<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رویای آریایی &#187; حقوق بشر</title>
	<atom:link href="http://www.3pand.com/category/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.3pand.com</link>
	<description>یادداشت های اردشیر طیبی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Dec 2011 01:16:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>طاقت بیار رفیق&#8230;</title>
		<link>http://www.3pand.com/1388/05/10/post_1103.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1388/05/10/post_1103.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 17:30:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1388/05/10/post_1103.html</guid>
		<description><![CDATA[بیشتر از چند ثانیه نتوانستم به عکس‌هایت و آن تصویر بیدادگاه خیره شوم. همین چند ثانیه برای بغض و اشک کافی بود. چه به سرت آورده‌اند رفیق؟ کجا رفته برق پر انرژی چشمانت؟ چه بر سر دست‌هایت آمده که می‌لرزند؟ هم ولایتی‌هایت در وبلاگستان بغض‌شان را خورده‌اند و شوخی پیشه کرده‌اند. بچه‌ها می‌گویند ابطحی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://www.madyariran.net/wp-content/uploads/2009/08/111111111111111111111-300x209.jpg" alt="" /></p>
<p>بیشتر از چند ثانیه نتوانستم به عکس‌هایت و آن تصویر بیدادگاه خیره شوم. همین چند ثانیه برای بغض و اشک کافی بود. چه به سرت آورده‌اند رفیق؟ کجا رفته برق پر انرژی چشمانت؟ چه بر سر دست‌هایت آمده که می‌لرزند؟</p>
<p>هم ولایتی‌هایت در وبلاگستان بغض‌شان را خورده‌اند و شوخی پیشه کرده‌اند. بچه‌ها می‌گویند ابطحی که بیرون بیاید در وبلاگش اوین را به عنوان کلینیک لاغری به سایرین توصیه می‌کند. این نگاه شوخ را از خودت یاد گرفته‌ایم. یادت هست؟ سی تیر ۱۳۸۶ بعد از پخش اعترافات تلویزیونی کیان تاجبخش و هاله اسفندیاری <a href="http://www.webneveshteha.com/weblog/?id=2146308857" target="_blank">در وبلاگت نوشتی</a>:</p>
<p><strong>«یک وقتی یکی از منبری های معروف از شهرستان خودش آمده بود مشهد و آن جا اقامت گزیده بود و منبر می رفت و حسابی منبرش مورد استقبال قرار گرفته بود. همه تعجب کرده بودند. یک روز خودش می گفت رمز موفقیت من این است که جوری حرف میزنم که مردم از صحبت های من یک جور برداشت کنند و حکومت یک جور دیگر و هر دو راضی باشند. حالا در مورد اعترافات تلویزیونی هم ماجرا از همین قرار است. همه خوشحالند. حکومت تصور می کند که مردم قانع شده اند و خوشحال است. زندانیان خوشحالند که زمینه ی آزادی شان فراهم میشود و نیز می دا نند که بعد از آزادی حرف های دیگری می زنند. مردم هم میدانند که این اعترافات در زندان بوده و طبعاً از روی اجبار. خلاصه همه خوشحالند. این هم نگاه مثبت به این پدیده ی منفی اعترافات داخل زندان.»</strong></p>
<p>تیتر این نوشته را گذاشته بودی &#8220;اعترافات تلویزیونی و خوشحالی همه&#8221;. ما هم برداشت لازم را از منبر عجیبت کردیم و خوشحالیم به جان تو، ولی دل است دیگر، تنگ می‌شود برای رفیقی که شش سال، هر روز، بی وقفه می‌نوشت و ما به وبلاگش سر می‌زدیم.</p>
<p>برادرت<br />
اردشیر</p>
<p><strong>پی‌نوشت:</strong> تیتر مطلب نام آهنگ جدیدی از سیاوش قمیشی است. <a href="http://www.best-ir8.com/1210-Siavash-Ghomeyshi---Rafigh" target="_blank">از اینجا دانلود کنید </a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1388/05/10/post_1103.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فمنیسم!</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 11:55:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[جنسیت]]></category>
		<category><![CDATA[زن‌سالاری]]></category>
		<category><![CDATA[فمنیسم]]></category>
		<category><![CDATA[مردسالاری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=785</guid>
		<description><![CDATA[مجری اخبار تلویزیون با آب و تاب خاصی گزارش می‌کند:«&#8230;تا کنون ۱۲۰ نفر در این حملات جان باخته‌اند&#8230;» و برای اینکه عمق فاجعه را بیشتر نشان بدهد اضافه می‌کند:«&#8230;که چندین تن از آنان «زنان و کودکان» بی گناه بوده اند&#8230;» تا آنجا که علم و عقل ما قد می‌دهد تاکنون بشر نتوانسته بمب زنانه، مردانه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مجری اخبار تلویزیون با آب و تاب خاصی گزارش می‌کند:«&#8230;تا کنون ۱۲۰ نفر در این حملات جان باخته‌اند&#8230;» و برای اینکه عمق فاجعه را بیشتر نشان بدهد اضافه می‌کند:«&#8230;که چندین تن از آنان «زنان و کودکان» بی گناه بوده اند&#8230;»</p>
<p>تا آنجا که علم و عقل ما قد می‌دهد تاکنون بشر نتوانسته بمب زنانه، مردانه و یا بچه‌گانه بسازد و وقتی یک بمب می‌ترکد هرکسی دور و برش باشد را می‌کشد. یک لحظه تصور کنید که در این خبر جای کلمه‌ی زنان با مردان عوض می‌شد:«&#8230;که چندین تن از آنان «مردان» و کودکان بی‌گناه بوده‌اند&#8230;» آن وقت گوشهایمان کر می‌شد از فریاد وا مصیبتای فمنیست‌‌های خوشگل مامانی که ای داد بیایید که زنان بی اهمیت انگاشته شده‌اند!</p>
<p>ولی فعلا که اگر در جنگی، بمب‌گذاری‌ای، زلزله‌ای یا هر کوفت دیگری، مردان کشته بشوند انگار کسی به تخمش هم نیست، «زنان و کودکان» را عشق است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/10/07/post_785.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شهروند امروز توقیف شد؛ چشم‌ها در انتظار تلویزیون بی‌بی‌سی</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 10:53:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[رادیو و تلویزیون]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[آزادی بیان]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌بی‌سی فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[تعطیلی مطبوعات]]></category>
		<category><![CDATA[تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[دموکراسی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامه‌نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[شهروند امروز]]></category>
		<category><![CDATA[محمد قوچانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=266</guid>
		<description><![CDATA[یکی دو هفته پیش بود که در پاسخ به این سوال که «تازگی‌ها کتاب جدید چی خوندی؟» جواب دادم:«مگه شهروند امروز واسه آدم وقت کتاب خوندن می‌ذاره؟ هنوز یک شماره اش رو تموم نکردم که شماره بعدیش چاپ می‌شه!» و به شوخی گفتم:«کی تعطیلش می‌کنن راحت بشیم!» و دیشب این شوخی تلخ به واقعیت پیوست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft" title="شهروند امروز" src="http://www.shahrvandemrouz.com/storage/magissues/20081031165315MI350-JELD-01.jpg" alt="" width="218" height="300" />یکی دو هفته پیش بود که در پاسخ به این سوال که «تازگی‌ها کتاب جدید چی خوندی؟» جواب دادم:«مگه شهروند امروز واسه آدم وقت کتاب خوندن می‌ذاره؟ هنوز یک شماره اش رو تموم نکردم که شماره بعدیش چاپ می‌شه!» و به شوخی گفتم:«کی تعطیلش می‌کنن راحت بشیم!»</p>
<p>و دیشب این شوخی تلخ به واقعیت پیوست و هفته‌نامه «شهروند امروز» هم به جمع صدها نشریه توقیف شده اضافه شد. نمی‌دانم در تحریریه‌ی این هفته‌نامه الان چه می‌گذرد، می‌دانم که دوستان روزنامه‌نگارم همه آب‌دیده شده‌اند در مقابل این همه توقیف و احضار و اخطار اما گناه من چیست که به خواندن شهروند امروز معتاد شده‌ام؟ تقصیر من چیست که هر هفته مسیر رفت و برگشتم به دانشگاه را با ورق زدن شهروند امروز طی می‌کردم؟</p>
<p>آقایانی که به خودشان اجازه می‌دهند تا برای کشور‌های دیگر هم تصمیم بگیرند و به تصمیم بی‌بی‌سی برای افتتاح تلویزیون فارسی می‌تازند و به روزنامه‌نگارانی که در پی امنیت شغلی و محیطی آزاد با رسانه‌های غربی همکاری می‌کنند با احضار و اخطار و هشدار مقابله می‌کنند حالا باید بیایند و پاسخگو باشند که آیا روزنامه‌نگاری که برای شهروند امروز می‌نوشت حق ندارد به بی‌بی‌سی فارسی که چند روز دیگر آغاز به کار می‌کند و یا به یورونیوز و سی‌ان‌ان که در آینده قرار است فارسی بشوند برود و تقاضای کار بکند؟ آیا من که همه اوقات فراغتم را به مطالعه‌ی شهروند امروز اختصاص می‌دادم حق ندارم که لحظه شماری بکنم تا تلویزیون بی‌بی‌سی کارش را شروع بکند؟ حق ندارم که گوش به صدای رادیو آلمان و رادیو ‌زمانه داشته باشم؟</p>
<p>انتخابات و شور مردم‌سالاری در آمریکا هنوز فروکش نکرده است و اولین واکنش دولت ایران تعطیلی یکی از بهترین محصولات مطبوعاتی تاریخ رسانه‌ای ایران بوده است. حالا شاید فرصتی باشد برای کتاب خواندن. راستی، تازگی‌ها کتاب جدید چه خوانده‌اید؟</p>
<p>مرتبط:</p>
<p><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8708151659" target="_blank">هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» توقیف شد &#8211; فارس</a></p>
<p><a href="http://negaheno.wordpress.com/2008/11/05/shahrvandemrouz-2/" target="_blank">تحلیل خبر: توقیف شهروند امروز &#8211; نگاه نو</a></p>
<p><a href="http://fardanews.com/fa/pages/?cid=65369">خزان مطبوعات دامن شهروند امروز را گرفت &#8211; فردا</a></p>
<p><a href="http://www.fahimehkh.com/2008/11/971.php" target="_blank">مهم نیست دلیل توقیف شهروند امروز چه بوده &#8211; فهیمه خضرحیدری</a></p>
<p><a href="http://bavar.persianblog.ir/post/286/" target="_blank">توهم «شهروند» بودن &#8211; ساسان آقایی</a></p>
<p><a href="http://www.shahrvandemrouz.com/" target="_blank">وبسایت هفته‌نامه‌ی شهروند امروز</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/08/16/post_266.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>جنایت در غزه را متوقف کنید</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/07/04/post_239.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/07/04/post_239.html#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Sep 2008 10:09:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>
		<category><![CDATA[اسراییل]]></category>
		<category><![CDATA[امیره هس]]></category>
		<category><![CDATA[جان پیلجر]]></category>
		<category><![CDATA[جنایت]]></category>
		<category><![CDATA[غزه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسطین]]></category>
		<category><![CDATA[هاآرتص]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1387/07/04/post_239.html</guid>
		<description><![CDATA[  این ابوماجد بود که غزه، زندان و فلفل (از انواع سبز و قرمز ریز و تندش که مخلوط آن با سیر و گوجه فرنگی خوب ساطوری شده، شهرتی فوق العاده به سالاد غزه داده است) را، به نوعی با یکدیگر مرتبط می دید. او می گفت:«ما تو زندون، دلمون برای اون فلفل ها و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div> </div>
<div><em>این ابوماجد بود که غزه، زندان و فلفل (از انواع سبز و قرمز ریز و تندش که مخلوط آن با سیر و گوجه فرنگی خوب ساطوری شده، شهرتی فوق العاده به سالاد غزه داده است) را، به نوعی با یکدیگر مرتبط می دید. او می گفت:«ما تو زندون، دلمون برای اون فلفل ها و اشکی که به چشما میاره پر می زد. اگر فلفل داشتیم، لااقل می تونستیم تظاهر کنیم که این سوزش فلفل هاس که از چشمامون اشک جاری می کنه و نه دلتنگی برای خونه و وطن مون». &#8230; ابوماجد با لحنی غمزده سخنش را چنین به پایان برد: لااقل، (بر خلاف زندون) مردم غزه، حالا به اندازه کافی فلفل دارن و فقط فهرست حضور غیابه که جاش خالیه!» آری فهرست حضور و غیابِ زندان و حضور دائمی اسراییلی ها.</em></div>
<div><em> </em></div>
<div><em>از کتاب &#8220;نوشیدن دریا در غزه: روز ها و شب هایی در یک سرزمین تحت محاصره&#8221;؛ نوشته<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Amira_Hass" target="_blank"> امیره هس</a></em></div>
<div> </div>
<div><img title="Man at Erez Checkpoint, Gaza" src="http://pro.corbis.com/images/TL016740.jpg?size=67&amp;uid={3b79cdc0-7f4b-4363-9a9c-a2e46d0dd6e9}" border="0" alt="Man at Erez Checkpoint, Gaza" width="175" height="268" align="right" />امیره هس، بانوی روزنامه نگار و نویسنده اسراییلی است که در روزنامه <a href="http://www.haaretz.co.il/" target="_blank">هاآرتص</a> قلم می زند. عمده شهرت او به خاطر زندگی در کرانه باختری و نوار غزه و همچنین انتشار گزارش هایی از دریچه دید فلسطینی ها در مورد مناقشه اسراییل و فلسطین است. او روزنامه نگاریست که <a href="http://www.johnpilger.com/" target="_blank">جان پیلجر</a>، روزنامه نگار و مستند ساز استرالیایی، او را چنین توصیف می کند:«شجاع ترین گزارشگر فلسطین اشغالی خبرنگاری اسراییلی به نام امیره هس است»</div>
<div>آنچه که امیره هس از غزه به تصویر می کشد چیزی بسیار وحشتناک تر از یک زندان معمولی است. آدم وقتی به زندان می افتد پیش خودش همواره امید بازگشت به خانه و آزادی را تصور می کند و شاید به همین امید بتواند سخت ترین شرایط را هم تحمل کند، ولی تصور کنید که زندان همان خانه شما باشد، در اینصورت حتی امید بازگشت به خانه را هم نخواهید داشت که با عشق آن سختی ها را تحمل کنید.</div>
<div>غزه «زندانِ باز» ی به وسعت ۱۴۷ مایل مربع است که بیش از یک میلیون فلسطینی را در آنجا مجبور کرده اند در شرایطی نزدیک به تهیدستی و بی نوایی به سر برند. خارج شدن فلسطینی ها از این منطقه نیازمند طی کردن شرایط بسیار سخت و طاقت فرسایی است که در نهایت لزوما منجر به صدور مجوز خروج نمی شود. چه بسیار بیمارانی که به خاطر طول کشیدن زمان صدور مجوز خروجشان از سوی نیرو های اسراییلی نتوانستند به بیمارستان منتقل شوند و در صف های طولانی بازرسی جان خود را از دست داده اند و چه بسیار جوانانی که در دانشگاه های اردن و یا اسراییل به سختی پذیرش گرفته اند و ثبت نام کرده اند، اما به آنها اجازه خروج از نوار غزه داده نشد و نتوانستند تحصیلاتشان را ادامه بدهند. و چه بسیار تاجرانی که مواد غذایی فاسد شدنی را در کامیون هایشان بار می کردند تا در خارج از غزه به فروش برسانند اما آنقدر کامیون هایشان در مسیر های بازرسی معطل می شود که اگر هم مجوز برایشان صادر شود، دیگر تمام جنس هایشان فاسد و غیر قابل فروش شده باشد.</div>
<div>برای اکثر مردم غزه هیچ راه خروجی وجود ندارد: نه به اسراییل، نه به مصر و نه به کرانه باختری رود اردن. ساکنان غزه. در همین کتاب، از یک فیلم بردار فلسطینی نقل شده است که: «روزی روزگاری، رویای وطنی تو سرم بود. اما، حالا آرزوم اینه که بتونم به طرف دیگه ی پاسگاه بازرسیِ ایرتس برم»</div>
<div>البته قوانینی وجود دارد که به افرادی خاص و در شرایط ضروری (مثل بیماران، کامیونداران، کارگردان دارای شغل ثابت در اسراییل و&#8230;) مجوز خروج صادر می کنند اما گاهی اوقات، حتی به رغم دلایل عینی که رسما نیز تایید شده اند خروج از غزه غیر ممکن است. خانم هس در کتابش به چند مورد اشاره می کند: «مثلا یک پزشک ساکن غزه نتوانست برای همراهی مادر به شدت بیمارش به بیمارستان تل آویو مجوز خروج از غزه دریافت کند؛ و مادرش در تنهایی جان سپرد. برادر این پزشک، یک نویسنده سر شناس فلسطینی، نیز اجازه نیافت کرانه غربی رود اردن را برای شرکت در مراسم خاکسپاری مادرش ترک کند. به یک بانوی روزنامه نگار فلسطینی که برای ندریس دوره ای به ایالات متحده دعوت شده بود، اجازه داده نشد تا به سفارت آمریکا در تل آویو مراجعه و ویزایش را دریافت کند. مرد جوانی از «اردوگاه پناهندگان مغازی» که با دوشیزه ای از اردوگاه جلازون در کرانه غربی رود اردن نامزد شده بود به مدت ۵ ماه از دیدار نامزدش محروم بود. به مرد جوان دیگری، که نامزدش در اردن بود، به «دلایل امنیتی» اجازه سفر داده نشد&#8230;»</div>
<div> </div>
<div>اینها نمونه های کوچکی است که نشان می دهد ادعای اسراییل درباره بستن غزه به خاطر جلوگیری از حملات تروریستی تا چقدر موجه است. عموم مردم و رهبران دنیا در مقابل این جنایات سکوت کرده اند و ترجیح می دهند چشمانشان را ببندند. اینگونه است که وقتی محمود احمدی نژاد در سازمان ملل متحد از حقوق فلسطینی ها صحبت می کند عرب ها و جوانان فلسطینی طرفدارش می شوند و <a href="http://feeds.feedburner.com/~r/nazli/~3/401951851/blog-post_24.html" target="_blank">به قول نازلی</a> ترسناک است که می بینی احمدی نژاد شده است [تنها] صدای حمایت از فلسطین! </div>
<div>کمترین کاری که بلاگر ها می توانند بکنند این است که در این مورد بنویسند، کاش حداقل در وبلاگستان فارسی به این ظلمی که در غزه جاریست توجه کنیم و درباره اش بنویسیم. فردا روزی است که به ابتکار آیت الله منتظری (یا به قول تحریف کنندگان تاریخ: به ابتکار آیت الله خمینی) به نام روز جهانی قدس شناخته می شود. شرکت کردن در راهپیمایی های دولتی و همراه شدن در نمایش تزویر و ریا حال آدم را به هم می زند، اما روز قدس می تواند بهانه ای باشد برای اینکه در وبلاگ هایمان درباره ظلمی بنویسیم که در گوشه ای از این دهکده جهانی بر مردمی از جنس خود ما وارد می شود.</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/07/04/post_239.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آه زمین؛ اگر فراموشت کنم</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/02/03/post_191.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/02/03/post_191.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 22 Apr 2008 07:43:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جهان]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1387/02/03/post_191.html</guid>
		<description><![CDATA[اگر زمین نبود، کجا نفس می کشیدیم؟ اگر زمین نبود کجا عشق بازی می کردیم؟ اگر زمین نبود، کجا تو را می دیدم؟ اگر زمین نبود کجا دست های لطیفت را می فشردم؟ اگر زمین نبود عاشقی هم نبود. اگر زمین نبود، من نبودم، تو هم نبودی. سرگرم کار های خودمان هستیم و روز به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">اگر زمین نبود، کجا نفس می کشیدیم؟</p>
<p align="right">اگر زمین نبود کجا عشق بازی می کردیم؟</p>
<p align="right">اگر زمین نبود، کجا تو را می دیدم؟</p>
<p align="right">اگر زمین نبود کجا دست های لطیفت را می فشردم؟</p>
<p align="right">اگر زمین نبود عاشقی هم نبود.</p>
<p align="right">اگر زمین نبود، من نبودم، تو هم نبودی.</p>
<p align="right">سرگرم کار های خودمان هستیم و روز به روز زمین گرم و گرم تر می شود و با سرعت به سمت نابودی پیش می رود. هیچ خیانتی از این بزرگتر نیست که چشممان را به زیر پا هایمان نیندازیم و به فرصت عاشقی که زمین به ما هدیه داده بی توجهی کنیم. زمین گرمش است، زمین کلافه از این همه نامهربانی است. زمین ماوای همه شادی و ها و غم هایمان است. من و تو برای زمین چه کرده ایم؟ کمترین کار این است که آلوده اش نکنیم، اگر جلوی گرم شدنش را نمی توانیم بگیریم، حداقل به ان شتاب هم ندهیم. سوخت مناسب استفاده کنیم، هوایش را داشته باشیم تا بعد از ما هم بماند و پناهگاه عاشقان دیگر باشد.</p>
<p align="right"><strong>پی نوشت:</strong> امروز، ۲۲ آوریل، روز جهانی زمین است. از همه دوستانم دعوت می کنم چند خطی راجع به زمین بنویسند.&nbsp;</p>
<p align="right"><em>*عنوان مطلب برگرفته از داستانی کوتاه اثر آرتور سی.کلارک است&nbsp;</em></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/02/03/post_191.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گنه کرد در بلخ آهنگری&#8230;</title>
		<link>http://www.3pand.com/1387/01/19/post_185.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1387/01/19/post_185.html#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 18:33:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1387/01/19/post_185.html</guid>
		<description><![CDATA[یک مطلبی در ابتدای مهرماه سال هشتاد و پنج در وبلاگم نوشته ام با عنوان &#34;افغان ها را اخراج نکنید!&#34; و سعی کردم در حد توانم از حق طبیعی هم نوعم برای انتخاب تابعیت دفاع کنم (مطابق ماده پانزده میثاق جهانی حقوق بشر) دیروز یک نفر در پایین آن مطلب نظر داده و نوشته که: [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">یک مطلبی در ابتدای مهرماه سال هشتاد و پنج در وبلاگم <a href="http://www.3pand.com/1385/07/28/post_6.html" target="_blank">نوشته ام</a> با عنوان &quot;افغان ها را اخراج نکنید!&quot; و سعی کردم در حد توانم از حق طبیعی هم نوعم برای انتخاب تابعیت دفاع کنم (مطابق ماده پانزده میثاق جهانی حقوق بشر)</p>
<p align="right">دیروز یک نفر در پایین آن مطلب <a href="http://www.3pand.com/1385/07/28/post_6.html#comment-505" target="_blank">نظر داده</a> و نوشته که:</p>
<p align="right"><strong><em>&quot;حتماٌ شما فیلم تجاوز ۴ افغانی به یک دختر بیچاره ایرانی را ندیده ا ید وگرنه اینقدر سنگ این افغانی های کثیف را به سینه نمی زدید مثل شما هستند که نمی گذارند این افغانی ها که مسبب انواع واقسام جنایت و فساد اند گورشان را ازایران گم کنند من با دیدن این فیلم گریه کردم در اذر بایجان شما نمی توانید یک افغانی پیدا کنید اوایل اینجا هم آمده بودند اما یکی پس از دیگری بدست جوانان غیرت مند اذربایجانی کشته شدند وبقیه وحشت کرده وبرای همیشه از اذربایجان فرار کردند&quot;</em></strong></p>
<p align="right">راستش این نظر خیلی ناراحتم کرد. افسوس خوردم برای انسانیت از دست رفته مان. بی ارزش ترین قسمت قضیه این است که در همان زمان عین الله تاجیک، فرمانده نیروی انتظامی قرچک، اعلام کرد که خبر تجاوز افغان ها به دختر ایرانی صحت ندارد و متجاوزین ایرانی هستند. (روزنامه ابتکار- شماره ۱۰۴۹) بعد ها هم مسئولین منطقه اعلام کردند که اصلا این اتفاق در ورامین رخ نداده بود و مربوط یه یکی از استان های شرقی ایران بود و عوامل این جنایت همگی دستگیر و مجازات شدند.&nbsp;</p>
<p align="right">اما بر فرض هم که چهار افغانی به دختری تجاوز کردند، آیا چهار نفر افغانی نماینده یک ملت هستند؟ هیچ می دانید بیشترین آمار جرم و جنایت در ژاپن مربوط به ایرانی ها است؟ آیا آنها نماینده ملت ایران هستند؟ آیا این به معنی جنایت کار و مجرم بودن من و شماست؟ به قول شاعر:&laquo;گنه کرد در بلخ آهنگری / به شوشتر زدند گردن مسگری&raquo; </p>
<p align="right">متاسفم و اندوهگین، اندوهگین به خاطر اینکه افتخار می کنید در شهرتان یک افغانی هم وجود ندارد و کشتن و بیرون کردن آنها را نشانه غیرت آذربایجانی می دانید. تا آنجا که من یادم هست مردمان آذربایجان به دلسوزی و مهمان نوازی مشهور بودند و نماد شجاعتشان ستار خان است که شانه به شانه هوارد باسکرویل آمریکایی برای آزادی ایران از جانش هم گذشت و برای نجات مردم شهری دیگر (تهران) شجاعانه اسبش را می تاخت.</p>
<p align="right">&nbsp;ترساندن و به قتل رساندن آوارگانی که از دست ستمگران متعصب مذهبی به شهر های ما پناه آورده اند و از سر ناچاری به ما روی انداخته اند، هنر و افتخار نیست. افتخار این است که دستشان را فشار بدهیم و بهشان بگوییم که ایران موطن ابدی شماست و اینجا شما صاحب خانه اید و مهمان نیستید. هنر این است که گناه یک عده را به نام یک ملت ننویسیم و همه را با یک چوب نرانیم.</p>
<p align="right">کاش کمی، فقط کمی، بیشتر همدیگر را دوست داشتیم.&nbsp;</p>
<p align="right">در همین زمینه این لینک ها را هم بخوانید:</p>
<p align="right"><a href="http://www.goftaniha.org/2007/11/blog-post.html" target="_blank">آیا ما واقعا همان ایرانی مهماندوست هستیم؟</a> &#8211; امیر فرشاد ابراهیمی</p>
<p align="right">&nbsp;&nbsp;<a href="http://www.iran-telegraf.com/2007/11/post_1851.html" target="_blank">تعرض به افغانی های مقیم ایران و هرجای کره خاکی موقوف!</a> &#8211; ایران تلگراف</p>
<p align="right">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1387/01/19/post_185.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درباره پرسش و پاسخ خورشید خانم و هودر</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/04/13/post_83.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1386/04/13/post_83.html#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Jul 2007 11:04:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/1386/04/13/post_83.html</guid>
		<description><![CDATA[&#160;هزار بار گفته ام یکبار دیگر هم می گویم! صرف انجام دادن یک کار اشتباه از سوی یک فرد یا&#160;دولت این مجوز را به هیچ فرد یا&#160;دولتی نمی دهد که آن کار را تکرار کند. به این می گویند مغلطه تشبث به غیر٬ یعنی با اشاره به کار غلطی که دیگری کرده سعی کنیم به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="right">
<p align="right">&nbsp;هزار بار گفته ام یکبار دیگر هم می گویم! صرف انجام دادن یک کار اشتباه از سوی  یک فرد یا&nbsp;دولت این مجوز را به هیچ فرد یا&nbsp;دولتی نمی دهد که آن کار را تکرار کند. به  این می گویند مغلطه تشبث به غیر٬ یعنی با اشاره به کار غلطی که دیگری کرده سعی کنیم  به کار غلط خودمان مشروعیت ببخشیم.</p>
<p align="right">حالا چرا اینها را می نویسم؟! چند وقت پیش <a href="http://www.khorshidkhanoom.com" target="_blank">خورشید خانم</a> برای <a href="http://i.hoder.com/" target="_blank">هودر</a> چند <a href="http://www.khorshidkhanoom.com/archives/002244.php" target="_blank">سوال مطرح  کرد</a> که بخشی از&nbsp;این&nbsp;سوال و جواب رو عینا اینجا نقل می کنم (متن کامل را <a href="http://i.hoder.com/archives/2007/06/070626_016169.shtml" target="_blank">اینجا</a>  بخوانید):</p>
<blockquote><p>  <strong>چرا وقتی که هاله اسفندیاری زندانه و دستش کوتاهه از تلاش هایی که براش می شه و  کنترلی روشون نداره٬ می ری می گردی ببینی کی داره برای آزادی اش تلاش می کنه و تو  بوغ و کرنا می کنی که فلان شخص مثلا طرفدار جنگ عراق بوده و اینا؟ چرا به خاطر  اجندای خودت پرونده هاله اسفندیاری رو که به هر حال نقشی نداشته تو دعوت از آدم  هایی که دارن برای آزادی اش تلاش می کنن سنگین تر می کنی؟</strong>
<p align="right">بگذار اول بگویم چرا با برخورد قانونی و قضایی با آدم&zwnj;هایی مثل هاله اسفندیاری  اصولا موافقم.</p>
<p align="right">فرض کن یک استاد علوم&zwnj;سیاسی آمریکایی که تابعیت ایرانی هم گرفته رفته باشد بقول  دادابیس در دانشگاه امام صادق تهران و ده سال باشد که به عنوان رییس آنجا به  باهوش&zwnj;ترین دانشجویان جمهوری اسلامی درباره&zwnj;ی نقاط ضعف سیاسی و اجتماعی آمریکا درس  بدهد. در عین حال، نامش هم به عنوان عضو هیات مدیره یکی از زیرمجموعه&zwnj;های دانشگاه  امام حسین سپاه پاسداران که راجع به مسایل نژادی در آمریکا به سپاه پاسداران و  وزارت دفاع ایران مشاوره&zwnj;ی محرمانه می&zwnj;دهد آمده باشد.</p>
<p align="right">شک نداشته باش که این آقا یا خانم آمریکایی به محض اینکه پایش را در خاک آمریکا  بگذارد بازداشت خواهد شد و اگر شانس بیاورد و پس از دو سال ناپدید شدن سر از  گوانتانامو در نیاورد، ماه&zwnj;ها توسط سازمان&zwnj;های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا بازجویی  خواهد شد و آخرسر هم توسط دادگاه به اتهام همکاری آگاهانه و فعالانه با دشمن آمریکا  محاکمه خواهد شد.</p>
<p align="right">هاله اسفندیاری دقیقا معادل برعکس این استاد آمریکایی فرضی ما است. او رییس بخش  خاورمیانه در یکی از برجسته&zwnj;ترین و نخبه&zwnj;پرورترین مراکز آکادمیک سیاست خارجی آمریکا  بوده، سال&zwnj;ها درباره&zwnj;ی جوانان، دانشجویان و جنبش زنان در ایران <a href="http://scholar.google.com/scholar?hl=en&amp;lr=&amp;client=firefox-a&amp;sa=G&amp;oi=qs&amp;q=%22h+esfandiari%22+author:h-esfandiari">کار  تحقیقاتی برای آمریکایی&zwnj;ها کرده</a> و در عین حال در <a href="http://www.rand.org/nsrd/cmepp/imey/advisory.html">هیات مشاوران</a> گروه  جوانان موسسه&zwnj;ی تحقیقاتی رند (<a href="http://www.sourcewatch.org/index.php?title=RAND_Corporation">Rand</a>) که  مال پنتاگون است عضو است.</p>
<p align="right">هر کس جای جمهوری اسلامی بود شهروندی با چنین مشخصات را حتما بازجویی و بازداشت  و شاید هم محاکمه می&zwnj;کرد. ولی خب، اگر هنوز بخاطر تنفر کور از خامنه&zwnj;ای و  احمدی&zwnj;نژاد انصافت را از دست نداده باشی، باید بدانی که جمهوری اسلامی هرگز زندان  گوانتانامو برای مخالفان سیاسی&zwnj;اش درست نکرده است.</p>
<p align="right">ولی رسانه&zwnj;ها و سازمان&zwnj;های &laquo;غربی&raquo;&zwnj; حقوق بشر دارند جوری درباره اسفندیاری حرف  می&zwnj;زنند که انگار ایران یک خانم مسن بی&zwnj;گناه را که به جرم اینکه فقط دلش برای وطنش  می&zwnj;سوزد و دنبال نزدیکی دو کشور ایران و آمریکا است دستگیر و زندانی کرده.</p>
<p align="right">اینجاست که یک دفعه آدم چیزهایی می&zwnj;بیند که معلوم می&zwnj;کند پشت این جور دفاع  رسانه&zwnj;های و سازمان&zwnj;های حقوق بشر چیست. مثلا این کسی تو می&zwnj;گویی، زینب السویجی، یک  زن عراقی تبعیدی ساکن واشنگتن است که سابقه&zwnj;اش را در حمایت از بوش برای حمله به  عراق و نزدیکی&zwnj;اش به جنگ&zwnj;طلبان کاخ سفید مثل روز روشن است و فقط احتیاج به دو دقیقه  جستجو در اینترنت دارد.</p>
<p align="right">آن وقت اینکه سازمان عفو بین&zwnj;الملل با آگاهی از سابقه&zwnj;ی این زن می&zwnj;آید و <a href="http://hoder.com/weblog/archives/016149.shtml">از او دعوت می&zwnj;&zwnj;کند</a> که  به نفع هاله اسفندیاری و آزادی آن در نیویوک&zwnj; سخنرانی کند مشخص می&zwnj;کند که نیت اصلی  پشت این دفاع چیست. برای همین من به عنوان یک روزنامه&zwnj;نگار وظیفه&zwnj;ی خودم می&zwnj;بینم که  این واقعیت تلخ را ببینم و گزارش کنم.</p>
<p align="right">در واقع در این مورد دوم من موضوع&zwnj;ام خود هاله اسفندیاری نیست، چون توضیح دادم  که چرا با برخورد قضایی با او توسط جمهوری اسلامی کاملا موافقم.<br /> بلکه موضوع حرفم  آشکار کردن نیت سیاسی پشت این جور حمایت&zwnj;هایی است که از طرف سازمان&zwnj;های حقوق بشر  می&zwnj;شود و در واقع ربط دارد به همان ایده&zwnj;ی ربوده شدن گفتمان حقوق بشر که پایین&zwnj;تر  راجع به آن صحبت می&zwnj;&zwnj;کنم.</p>
</blockquote>
<p align="right">برای کسانی که احتمالا نمی دانند توضیح بدهم که حسین درخشان در مدت اخیر همواره  منتظر نشسته تا یک نفر به زندان بیفتد و مفت و مجانی نقش راپورتچی دربار را برای  آقای مرتضوی و شرکا بازی کند و حالا که از سوی خورشید خانم با این پرسش مواجه می  شود که &laquo;چرا برای اجندای خودت پرونده هاله اسفندیاری رو سنگین تر می کنی؟!&raquo; جواب  میده چون دولت آمریکا در موقعیت مشابه با اینگونه اساتید برخورد می کنه و آنها رو  محاکمه می کنه پس جمهوری اسلامی هم حق داره که چنین کاری رو بکنه و جناب درخشان با  افتخار اعلام می کنند که با برخورد قضایی با هاله اسفندیاری موافقند و در جهت پس  گرفتن گفتمان ربوده شده حقوق بشر٬ مدارکی رو می کند که باعث سنگین تر شدن پرونده  این استاد ایرانی-آمریکایی می شود.</p>
<p align="right">من با آن بخش از نظرات درخشان که می گوید گفتگوی حقوق بشر توسط آمریکا ربوده شده  کاملا موافقم ولی این دلیل نمی شود ما به خاطر اتفاقاتی که در آمریکا می افتد به به  دولت ایران حق رفتار مشابه را بدهیم و از همه بدتر نقش آتش بیار معرکه را هم بازی  کنیم!</p>
<p align="right">هاله اسفندیاری و علی شاکری و هشت دانشجوی پلیتکنیک و صدها و صدها نفر دیگر به  ناحق در بند هستند. اگر آمریکا هم با مخالفنش اینگونه برخورد می کند به خودش و مردم  آمریکا مربوط است. مگر آنها معلم ما هستند که هر غلطی که کردند را باید تکرار  کنیم؟!</p>
</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1386/04/13/post_83.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یاد آر ز شمع مرده یاد آر&#8230;</title>
		<link>http://www.3pand.com/1386/01/28/post_44.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1386/01/28/post_44.html#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Apr 2007 11:52:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=44</guid>
		<description><![CDATA[حدود ۸ ماه پیش مبارزه ای را  برای جلوگیری از تخریب مقبره میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و ملک المتکلمین آغاز کردم و از امروز مفتخرم که اعلام کنم ایرانیان آزاده ای در این راه همراه من شده اند و دست به دست هم می خواهیم جلوی تعرض به بزرگترین افتخارات تاریخ معاصر ایران را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="2">حدود ۸ ماه پیش مبارزه ای را  برای جلوگیری از تخریب مقبره میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و ملک المتکلمین آغاز کردم و از امروز مفتخرم که اعلام کنم ایرانیان آزاده ای در این راه همراه من شده اند و دست به دست هم می خواهیم جلوی تعرض به بزرگترین افتخارات تاریخ معاصر ایران را بگیریم و نگذاریم که خون شهدای مشروطه بیش از این پایمال شود.</font></span><span dir="ltr" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"></span></p>
<p><font size="2"></font></p>
<p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="2">دکتر نعمت احمدی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، از شنیدن ماجرا به شدت متاسف شد و خیلی سریع تر از آنچه که فکرش را می کردم دست به قلم برد و در وبلاگش </font><a href="http://nematahmadi.ir/?page=blog&#038;blogid=455" target="_blank"><font size="2">مقاله ای نوشت</font></a><font size="2"> که احتمالا پنجشنبه از روزنامه اعتماد ملی نیز منتشر می شود. البته قضیه به همین جا ختم نشده و بچه های روزنامه اعتماد ملی قرار است گزارشی را نیز در این زمینه تنظیم کنند و پیش از آن گزارشی که من نوشته ام نیز از </font><a href="http://www.radiozamaneh.com/" target="_blank"><font size="2">رادیو زمانه</font></a><font size="2"> منتشر خواهد شد.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="2">در تلاش هستیم تا وبسایتی را برای حفظ مقبره این بزرگان راه اندازی کنیم و در مرحله نخست جلوی بیمارستان لقمان را بگیریم و نگذاریم به بهانه توسعه بیمارستان، میراث فرهنگی ما را پایمال کند و در گام بعدی اقدامات موثری در جهت بازسازی آبرومندانه ان انجام دهیم.</font></span></p>
<p dir="rtl" style="DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right" align="justify"><span lang="AR-SA" style="FONT-SIZE: 8pt; FONT-FAMILY: Tahoma"><font size="2">هنوز برای انتخاب دامین این وبسایت به توافق نرسیده ایم. اگر اسم خاصی به ذهنتان می رسد لطفا دریغ نکنید. در ضمن هر کسی که کمکی مثل تهیه گزارش برای مطبوعات، اطلاع رسانی، پی گیری های اداری و&#8230; از دستش بر می آید و می خواهد به ما بپیوندد لطفا ایمیل بزند.</font></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1386/01/28/post_44.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>افغانی ها را اخراج نکنید</title>
		<link>http://www.3pand.com/1385/07/28/post_6.html</link>
		<comments>http://www.3pand.com/1385/07/28/post_6.html#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Oct 2006 12:16:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>اردشیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[حقوق بشر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.3pand.com/?p=6</guid>
		<description><![CDATA[اخراج تبعه های افغانی از ایران بحثی است که هر سال در مقطعی از زمان شدت می گیرد و بگیر و ببندی اساسی به راه می افتد و ناگهان متوقف می شود.هر وقت که از یکی از دست اندر کاران این طرح می پرسند که علت این طرح چیست با قیافه ای حق به جانب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="postbody">
<p align="justify"><img style="WIDTH: 216px; HEIGHT: 304px" height="304" hspace="0" src="http://www.msu.edu/user/dossant1/M6.jpg" width="216" align="left" border="0" />اخراج تبعه های افغانی از ایران بحثی است که هر سال در مقطعی از زمان شدت می گیرد و بگیر و ببندی اساسی به راه می افتد و ناگهان متوقف می شود.هر وقت که از یکی از دست اندر کاران این طرح می پرسند که علت این طرح چیست با قیافه ای حق به جانب ژست دفاع از جوانان ایرانی را می گیرد و می گوید:&quot;افغانی ها فرصت های شغلی را از جوانان ایرانی گرفته اند(!) و ما برای ایجاد اشتغال این کار را می کنیم&quot; و به این ترتیب به سادگی هرچه تمام تر مشکل بی کاری جوانان بر گردن افغانی هایی می افتد که گردنشان از مو هم باریک تر است.</p>
<p align="justify">اما آیا واقعا حقیقت این است؟! مشکل بیکاری در بین جوانان ما مربوط به قشری است که مدرک لیسانس را گرفته اند و حال تصور می کنند که باید حتما پشت میز بنشینند و اگر پاچه شلوارشان خاکی بشود آخر الزمان فرا می رسد!</p>
<p align="justify">کدام یک از جوانان پر مدعای ما (خودم را می گویم!) حاضریم مثل برادران افغانی مان زحمت بکشیم و به حقوق کم قناعت کنیم و خدا را به خاطر همین حداقل ها شکر بگوییم؟!کدام یک از ما حاضریم در شرایط سخت و جان فرسایی که افغانی ها از زیر آن شانه خالی نمی کنند قرار بگیریم و دم بر نیاوریم؟!</p>
<p align="justify">از اینها گذشته٬ در شرایط برابر هم که مقایسه بکنیم متوجه خواهیم شد بازدهی یک کارگر افغانی در بدترین شرایط به اندازه دو کارگر ایرانی است (این را از روی تجربه چندین سال رابطه با کارگر های افغان می گویم) و اگر قرار باشد افغانی ها از ایران اخراج بشوند اولین کسی که ضرر می کند مردم ایران هستند.چون با خروج آنها از کشور به خاطر بازدهی کم کارگر ایرانی قیمت کالا های اساسی(مثل گوشت٬ مرغ و تخم مرغ) رشد قابل توجهی پیدا خواهد کرد.</p>
<p align="justify">حتما شما هم هر از گاهی شنیده اید که می گویند یک خانواده ایرانی که ۱۵ سال است در فلان کشور منتظر اجازه کار و اقامت است را از ان کشور اخراج کرده اند و حتما شما هم از شنیدن این خبر ها آزرده شده اید و مسئولین هم چندین بار واکنش نشان داده اند.حال چرا با برادران مهربان و هم زبانمان چنین کاری می خواهیم بکنیم؟!</p>
<p align="justify">این رفتار صراحتا مخالف اعلامیه جهانی حقوق بشر است و ایران به عنوان یکی از امضا کنندگان ان موظف به اجرای آن است.</p>
<p align="justify">ماده ۶:هرکس حق دارد شخصیت حقیقی اش در همه جا به رسمیت شناخته شود.</p>
<p align="justify">ماده ۱۳: ۱-هر شخصی حق دارد در داخل هر کشوری آزادانه به رفت و امد بپردازد و اقامتگاه خود را برگزیند. ۲-هر شخصی حق دارد هر کشوری از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خویش بازگردد.</p>
<p align="justify">ماده ۱۵:هیچ کس را نباید از حق تغییر تابعیت محروم کرد.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.3pand.com/1385/07/28/post_6.html/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

