Wordpress Themes

هزار و سیصد و هشتاد و درد

من نیز غالبا به دلایل سقوط اتحاد جماهیر شوروی می‌اندیشم. چگونه این قدرت غول آسا به این سرعت و وسعت در هم شکست؟ در این باره نظریه‌های عالمانه‌ی بسیاری وجود دارد. اما به گمانم، در همه‌ی آنها یک توضیح ابتدایی مستتر است: این نظام جلوی تغییر را می‌گرفت، از احکام مرده تغذیه می‌کرد و از جابجا شدن طبیعی رهبران جلوگیری می‌کرد. سرانجام وقتی خواستند دست به اقدامی بزنند، کار از کار گذشته بود.

الکساندر دوبچک

آیا فحش باد هواست؟!

شده تا حالا وسط دعوا به کسی بگویید که:”میام مادرت رو …” ها؟ نشده؟ اگر قبول کنیم که تا حالا چنین جمله‌ای از دهان شما خارج نشده، بعید هست که در ایران زندگی کنید و حتی یک بار هم مخاطب چنین توهینی نبوده باشید. ولی تا به حال شنیده‌اید که کسی چنین وعده‌ای (!) بدهد و به حرفش عمل هم بکند؟

یک گروه از دانشمندان در سال ۲۰۰۳ در حال بررسی ریشه‌ی اقوام آسیایی و تحلیل DNA آنها بودند که به طور کاملا اتفاقی به مورد عجیبی برخوردند. کروموزم Y عده‌ی چشم گیری از آنها مشترک بود و این یعنی که آنها پدربزرگ مشترکی داشتند. بررسی‌های بیشتر دانشمندان را به این نتیجه رساند که این پدربزرگ مشترک احتمالا در زمانی حدود هزار سال پیش می‌زیسته است و ریشه در مغولستان داشته است و از آنجایی که چنین جهش ژنتیکی نه می‌تواند تصادفی باشد و نه حاصل انتخاب طبیعی، تنها یک پاسخ برای آن می‌توان متصور بود: از هر ۲۰۰ نفر مردم دنیا، یک نفر (۳۲ میلیون نفر از مردم جهان یا به عبارتی نیم درصد از کل جمعیت دنیا) فرزند چنگیز‌خان مغول هستند!

مرزهای امپراتوری مغول در عصر چنگیزخان

چنگیز خان علاوه بر خون‌ریزی و کشورگشایی، به زن‌بارگی و شهوت سیری ناپذیرش معروف بود و در تمام کشورگشایی‌هایش تجاوز به زن‌های بومی را فراموش نمی‌کرد، بنا بر این اصلا عجیب نیست که مخوف‌ترین قاتل تاریخ و عامل چندین نسل کشی بزرگ آسیا، عامل به دنیا آمدن ۳۲ میلیون نفر از انسان‌های زنده‌ی امروزی است. یعنی بسیار بیشتر از تعداد کسانی که به دست او و سربازان خونخوارش کشته شدند.

چنگیز خان در ابتدا قصد نداشت به ایران حمله کند. حتی سلطان خوارزم به چین سفر کرد و در مقابل دروازه‌ی پکن، چنگیز خان به استقبال سلطان آمد و هر دو از گسترش تجارت و برقراری صلح سخن گفتند. تا اینکه اولین سفر بازرگانان مغول به ایران با حادثه‌ای همراه شد. به دستور سلطان خوارزم، همه‌ی اموال بازرگانان مغول ضبط شد و خودشان نیز کشته شدند.

تنها واکنشی که بعد از شنیدن این خبر از سوی چنگیز خان می‌توان متصور بود این است:“میام و خواهر و مادر تک تک‌تون رو….” و چنگیز خان مردی نبود که وقتی حرفی می‌زند به آن عمل نکند. اندک زمانی بعد، مرو سقوط کرد و مغول‌ها ایران را تسخیر کردند.

پی‌نوشت: نتیجه‌ی تحقیق دانشمندان علم ژنتیک را در اینجا بخوانید:
The Genetic Legacy of the Mongols (PDF), American Journal of Human Genetics, 2003

دهان همایونی‌تان را ببندید…لطفا!

در تازه‌ترین برنامه‌ی به عبارت ِ دیگر که از بی‌بی‌سی فارسی پخش و به میزبانی عنایت فانی برگزار می‌شود، نواده‌ی محمدعلی شاه قاجار، و به قول خودش «رییس ایل قاجار» حضور داشت.(ویدیوی این مصاحبه را از اینجا ببینید)

سلطان‌علی میرزا قاجار، که به سبک ولیعهد‌های قاجاریه و در بین بازماندگان قاجار«حضرت اقدس والا» خطاب می‌شود، در مزخرف گویی کم نگذاشتند. هدفم در این نوشته پاسخ‌گویی به همه‌ی چرندیات ایشان نیست اما او در خلال حرف‌هایش به نکته‌ای اشاره کرد که حیف است بی‌جواب بماند. «حضرت اقدس والا» معتقدند که ناصرالدین شاه در ایران رنسانس ایجاد کرد و در مورد امیرکبیر هم گفتند که ایشان خیلی تندرو بود و می‌خواست خیلی سریع پیش برود، برای همین موفق نشد (نقل به مضمون)

من کاری به درستی و نادرستی حرف ایشان ندارم. می‌خواهم وسط این نقل قول‌ها سری به ویکی‌پدیا بزنم و با هم ببینیم در دهه‌ی پنجاه از قرن نوزدهم میلادی، یعنی هم‌زمان با حکومت ناصرالدین شاه قاجار، دنیا آبستن چه نوع حوادث و تحولاتی بوده است:

- چارلز داروین، زیست شناس انگلیسی، کتاب “منشاء گونه‌ها” را منتشر کرد (۱۸۵۹)

-ریچارد کرینگتون، ستاره شناس انگلیسی، موفق به کشف و توضیح پدیده‌ی شراره‌های خورشیدی شد.

- جان اسنو، پزشک انگلیسی، نتیجه‌ی مطالعات گسترده‌اش بر روی وبا را منتشر و با اینکار علم اپیدمیولوژی را پایه گذاری کرد (۱۸۵۴)

- باستان شناسان آلمانی با کشف اولین فسیل‌های نئاندرتال‌ها گام بزرگی در شناخت ریشه‌های حیات و تکامل برداشتند.

- هنری بسمر، مهندس انگلیسی، انقلابی در روش ریختگری فولاد ایجاد کرد (۱۸۵۱)

- بنجامین سیلیمن، شیمی‌دان آمریکایی، برای اولین بار موفق به تقطیر نفت خام شد.

- اولین کابل تلگراف، دو سوی اقیانوس آرام را به هم متصل کرد.

- الیشا اوتیس، مخترع آمریکایی، اولین آسانسور جهان را با موفقیت نصب کرد (۱۸۵۴)

- با گسترش خطوط راه‌آهن در آمریکا، حمل و نقل تجهیزات مختلف بوسیله‌ی قطار رونق گرفت.

- ایزاک سینگر، مخترع آمریکایی، کارخانه‌ی تولید چرخ خیاطی را راه‌اندازی کرد(۱۸۵۱).

- الکساندر وود، پزشک اسکاتلندی، سرنگ را اختراع کرد (۱۸۵۳).

- دانشگاه سنت لوییس در واشنگتن افتتاح شد (۱۸۵۳) و اولین شماره‌ی روزنامه‌ی نیویورک تایمز منتشر شد (۱۸۵۱).

اما درست در ابتدای این دهه‌ی پر فروغ یعنی در سال ۱۸۵۱ میلادی، جناب ناصرالدین شاه قاجار دستور قتل امیرکبیر را صادر کردند و صد و شصت سال بعد و فقط چند روز مانده به سال‌روز قتل امیرکبیر (۱۰ ژانویه)، یکی از نوادگان قاجار در مصاحبه‌ای اعلام کردند که ناصرالدین‌شاه قاجار در ایران رنسانس ایجاد کرد و امیرکبیر تندرو بود و محمدعلی‌شاه خواهان دموکراسی بود و مظفرالدین‌شاه ایران را مشروطه کرد و…

پی‌نوشت: معتقدم که راجع به هیچ دوره‌ی تاریخی نمی‌توان به راحتی حکم صادر کرد و مخالف این هستم که بگوییم دوره‌ی قاجاریه کاملا سیاه بود و تمامی قجرها خائن بودند. کما اینکه اگر آغامحمدخان قاجار ظهور نمی‌کرد شاید الان خبری از سرزمینی به نام ایران نبود، همچنین شایستگی و رشادت عباس میرزا (ولیعهد ناکام قاجار) را نمی‌توان نادیده گرفت. ولی عمیقا معتقدم که بهتر بود حضرت اقدس والا دهان‌شان را حداقل در سال‌مرگ امیر کبیر می‌بستند.

اول مرغ بود یا تخم مرغ؟

دانشوران معاصر تولد عیسی مسیح را بین ۴ تا ۶ سال قبل از میلاد مسیح تخمین می‌زنند

منبع: ویکی پدیا فارسی

امام‌زاده بی‌غیرت

امام‌زاده‌ای در اتوبان کرج-قزوین هست (نزدیک قزوین در شرق حصار خروان در کنار جاده قدیم قزوین به تهران و در مجاورت نیروگاه شهید رجائی) که در بین مردم محلی به “امام‌زاده بی غیرت” شهره است. در گذشته‌های نه چندان دور مردم بسیار به آن معتقد بودند و معجزات و خیرات و برکات و شفا از او طلب می‌کردند.

در این شش هفت سالی که در قزوین درس می‌خوانم بارها اسمش را شنیده بودم و روزی جویان و پرسان شدیم از مردم محلی که “حالا چرا این بابا رو امام‌زاده بی غیرت صدا می‌کنید؟” پاسخ دادند که: “طرف پدرش رو کشته، برای همین بهش می‌گن بی‌غیرت”

البته حقیقت این است که این مقبره متعلق به “میرزا حسن شیخ الاسلام” مشهور به رییس المجاهدین است که از مبارزین به نام دوران مشروطه در قزوین بوده که در سال ۱۲۴۵ هجری خورشیدی به دنیا آمد و در سال ۱۲۹۸ درگذشت.

میرزا حسن فرزند میرزا مسعود شیخ الاسلام بود. میرزا حسن از روحانیون مشهور شهر قزوین بود و از ناصرالدین شاه قاجار لقب شیخ الاسلام دریافت کرده بود. وی بر خلاف فرزندش از مخالفین سرسخت مشروطه بود و به هر بهانه‌ای مقابل پای آزادی‌خواهان قزوین سنگ می‌انداخت تا اینکه مشروطه‌خواهان رشت را فتح کردند و سر راه تهران وارد قزوین شدند. رییس المجاهدین و دیگر مشروطه‌خواهان قزوین نیز به آنان پیوستند و کنترل شهر را در دست گرفتند. در این گیر و دار میرزا حسن شیخ الاسلام به دست مشروطه‌خواهان کشته شد و شایع گشت که پسر، مشروطه‌خواهان را به قتل پدرش تحریک کرده است.

میرزا مسعود (رییس المجاهدین) هرگز نتوانست اتهام توطئه علیه پدر را از خود دور کند و از سوی مخالفین مشروطه به «امام‌زاده بی غیرت» ملقب شد و بعد از مرگش نیز این لقب نامیمون برایش باقی ماند و همچنان مردم قزوین او را با همین نام خطاب می‌کنند.

جالب است بدانید، با اینکه کمتر از صد سال از مرگ او گذشته است اما افسانه‌های بسیاری در مورد وی وجود دارد.

دقت اگر کرده باشید، در ابتدا گفتم که در گذشته‌ی نه چندان دور مردم به مقبره‌ی او ارادت داشتند ولی اکنون این ارادت و حاجت طلبی از او کمتر شده است. من هم مثل شما گمان کردم دلیلش پی بردن مردم به خرافات بودن اینجور توکل‌ها و توسل‌هاست ولی دلیل واقعی را باید در بین افسانه‌های پرشماری که پیرامون میرزا مسعود شیخ الاسلام وجود دارد جست. از جمله روایت است که شبی دزدانی به حرم او رفتند و هرچه برداشتنی بود برداشتند. از آن پس اعتقاد مردم به او کم شد و کسی به زیارتش نرفت، مردم می‌گفتند:«این امام‌زاده اگر غیرت داشت و حاجت روا بود، حرم خودش را از سارقان نجات می‌داد»

موقعیت جغرافیایی مقبره را در ویکی‌مپیا ببینید