت اسلام، اگر آنی بخواهد سستی نمایند، اول درجه ضعف است. آنچه را بنده یقین دارم ویقین خودم را بعرض می‌رسانم این است که غلبه با شماست. هیچ از این بادها نلرزید و اگر فی الجمله لغزشی بشود، دیگر اصلاح نمی‌شود&#8230; اقلا تجربه را از دست ندهید&#8230; آدم از جان گذشته خیلی کارها می‌تواند بکند. مختارید، مختارید.»</p>
<p><em>*برای اصل این نامه نگاه کنید به:</em> ترکمان، محمد: <strong>رسائل، اعلامیه‌ها، مکتوبات&#8230;و روزنامه شیخ شهید فضل الله نوری</strong>. جلد اول. تهران ۱۳۶۲٫ ناشر: موسسه خدمات فرهنگی. صص ۲۱۶ تا ۲۲۲</p>
<p><strong>پی‌نوشت: </strong>بهانه‌ی این نوشته، مجموعه داستانی و تخیلی &#8220;سال‌های مشروطه&#8221; است که این روزها از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می‌شود و سعی دارد با قلب تاریخ شیخ فضل الله نوری را رهبر انقلاب مشروطه و دشمن دیکتاتوری محمدعلی شاه نشان دهد. به زودی اسناد دیگری هم برای روشن شدن بیشتر شخصیت شیخ فضل الله نوری منتشر خواهم کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/11/24/post_1169.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرصت سازی و فرصت سوزی!</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/12/16/post_1015.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/12/16/post_1015.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 06 Mar 2009 12:14:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[اسکودتو]]></category>
		<category><![CDATA[بارسلونا]]></category>
		<category><![CDATA[حمید معصومی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[خبرنگاری]]></category>
		<category><![CDATA[رم]]></category>
		<category><![CDATA[صدا و سیما]]></category>
		<category><![CDATA[فنون مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[لاتزیو]]></category>
		<category><![CDATA[لوچیانو اسپالتی]]></category>
		<category><![CDATA[مازیار ناظمی]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه]]></category>
		<category><![CDATA[مصاحبه خلاق]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=1015</guid>
		<description><![CDATA[مازیار ناظمی، مجری اخبار ورزشی تلویزیون و مجری و برنامه‌ساز رادیو گفتگو، دیروز در وبلاگش مطلبی نوشته درباره‌ی &#8220;خبرنگاران فرصت ساز&#8221; و از حمید معصومی‌نژاد، خبرنگار صدا و سیما در ایتالیا، به عنوان یک خبرنگار فرصت ساز نام برده که منتظر نمی‌نشیند تا فاکسی به دفترش بیاید و همیشه دنبال یافتن سوژه‌های نو و جریان‌سازی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مازیار ناظمی، مجری اخبار ورزشی تلویزیون و مجری و برنامه‌ساز رادیو گفتگو، دیروز در وبلاگش<a href="http://maziaran.blogfa.com/post-852.aspx"> مطلبی نوشته درباره‌ی &#8220;خبرنگاران فرصت ساز&#8221;</a> و از حمید معصومی‌نژاد، خبرنگار صدا و سیما در ایتالیا، به عنوان یک خبرنگار فرصت ساز نام برده که منتظر نمی‌نشیند تا فاکسی به دفترش بیاید و همیشه دنبال یافتن سوژه‌های نو و جریان‌سازی خبر است. شاهد این مدعی هم مصاحبه‌های او با ستارگان فوتبال ایتالیا و مصاحبه‌ی اخیرش با مارچلو لیپی‌ست که در آن از لیپی درباره‌ی ایران و تیم ملی سوال کرده.</p>
<p>تا اینجا را قبول دارم، حمید معصومی‌نژاد (و همچنین فلاح خبرنگار جمهوری اسلامی در لندن) در بین خبرنگاران صدا و سیما استثنا هستند و معلوم است که دوست ندارند منفعل باشند و بسیار فرصت ساز. اما آیا فرصت ساختن کافی است؟ اینکه کسی فرصتی بسازد و بعد آن فرصت را مثل آب خوردن از دست بدهد هنر کرده؟ آیا رفتن به دنبال سوژه‌های نو و گند زدن به آن بهتر است یا اینکه از همان اول دنبال سوژه‌ای نروی؟ </p>
<p>همین حمید آقای معصومی‌نژاد با آن صدای استثنایی‌اش و با استفاده از فرصتی که با کارت خبرنگاری و عنوان نمایندگی جمهوری اسلامی در رم به او داده شده بارها و بارها در موقعیت‌هایی قرار گرفته که هر خبرنگاری آرزویش را دارد اما چند تا گزارش و مصاحبه‌ی خوب از او دیده‌اید؟ یک کدامش را نام ببرید من تمام حرفم را پس می‌گیرم!</p>
<p>یادداشت نکرده‌ام و فقط از حافظه‌ام یاری می‌گیرم اما خاطرم هست که در داربی حساس شهر رم که بین رم و لاتزیو در ورزشگاه المپیک رم برگزار می‌شد معصومی‌نژاد آنجا بود و گزارشی هم برای تلویزیون فرستاده بود. هیچ نفهمیدم از چه دارد گزارش می‌گیرد!</p>
<p>بد تر از آن، دو فصل قبل که رم قهرمان ایتالیا شد او چند وقت بعد از قهرمانی با لوچیانو اسپالتی، سرمربی تیم رم، در لابی یک هتل مصاحبه می‌کرد. همینجا توقف کنید و فقط برای ده ثانیه فکر کنید که اگر قرار باشد با سرمربی‌ای که توانسته تیمش را در لیگ فوتبال بسیار مهمی همچون کشور ایتالیا به قهرمانی رسانده مصاحبه بکنید چه سوالی می‌پرسید؟ فقط ده ثانیه فرصت دارید فکر کنید و من مطمئنم حتی آنهایی که تا به حال هیچ مصاحبه‌ای انجام نداده‌اند و اصلا روزنامه‌نگاری نکرده‌اند می‌توانند در این فرصت ده ثانیه‌ای حداقل دو سوال طرح کنند تا در این مصاحبه از لوچیانو اسپالتی بپرسند. اما می‌دانید جناب حمید معصومی‌نژاد در این فرصت بی‌نظیری که بدست آوردند چه سوالی پرسیدند؟<strong> &#8220;نظرتون راجع به مردم ایران چیه؟!&#8221;</strong> ، <strong>&#8220;میشه کلمه‌ی قرمه سبزی رو تکرار کنید!&#8221;</strong> ، <strong>&#8220;چه پیامی برای هوادارن تیم‌تون در ایران دارید!&#8221;</strong> و تمام! هیچ سوالی راجع به فوتبال و قهرمانی و اهداف فصل آینده و سبک نوینی که اسپالتی وارد فوتبال ایتالیا کرده بود و&#8230; پرسیده نشد!</p>
<p>بله آقای ناظمی، حمید معصومی‌نژاد بسیار آدم فرصت سازی‌ست اما به همان اندازه هم فرصت سوز است! هر خبرنگاری، حتی خبرنگاران غیرورزشی، آرزوی حضور در داربی شهر رم و مصاحبه با اسپالتی و مارچلو لیپی و&#8230; را دارد اما حمید معصومی‌نژاد از این فرصت‌ها چه استفاده‌ای کرده؟</p>
<p>البته دوستی چه خوش می‌گفت که مملکتی که رییس جمهورش آن باشد و سرمربی تیم ملی‌اش این، روزنامه‌نگارش هم باید حمید معصومی‌نژاد باشد دیگر، بالاخره باید همه چیز به هم بیاید!</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong> خدا رو شکر که معصومی‌نژاد رم هست و بارسلونا نیست، وگرنه اگر فرصت مصاحبه با ستارگان بارسلونا را می‌خواست اینگونه بسوازند یا خودم را می‌کشتم یا او را!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/12/16/post_1015.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فمنیسم!</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 11:55:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنسیت]]></category>
		<category><![CDATA[زن‌سالاری]]></category>
		<category><![CDATA[فمنیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مردسالاری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=785</guid>
		<description><![CDATA[مجری اخبار تلویزیون با آب و تاب خاصی گزارش می‌کند:«&#8230;تا کنون ۱۲۰ نفر در این حملات جان باخته‌اند&#8230;» و برای اینکه عمق فاجعه را بیشتر نشان بدهد اضافه می‌کند:«&#8230;که چندین تن از آنان «زنان و کودکان» بی گناه بوده اند&#8230;» تا آنجا که علم و عقل ما قد می‌دهد تاکنون بشر نتوانسته بمب زنانه، مردانه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مجری اخبار تلویزیون با آب و تاب خاصی گزارش می‌کند:«&#8230;تا کنون ۱۲۰ نفر در این حملات جان باخته‌اند&#8230;» و برای اینکه عمق فاجعه را بیشتر نشان بدهد اضافه می‌کند:«&#8230;که چندین تن از آنان «زنان و کودکان» بی گناه بوده اند&#8230;»</p>
<p>تا آنجا که علم و عقل ما قد می‌دهد تاکنون بشر نتوانسته بمب زنانه، مردانه و یا بچه‌گانه بسازد و وقتی یک بمب می‌ترکد هرکسی دور و برش باشد را می‌کشد. یک لحظه تصور کنید که در این خبر جای کلمه‌ی زنان با مردان عوض می‌شد:«&#8230;که چندین تن از آنان «مردان» و کودکان بی‌گناه بوده‌اند&#8230;» آن وقت گوشهایمان کر می‌شد از فریاد وا مصیبتای فمنیست‌‌های خوشگل مامانی که ای داد بیایید که زنان بی اهمیت انگاشته شده‌اند!</p>
<p>ولی فعلا که اگر در جنگی، بمب‌گذاری‌ای، زلزله‌ای یا هر کوفت دیگری، مردان کشته بشوند انگار کسی به تخمش هم نیست، «زنان و کودکان» را عشق است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/09/06/post_313.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/09/06/post_313.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 19:25:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[سرگرمی]]></category>
		<category><![CDATA[اسکناس 20 دلاری]]></category>
		<category><![CDATA[توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[توهم توطئه]]></category>
		<category><![CDATA[دلار آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[یازده سپتامبر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=313</guid>
		<description><![CDATA[داشتم در گوگل به دنبال یک کلیدواژه‌ای می‌گشتم، برخوردم به نتیجه‌ی عجیب و غریب! اگر یک اسکناس ۲۰ دلار آمریکایی رو به درازا و از طرفی که عکس کاخ سفید هست تا بکنید: و لبه های این اسکناس رو به طوری که انگار دارید هواپیما درست می‌کنید روی همدیگه بگذارید و بعد اون رو مثل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">داشتم در گوگل به دنبال یک کلیدواژه‌ای می‌گشتم، برخوردم به نتیجه‌ی عجیب و غریب!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/us_20_series_2006_reverse.jpg"><img class="size-medium wp-image-312 aligncenter" title="us_20_series_2006_reverse" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/us_20_series_2006_reverse.jpg" alt="" width="400" height="170" /></a></p>
<p style="text-align: right;">اگر یک <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/United_States_twenty-dollar_bill" target="_blank">اسکناس ۲۰ دلار آمریکایی</a> رو به درازا و از طرفی که عکس کاخ سفید هست تا بکنید:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/20-dollar-bill.jpg"><img class="size-medium wp-image-316 aligncenter" title="20-dollar-bill" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/20-dollar-bill.jpg" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: right;">و لبه های این اسکناس رو به طوری که انگار دارید هواپیما درست می‌کنید روی همدیگه بگذارید و بعد اون رو مثل شکل زیر عمودی دستتون بگیرید می‌تونید برج‌های دو قلوی مرکز تجارت جهانی رو ببینید که در آتش دارند می‌سوزند! مثل شکل زیر:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/us_20_wtc_front.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-314 aligncenter" title="us_20_wtc_front" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/us_20_wtc_front.jpg" alt="" width="400" height="300" /></a></p>
<p style="text-align: right;">نه هنوز تموم نشده، حالا اسکناس رو برگردونید و پنتاگون رو خواهید دید که داره در آتش می‌سوزه:</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/pentaghon.jpg"><img class="size-medium wp-image-317 aligncenter" title="pentaghon" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/pentaghon.jpg" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: right;">از اینجا به بعدش را همه‌تان بلدید، به تا کردن کاغذ ادامه بدید و هواپیما بسازید، روی بال سمت راست هواپیمای کاغذی‌تان کلمه‌ی United خواهد افتاد و روی بال سمت راست کلمه‌ی America می‌افتد. نام دو شرکت هواپیمایی که هواپیما‌هایشان به برج‌های دو قلو برخورد کرد United و American بود. و صد البته اینکه: ۱۱+۹=۲۰$</p>
<p style="text-align: right;">این ماجرای ۲۰ دلاری رو که دیدم مطمئن بودم هیچی به جز توهم توطئه نیست و مشتی اتفاق هستش. همونطور که یادمه قدیم‌ها روی اسکناس ده تومنی مردم دنبال نقش روباه در ریش مدرس می‌گشتن یا اینکه فکر می‌کردن پشت اسکناس ۲۰ تومنی کلمه‌ی مرگ بر شاه نوشته شده&#8230;</p>
<p style="text-align: right;">اما وقتی یه خورده بیشتر گوگل کردم، دیدم که این قضیه فقط در ۲۰دلاری نیست و اسکناس‌های دلار از ریز به درشت یک داستان رو دارن روایت می‌کنن:</p>
<p style="text-align: right;"><strong>پنج دلاری:</strong> برج‌های دوقلو قبل از حمله</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/5-dollar-bill.jpg"><img class="size-medium wp-image-318 aligncenter" title="5-dollar-bill" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/5-dollar-bill.jpg" alt="" /></a></p>
<p style="text-align: right;"><strong>ده دلاری:</strong> اولین برج آتش گرفته است</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/10-dollar-bill.jpg"><img class="size-medium wp-image-319 aligncenter" title="10-dollar-bill" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/10-dollar-bill.jpg" alt="" width="219" height="263" /></a></p>
<p style="text-align: right;"><strong>بیست دلاری:</strong> که راجع بهش نوشتم، هر دو برج در آتش می‌سوزند</p>
<p style="text-align: right;"><strong>پنجاه دلاری:</strong> برج‌ها فرو می‌ریزند</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/50-dollar-bill.jpg"><img class="size-medium wp-image-320 aligncenter" title="50-dollar-bill" src="http://www.3pand.com/wp-content/uploads/50-dollar-bill.jpg" alt="" width="230" height="264" /></a></p>
<p style="text-align: right;">نکته اصلی اینجاست که این اسکناس‌ها ده‌ها سال قبل از اینکه برج‌های تجارت جهانی حتی ساخته بشن طراحی شده و بین مردم دست به دست می‌شدن. فارغ از توطئه بودن یا توهم بودن این ماجرا، اونی که اینها رو کشف کرده عجب بیکاری بوده و چه دقتی داشته&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/09/06/post_313.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>22</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهروند امروز توقیف شد؛ چشم‌ها در انتظار تلویزیون بی‌بی‌سی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 10:53:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی بیان]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌بی‌سی فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه‌نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهروند امروز]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=266</guid>
		<description><![CDATA[یکی دو هفته پیش بود که در پاسخ به این سوال که «تازگی‌ها کتاب جدید چی خوندی؟» جواب دادم:«مگه شهروند امروز واسه آدم وقت کتاب خوندن می‌ذاره؟ هنوز یک شماره اش رو تموم نکردم که شماره بعدیش چاپ می‌شه!» و به شوخی گفتم:«کی تعطیلش می‌کنن راحت بشیم!» و دیشب این شوخی تلخ به واقعیت پیوست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft" title="شهروند امروز" src="http://www.shahrvandemrouz.com/storage/magissues/20081031165315MI350-JELD-01.jpg" alt="" width="218" height="300" />یکی دو هفته پیش بود که در پاسخ به این سوال که «تازگی‌ها کتاب جدید چی خوندی؟» جواب دادم:«مگه شهروند امروز واسه آدم وقت کتاب خوندن می‌ذاره؟ هنوز یک شماره اش رو تموم نکردم که شماره بعدیش چاپ می‌شه!» و به شوخی گفتم:«کی تعطیلش می‌کنن راحت بشیم!»</p>
<p>و دیشب این شوخی تلخ به واقعیت پیوست و هفته‌نامه «شهروند امروز» هم به جمع صدها نشریه توقیف شده اضافه شد. نمی‌دانم در تحریریه‌ی این هفته‌نامه الان چه می‌گذرد، می‌دانم که دوستان روزنامه‌نگارم همه آب‌دیده شده‌اند در مقابل این همه توقیف و احضار و اخطار اما گناه من چیست که به خواندن شهروند امروز معتاد شده‌ام؟ تقصیر من چیست که هر هفته مسیر رفت و برگشتم به دانشگاه را با ورق زدن شهروند امروز طی می‌کردم؟</p>
<p>آقایانی که به خودشان اجازه می‌دهند تا برای کشور‌های دیگر هم تصمیم بگیرند و به تصمیم بی‌بی‌سی برای افتتاح تلویزیون فارسی می‌تازند و به روزنامه‌نگارانی که در پی امنیت شغلی و محیطی آزاد با رسانه‌های غربی همکاری می‌کنند با احضار و اخطار و هشدار مقابله می‌کنند حالا باید بیایند و پاسخگو باشند که آیا روزنامه‌نگاری که برای شهروند امروز می‌نوشت حق ندارد به بی‌بی‌سی فارسی که چند روز دیگر آغاز به کار می‌کند و یا به یورونیوز و سی‌ان‌ان که در آینده قرار است فارسی بشوند برود و تقاضای کار بکند؟ آیا من که همه اوقات فراغتم را به مطالعه‌ی شهروند امروز اختصاص می‌دادم حق ندارم که لحظه شماری بکنم تا تلویزیون بی‌بی‌سی کارش را شروع بکند؟ حق ندارم که گوش به صدای رادیو آلمان و رادیو ‌زمانه داشته باشم؟</p>
<p>انتخابات و شور مردم‌سالاری در آمریکا هنوز فروکش نکرده است و اولین واکنش دولت ایران تعطیلی یکی از بهترین محصولات مطبوعاتی تاریخ رسانه‌ای ایران بوده است. حالا شاید فرصتی باشد برای کتاب خواندن. راستی، تازگی‌ها کتاب جدید چه خوانده‌اید؟</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8708151659" target="_blank">هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» توقیف شد &#8211; فارس</a></p>
<p><a href="http://negaheno.wordpress.com/2008/11/05/shahrvandemrouz-2/" target="_blank">تحلیل خبر: توقیف شهروند امروز &#8211; نگاه نو</a></p>
<p><a href="http://fardanews.com/fa/pages/?cid=65369">خزان مطبوعات دامن شهروند امروز را گرفت &#8211; فردا</a></p>
<p><a href="http://www.fahimehkh.com/2008/11/971.php" target="_blank">مهم نیست دلیل توقیف شهروند امروز چه بوده &#8211; فهیمه خضرحیدری</a></p>
<p><a href="http://bavar.persianblog.ir/post/286/" target="_blank">توهم «شهروند» بودن &#8211; ساسان آقایی</a></p>
<p><a href="http://www.shahrvandemrouz.com/" target="_blank">وبسایت هفته‌نامه‌ی شهروند امروز</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مخالفت با افتتاح دفتر فارسی بی بی سی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/07/01/post_238.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/07/01/post_238.html#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 21:08:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1387/07/01/post_238.html</guid>
		<description><![CDATA[&#160; هرچند از اول هم می شد این خبر را حدس زد، اما پریروز و تقریبا دو ماه مانده به افتتاح رسمی تلویزیون فارسی بی بی سی، محسن مقدس زاده، مدیر کل رسانه های خارجی در وزارت ارشاد، اعلام کرد که: &#171;بحث تاسیس و راه اندازی دفتر نمایندگی بی بی سی در تهران از نظر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right"><img src="http://img.thesun.co.uk/multimedia/archive/00404/bbc_682_404993a.jpg" border="0" width="170" height="99" align="right" />هرچند از اول هم می شد این خبر را حدس زد، اما پریروز و تقریبا دو ماه مانده به افتتاح رسمی تلویزیون فارسی بی بی سی، محسن مقدس زاده، مدیر کل رسانه های خارجی در وزارت ارشاد، اعلام کرد که: <span>&laquo;بحث تاسیس و راه اندازی دفتر نمایندگی بی بی سی در تهران از نظر ما اصلا موضوعیت نداشته و قابل بحث و طرح هم نیست.&raquo;</span></div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">البته در بهار امسال هم وقتی ریچارد سمبروک، مدیر بخش اخبار سرویس جهانی بی بی سی، به ایران آمده بود ظاهرا چندین ملاقات مفید با مقامات ایرانی انجام داده بود و در وبلاگ خودش، غیر مستقیم به حضور در دفتر محمود احمدی نژاد اشاره کرده بود و ابراز امیدواری کرده بود که تلویزیون فارسی بتواند در ایران مجوز فعالیت بگیرد. اما سرانجام چیزی که از اول هم قابل پیش بینی بود رخ داد.</div>
<div align="right">اما سوال اینجاست که بر چه پایه و اساسی این مجوز به بی بی سی فارسی داده نمی شود تا در ایران دفتر داشته باشد؟ نکند حضرات وزارت ارشاد گمان می کنند می توانند به این ترتیب جلوی خبر رسانی و انتشار اخبار در بی بی سی را بگیرند؟</div>
<div align="right">شاید یک فرضیه این باشد که بی بی سی فارسی ممکن است اخباری علیه جمهوری اسلامی پخش بکند. در صورت چنین استدلالی باید گفت که اگر بی بی سی در ایران دفتر داشته باشد یک ابزار نسبتا موثر در دست مسئولین نظام قرار می گیرد تا در صورت مخالفت با نخوه خبر پراکنی این بنگاه، دفترش را تعطیل کنند (و یا حتی تهدید به تعطیلی کنند). تازه به گمان من تاسیس دفتر بی بی سی فارسی در ایران باعث محافظه کار تر شدن این رسانه نیز می شود و ممکن است از ترس تعطیل شدن دفترشان با نظام مدارا کنند.&nbsp;</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">شاید هم مسئولین وزارت ارشاد از حضور اپوزسیون در این رسانه بیم دارند، در این صورت هم می توان با تاسیس دفتر این شبکه در ایران و حضور نمایندگان مجلس و شورای شهر و سایر مقامات نظام در برنامه های این شبکه به بی بی سی بهانه ای برای نا متوازن بودن برنامه هایش ندهند.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">و فرض آخر که به نظر بیشتر به واقعیت نزدیک است این است که مسئولین جمهوری اسلامی از بی طرفی بی بی سی می ترسند و نمی خواهند اخبار داخل ایران از دریچه ای به جز دریچه ی شبکه های مزخرف خودشان منتشر شود، در این صورت هم باید گفت زهی خیال باطل! دنیا خیلی وقت است که از آرمان شهر شما فاصله گرفته و دیگر کوچیکترین اتفاقات در دور افتاده ترین نقاط دنیا هم از کسی مخفی نمی ماند.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">به هر حال هر طوری که تفسیر بکنید، افتتاح دفتر فارسی بی بی سی در ایران به نفع جمهوری اسلامی است و من مطمئنم کسی در مقامات بالای نظام با این پیشنهاد روبرو نشده و بر روی آن فکر نکرده است و این پیشنهاد در همان سطوح پایین رد شده است.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">این وسط یک خاطره هم یادم آمد، بهمن ماه گذشته برای تهیه برنامه ویژه سالگرد انقلاب ایران به دفتر محمد علی ابطحی، معاون پارلمانی محمد خاتمی رییس جمهور سابق، رفته بودیم. آقای ابطحی می گفتند بی بی سی نقش پر رنگی در انقلاب ایران داشت. ابطحی می گفت در آن سالها حتی مساجد هم راس ساعت یک ربع به هشت (ساعت آغاز اخبار فارسی بی بی سی در آن سالها) از بلندگو هایشان اخبار بی بی سی را پخش می کردند که در آن بیانیه های امام و اخبار تظاهرات و&#8230; منتشر می شد و مردم هم در حیاط مساجد جمع می شدند تا بی بی سی گوش بدهند.</div>
<div align="right">به هر حال شصت سال خبر رسانی به زبان فارسی، با وجود لکه های تاریکی مثل کودتای ۲۸ مرداد، آنقدر به بی بی سی اعتبار داده است تا از همین الان بتوان روی مخاطب بالای ۲۰ میلیونی تلویزیون فارسی حساب کرد. این وسط مسئولین نظام با رد درخواست بی بی سی برای افتتاح دفتر در ایران جلوی خبر رسانی را که نمی توانند بگیرند، تنها نشان داده اند که از حقیقت می ترسند، چون مردم ایران این مخالفت نظام را می گذارند در کنار دفتر فعال واحد مرکزی خبر و شبکه پرس تی وی در لندن و آن نتایجی را که لازم است بگیرند، می گیرند. &nbsp;</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/07/01/post_238.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تلاش بی فرجام کمال تبریزی برای مفتضح کردن عارف قزوینی در سریال شهریار</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/12/08/post_173.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1386/12/08/post_173.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Feb 2008 14:38:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1386/12/08/post_173.html</guid>
		<description><![CDATA[از همان اول هم که شنیدم تلویزیون قرار است سریالی درباره زندگی &#34;شهریار&#34; پخش کند با خودم گفتم مگر شاعر قحطی آمده به سراغ شهریار رفته اند؟ البته تعجبی هم نداشت. چون هرچه بود جناب شهریار شاعری هستند که روزی در مدح رضا خان و روزی در مدح خمینی و روز دیگر ریا کارانه به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">از همان اول هم که شنیدم تلویزیون قرار است سریالی درباره زندگی &quot;شهریار&quot; پخش کند با خودم گفتم مگر شاعر قحطی آمده به سراغ شهریار رفته اند؟ البته تعجبی هم نداشت. چون هرچه بود جناب شهریار شاعری هستند که روزی در مدح رضا خان و روزی در مدح خمینی و روز دیگر ریا کارانه به نفع علی شعر گفتند و چنین آدم نان به نرخ روز خوری باید هم بیشتر از ایرج میرزا و یا میرزاده عشقی برای اهریمنان صدا و سیما جذاب تر باشد.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">این اواخر هم روزی نبود که از طرف دوستان و آشنایان دعوت به دیدن این سریال نشوم و جسته و گریخته دقایقی از آن را دیدم. مثلا یک قسمتش را دیدم که همه شاعران دور هم نشسته بودند و کارگردان محترم اصرار داشت که ایرج میرزا را یک مزخرف گو که چیزی به جز هزلیات سرودن بلد نیست معرفی کند و با کمال تاسف نشان می داد که جناب شهریار نیم وجبی برای ایرج میرزا ایراد می گیرد و به دروغ سعی داشت نشان بدهد که ملک اشعرای بهار هم جانب شهریار را می گیرد و از ایرج میرزا ایراد می گیرد.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">یا یک قسمت دیگرش را یادم هست که شهریار داشت با ملک الشعرا قدم می زد و به بهار درس اخلاق و سیاست ورزی می داد. همین دو دروغ گنده کافی بود که نتوانم بقیه سریال را تحمل کنم.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">اما چیزی که بیشتر از همه اینها ناراحتم کرده و شاید این عصبانیت در نوشته ام نیز مشخص باشد این است که چند روز پیش دوست عزیز تر از جانی برایم از سریال شهریار تعریف می کرد و از عارف قزوینی می گفت که در این سریال مردی نشان داده شده که چشمش دنبال زن مردم است و با اقدمامی جنایت کارانه عشق دیگری را به زور در تملک خود در می اورد و زندگی پسری را تباه و دختری را نابود می کند. حقیقتش از شنیدن چنین چیزی راجع به عارف قزوینی شوکه شدم و از سر نقص اطلاعاتم باورم شد و پیش خودم گفتم عجب آدم کثیفی بوده!</div>
<div align="right">ولی خوشبختانه ماه زیاد پشت ابر نمی ماند و امروز متوجه قضاوت اشتباهم راجع به عارف قزوینی شدم. عارف قزوینی نه تنها عشق کسی را غر نزده بلکه خود معشوقی داشت به نام خانم بالا که از طایفه سید جوادی های قزوین بوده و به خاطر قدرتی که خانواده اش داشته او را به زور از عارف قزوینی جدا کردند و به تهران فرستادند تا عارف دلسوخته ما عمری حسرت تماشای خانم بالا را ، که خود نیز عاشقانه عارف را دوست می داشت، بر دل نگه دارد.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">من نمی دانم این اهریمن ها چه خصومتی با عارف قزوینی که سالهاست فوت کرده دارند! سال هشتاد و دو که خانه اش را نابود کردند و امسال هم اسمش را سعی کردند به لجن بکشند. البته کثافت کاری های کمال تبریزی به اینجا ختم نشده و شنیده ام که برای باد کردن بادکنک شهریار، پایشان را روی شانه های صبا و میرزاده عشقی و دیگران نیز گذاشتنه اند. و صد البته که این تلاش ها برای تخریب شخصیت های بزرگ این آب و خاک بیهوده است و تنها &quot;آن خشت بود که پرتوان زد&quot; عارف قزوینی، ایرج میرزا، میرزاده عشقی، ملک الشعرای بهار، صبا و دیگران یک شبه بزرگ نشده اند که شما بخواهید یک شبه و در یک سریال سراسر دروغ آنها را نابود کنید.</div>
<div align="right">&nbsp;</div>
<div align="right">اگر این فکر و خیال امانم بدهد می خواهم در چند نوبت برخی از شاعران مشروطه، به خصوص آنهایی که کمال تبریزی سعی در مفتضح کردنشان داشته، را معرفی کنم. ببینم چه پیش می آید.&nbsp;</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1386/12/08/post_173.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
