گودر مرد ِ چشم ِ ما بود

تعطیل شدن روزنامههایی که به آنها عادت داشتم جزیی از تلخترین خاطرات من است. وقتی شرق را بستند را خوب به خاطر دارم. حس کسالت بار روزی که روزنامه فروش محل گفت «هممیهن نداریم» هنوز هم حالم را بد میکند. شهروند امروز را که بستند به خودم گفتم دیگر بس است. بعد از آن هیچ نشریه مکتوبی را مداوم و هر روزه نخواندم، تلویزیون هم که اصولا در حوصلهی نسل من نمیگنجد، بنابراین به طور کامل به اینترنت کوچ کردم و اینتنرت به سرعت تبدیل به منبع دسته اول من برای اطلاع از وقایع روز شد.
اما اینترنت دریای بی انتهاییست که آپدیت بودن در آن نیازمند مهارت خاص و وقت بسیاریست. در این میان ما یک آچار فرانسه داشتیم که گودر خطابش میکردیم و در آن اخبار مختلف را غربال شده و به سرعت دریافت میکردیم. حالا که گودر نیست میفهمیم که بدست آوردن آن حجم خبر با آن دقت و کیفیت از سراسر دنیای وب، از رجانیوز گرفته تا رادیو فردا، چقدر کار دشوار و زمان بری است و گودر چه معجزهای را برایمان واقعی میکرد.
حالا، بی هدف کانالهای تلویزیون را عوض میکنم. به فید بی بی سی فارسی، که تنها فید خبری است که درست کار می کند، سر میزنم و بعد از چند ساعت وبگردی همچنان احساس میکنم که نمیدانم در دنیای دور و برم چه خبر است.
روزهای بعد از تعطیلی شهروند امروز و هممیهن و شرق تلخ بود، اما از دست رفتن گودر با هیچ کدامشان قابل مقایسه نیست…