
عکس فوق به تازگی در رویترز منتشر شده و این خبرگزاری در توضیح عکس نوشته است:«معترضان از شلیک به طرف شخصی که مظنون به طرفداری از قذافی است ممانعت میکنند»
عکس را که دیدم یاد فیلم Lion of the dessert افتادم. فیلم ماجرای مبارزهی عمر مختار، قهرمان مبارزه با استعمار ایتالیا در لیبی، را با بازی درخشان آنتونی کویین به تصویر میکشد. در سکانسی از این فیلم دو سرباز ایتالیایی به دست یاران عمر مختار اسیر میشوند و گفتگویی برای سرنوشت آنان در میگیرد. سربازی میپرسد:«با این دو چه بکنیم؟» سرباز دیگری با چشمانی خونبار پاسخ میدهد:«باید بکشیمشان» همه نگاهها به عمر مختار خیره میشود. اوست که به عنوان فرماندهی گروه باید دستور نهایی را صادر کند و در نهایت میگوید:
-ما به اسرا آسیبی نمیزنیم
[سربازی بر او خرده میگیرد:] - اما ما اگر در چنگ آنها اسیر شویم حتما ما را میکشند.
[عمر مختار پاسخ میدهد:] - خوب بکشند! ما نمیکشیم. آنها که معلم ما نیستند
پینوشت: عکسی مشابه از نا آرامیهای عاشورای ۸۸ در تهران

تحولات لیبی رویارویی غرب و شرق را وارد مرحلهی جدیدی کرده است و قطعنامهی شورای امنیت نقطهی عطف این تحولات است.
قبل از صدور قطعنامه غرب نگران پیامهایی بود که سرکوب معترضان در لیبی برای سایر دیکتاتورها میتوانست داشته باشد. بسیاری از مردم دنیا نگران بودند (و هستند) که برخورد خشن سرهنگ قذافی با معترضین لیبی نتیجه بدهد و قذافی همچنان روی کار بماند. اگر این اتفاق رخ میداد یک پیام واضح برای همهی دیکتاتورهای جهان صادر میشد: اگر نگران سقوط هستید، مردم را «با خیال راحت» قتل عام کنید.
اما صدور قطعنامهی شورای امنیت توپ را مجددا وارد زمین دیکتاتورهای متمایل به روسیه (از چین و ونزوئلا گرفته تا کره شمالی و سوریه) کرد. حالا این دیکتاتورهای شرقی هستند که همهی تلاششان را به کار بستهاند تا حملهی غرب به لیبی به نتیجهی مطلوب (سقوط قذافی و برقراری دموکراسی) منجر نشود. اگر همه چیز خوب پیش برود و در آیندهی نزدیک نیروهای انقلابی از بنغازی به سمت طرابلس حرکت کنند و معمر قذافی سقوط کند آن وقت جنبشهای دموکراسی خواهی در منطقه روح تازهای خواهند گرفت. مردم در صنعا و منامه و دمشق و… خط قرمزهای خود را گسترش خواهند داد و شاید خشونتهای مقطعی را هم در دستور کار خود قرار دهند و آن وقت شورای امنیت بر اساس وحدت رویه مجبور خواهد شد برای حمایت از سایر جنبشها هم قطعنامههای مشابهی صادر کند و این کابوس دیکتاتورها خواهد بود.
امیدوارم که انقلابیهای بنغازی سریعتر تجدید قوا کنند و به طرابلس را فتح و قذافی را دستگیر کنند ولی اگر این اتفاق در آیندهی بسیار نزدیک رخ ندهد باید منتظر بمب گذاری و نا آرامیهای مشابه عراق و افغانستان، در لیبی باشیم. دیکتاتورها همهی توانشان را برای نا آرام کردن لیبی و غلط نشان دادن سیاستهای غرب خواهند کرد و در این میان مردم بسیاری کشته خواهند شد و دموکراسی دست نیافتنی خواهد شد.
ارسال شده در تاریخ ۲۹ اسفند ۸۹ توسط اردشیر | موضوعات: جهان | نظرات: بدون نظر
من فیدی نیستم که با این لایکها بلرزم
ارسال شده در تاریخ ۲۶ اسفند ۸۹ توسط اردشیر | موضوعات: روزنوشت | نظرات: بدون نظر

وقتی که تصاویر نیروهای اعزامی عربستان سعودی برای سرکوب معترضان بحرین را میبینم نمیتوانم یاد سال ۲۰۰۱ که تیم فوتبال بحرین در منامه ایران را سه بر یک برد و باعث شد عربستان به جام جهانی صعود کند، نیفتم.
خوب یادم است که در میان آن اشکها و شایعهی کشک بادمجان خوردن ِ فوتبالیستهای ایرانی در شب قبل بازی و گمانهزنیها در مورد دستور حکومتی برای شکست تیم ملی در آن بازی، یک چیز بیشتر از بقیه اعصابم را خرد کرد و آن رقصیدن فوتبالیستهای بحرینی با پرچم عربستان سعودی در وسط میدان بود. پس از بازی هم مردم بحرین تا خود صبح در خیابانها زدند و رقصیدند و پرچم عربستان تکان دادند. در حالی که نه سر پیاز بودند و نه ته پیاز. گرفتن و نگرفتن آن سه امتیاز برای بحرین فرقی نمیکرد ولی باعث صعود مستقیم سعودیها به جام جهانی شد و ما را به جدال ایرلند فرستاد.
حالا همان سعودیها تانک و نفربر به منامه فرستادهاند تا معترضان میدان لولو را به خانههایشان بفرستند که یک وقت خدایی ناکرده آب در دل پادشاه بحرین تکان نخورد.
روزگار است دیگر…
ارسال شده در تاریخ ۲۴ اسفند ۸۹ توسط اردشیر | موضوعات: جهان | نظرات: بدون نظر

برندگان
۵- چین
چرا پکن برندهی تحولات مصر است؟ پاسخ ساده است، هرچه بعد از این در مصر رخ دهد آمریکا را مجبور خواهد کرد تا وقت و توجه زیادی را برای جبران ضربهای که از نظر محلی و منطقهای خورده است صرف کند و این خبر خوبی برای چین است، زیرا این بدین معنا خواهد بود که واشنگتن وقت کمتری پیرامون رابطهاش با پکن و سایر شرکای استراتژیکش در آسیا خواهد داشت. به گمانم مقامات چینی از صمیم قلب آرزو دارند که آمریکا همیشه سرگرم حوادث خاورمیانه باقی بماند و تحولات مصر این آرزو را تا حد زیادی برآورده کرده است. اما این سکه یک روی دیگر هم دارد: با توجه به نگرانی هایی که چین در مورد ثبات و مشروعیت داخلی دارد، رهبری حزب کمونیست چین هرگز از سقوط یک حکومت خودکامه، آن هم در پی یک قیام مردمی، خوشحال نخواهد شد. حتی اگر کشور مذکور بسیار دور و بسیار متفاوت باشد.
مرتبط:
انقلاب مصر: برندگان و بازندگان قسمت اول ، قسمت دوم ، قسمت سوم ، قسمت چهارم
(در پستهای بعدی ترجمهی این مقاله را ادامه خواهم داد. اگر مایلید تا ادامهی مطلب را از دست ندهید مشترک فید رویای آریایی شوید)