Wordpress Themes

گوز پیچ

و سال‌ها گذشت و ما هرگز نفهمیدیم که چرا زن را “می‌گیرند” ولی شوهر را “می‌کنند”

چند توصیه‌ی گودرانه

۱- اگر کسی مایل باشد کل اخبار بی‌بی‌سی یا مردمک را پی‌گیری کند خودش بلد است که مشترک فیدش بشود، لازم نیست زحمت بکشید و کل مطالبی که بر روی سایت یا وبلاگی می‌آید را به اشتراک بگذارید.

۲- اگر مطلب جالبی در وبلاگ‌تان نوشته‌اید یا توییت بامزه‌ (فیلسوفانه، حکیمانه، عبرت آموز، هشدار دهنده و…) کرده‌اید اصلا نگران نباشید، دیگرانی حتما آن را پیدا کرده و به اشتراک می‌گذارند. قضاوت در مورد جالب بودن نوشته‌های خودتان را به دیگران بسپارید و تا آن موقع بهتر است که مشغول قضاوت در مورد جالب بودن یا نبودن مطالبی که مشترک‌شان هستید بشوید و آنها را به اشتراک بگذارید. (البته بعضی از دوستان هستند که خودشان توییت می‌کنند و بعد توییت‌شان را در گودر به اشتراک می‌گذارند و خودشان آن را لایک هم می‌زنند! بهتر است آنها را به خداوندگار گودر واگذار نمایید)

۳- اگر صاحب وبلاگ یا وبسایتی هستید مرحمت بفرمایید و فید کامل مطالب‌تان را در دسترس عموم قرار دهید. شخصا خیلی کم پیش می‌آید که بر روی فیدی که فقط تیتر آن و چند کلمه‌ی اول در گودر نمایش داده می‌شود کلیک کنم مگر اینکه واقعا تیتر وسوسه بر انگیزی داشته باشد. پس اگر فکر می‌کنید با این روش بازدید کننده را ترغیب به حضور در صفحه‌تان می‌کنید کور خوانده‌اید، تنها نتیجه‌ی این‌ کار این است که تعداد زیادی از خوانندگان‌تان را از دست می‌دهید و خسر الدنیا و الآخره. (در همین زمینه این مطلب یک پزشک را بخوانید)

۴- در ادامه‌ی بند ۳ عارضم خدمت‌تون که اگر با فید ناقصی در گودر برخورد کردید و روی آن کلیک کردید و مطلب را خواندید و به نظرتان ارزش به اشتراک گذاری را داشت قبل از بستن صفحه و کلیک روی share دست نگهدارید. در همان صفحه بمانید و کل آن مطلب را با استفاده از بوکمارکلت به صورت یک نوت در گودر به اشتراک بگذارید.

۵- آخرین توصیه‌ی گودرانه‌ی من این است که رویای آریایی را با فید اصلی‌اش دنبال کنید تا از شر فیلتر و فیلترباف در امان بمانید (;

پی‌نوشت: اگر شما هم توصیه‌ی گودرانه‌ای دارید در کامنت‌ها بگذارید تا به ادامه‌‌ی مطلب اضافه‌اش کنم

استاد اخلاق اسلامی نازنین

استاد اخلاق اسلامی‌مان سر کلاس کارتون پینوکیو را تفسیر می‌کند و نمادهایش را بیرون می‌کشد و با استفاده از آن درس اخلاق می‌دهد. از هر فرصتی هم برای معرفی فیلم‌های خوبی که دیده استفاده می‌کند و می‌گوید فلان فیلم را ببینید تا یاد بگیرید زندگی، عشق، اخلاق و… یعنی چه.

وقتی می‌خواهد بگوید شراب خوردن خوب نیست نیم ساعت جملات عربی که هیچ کس نمی‌فهمد یعنی چه ردیف نمی‌کند. داستان کودکی خودش را و شوهر خواهری که در حال مستی خواهرش و او را کتک می‌زد تعریف می‌کند و بغض می‌کند می‌گوید من به همین دلیل از شراب بدم می‌آید. او هرگز نمی‌گوید که ما شراب بخوریم یا نخوریم، قضاوت را به عهده‌ی خودمان می‌گذارد.

با همان لهجه بامزه‌ی قزوینی‌اش برایمان می‌گوید که در جوانی دوستانش همگی اهل می و پیمانه بوده‌اند و او همیشه با آنان و در کنار بساط‌شان حضور داشته ولی تاکنون به هیچ نوع مشروب الکلی لب نزده و “مزه خوری” می‌کرده و از تلویزیون آهنگ‌های مهستی گوش می‌کرده و “لذت” می‌برده.

در جوانی‌هایش فیلم “جلاد” را در سینما دیده و شیفته‌ی ورزش کشتی کج شده و قهرمان این رشته ورزشی بوده است. به همین دلیل هم عاشق رضا بیک ایمان‌وردی بوده و برای‌مان تعریف می‌کند که در فیلم جلاد چگونه رضا بیک ایمان‌وردی در عین قهرمانی، اخلاق ورزشکاری داشته است. همچنین می‌گوید که وقتی به حج رفته یک دور طواف خانه کعبه را به نیابت بیک ایمان‌وردی انجام داده است تا به نوعی از او تشکر کرده باشد.

اینها و بسیاری از دلایل مشابه دیگر باعث شده تا با وجود اینکه سه شنبه‌ها همین یک کلاس را فقط دارم به عشق او به دانشگاه بروم و با وجود فرسنگ‌ها اختلاف و تفاوتی که در افکار من و او هست سر کلاسش بنشینم و از روش تدریس‌اش و آستانه‌ی تحمل‌اش درس بگیرم و لذت ببرم.

پی‌نوشت: ترم گذشته هم درس اخلاق اسلامی را داشتم و با آقایی که این درس را می‌داد بر سر نظریه داروین (جر و) بحث کردم و به همین خاطر این واحد را حذف کردم. “استاد” گرامی می‌فرمودند که نظریه‌ی داروین “اثبات نشده است” بنده خدمت ایشان عرض کردم که اینجا دانشگاه است و شما حق ندارید در چشم من دانشجو نگاه کنید و بگویید نظریه فیلان اثبات نشده، زیرا نظریه‌ها اصلا قرار نیست که اثبات بشوند و فقط می‌توانند رد بشوند. خواستم برایش تفاوت نظریه با فرضیه و قضیه را هم توضیح بدهم که ایشان میان حرفم پرید و گفت این فقط حرف من نیست در کتاب اخلاق اسلامی نوشته نمی‌دانم کی کی هم نوشته شده که نظریه داروین اثبات نشده است. خدمتشان عرض کردم که نویسنده‌ی آن کتاب هم مثل شما بی‌سواد بوده است و قبل از اینکه با لگد از کلاس به بیرون پرت شوم خودم از کلاس بیرون رفتم و این ترم مجددا این درس را برداشته‌ام و با چنین استاد نازنینی آشنا شده‌ام.

آقا دوماد

- آقا دوماد چیکارن به سلامتی؟

- بچه پول‌دارن!

عدالت و آزادی در کلام کامو

دروغ گاهی زنده می‌دارد، اما هیچ‌گاه نمی‌پروراند. اشرافیت حقیقی بیش از هر چیز در دروغ نگفتن است. عدالت نیز، به نوبه‌ی خود، در باز کردن چند زندان به منظور بستن چند زندان دیگر نیست. عدالت پیش از هرچیز آن است که آنچه را که برای چند سگ هم کافی نیست، «حداقل معیشت» ننامند [...]

آزادی نیز به معنای گفتن هرچه بر زبان آید و زیاد کردن روزنامه‌های جنجالی نیست [...] آزادی، مقدم بر هرچیز، یعنی پرهیز از دروغ. جایی که دروغ بال و پر بگشاید، استبداد یا ظاهر می‌شود یا ادامه می‌یابد.

- بخشی از پاسخ‌های آلبر‌ کامو در مصاحبه‌ای با مجله‌ی le progres de lyon