آقای احمدینژاد سلام
در مناظرهتان با میرحسین موسوی اسم هاشمی رفسنجانی را آوردید و گفتید که او و پسرانش دزد هستند، اسم ناطق نوری را آوردید و گفتید برویم و ببینیم چگونه زندگی میکند. از پسر ناطق نوری نام آوردید و گفتید پولهایش از پارو بالا میرود. دو حالت بیشتر ندارد، یا شما راست میگویید و هاشمی رفسنجانی، با سابقه ریاست بر پارلمان ایران و دو دوره ریاست جمهوری و ریاست خبرگان و ریاست مجمع تشخیص مصلحت، فساد مالی دارد و خانوادهاش رانت خواری میکنند و ناطق نوری، با سابقه ریاست مجلس و ریاست بازرسی بیت رهبری، هم خانوادگی مشغول چاپیدن پول این ملت فقیر هستند. در اینصورت وای بر ما که عالی رتبهرین و انقلابیترین مقامات کشورمان سی سال است مشغول خوردن و بردن هستند و هیچ کس، حتی شما مگر برای جمع آوری رای، جرات ندارند جلوی آنها را بگیرند و یا شما دروغ میگویید که باز هم وای بر ما که رییس جمهورمان برای حفظ قدرت به هر دروغی متوسل میشود.
آقای رییس جمهور
در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو صحبت از هزار میلیارد تومانی که در دولت شما گم شده است کردید. فرمودید که “اشتباه محاسباتی بود، بچه ها ریال را با دلار جمع کرده بودند و هزار میلیارد تومان کم آوردند(!)”. باز هم دو حالت بیشتر ندارد، یا شما راست میگویید؛ پس وای بر ما که حسابداران و کارشناسان دولتمان از جمع و تفریق هم عاجزند و حتی در حد یک بچه دبیرستانی هم نمیدانند که وقتی دو عدد با هم جمع میشوند باید واحدهایشان یکسان باشد، و یا شما دروغ میگویید و این هزار میلیارد تومان واقعا گم (دزدیده) شده پس باز هم وای بر ما که سرمایه ملتمان به همین مسخرگی به یغما میرود و در ساحل نشسته و نظاره میکنیم.
والسلام
مرتبط:
یکی بر سر شاخ بن میبرید
ارسال شده در تاریخ ۱۶ خرداد ۸۸ توسط اردشیر | موضوعات: جامعه | نظرات: ۲ نظر

یکی بر سر شاخ بن میبرید
خداوند ستان نظر کرد و دید
بگفتا که این مرد بد میکند
نه بر من که بر نفس خود میکند
منبع عکس:File Magazine
ارسال شده در تاریخ ۱۴ خرداد ۸۸ توسط اردشیر | موضوعات: آدمها | نظرات: یک نظر
در بین چهار کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ایران، تنها مهدی کروبی است که از ضرورت تغییر قانون اساسی سخن میگوید. او شب گذشته در مناظرهی سرد و بی روحش با محسن رضایی بار دیگر دست بر این نکته گذاشت و گفت تنها قوانین قرآن است که نمیتوان تغییرش داد و قانون اساسی کشور باید مورد بازنگری قرار گیرد (نقل به مضمون)
شاید بسیاری از مردم و کارشناسان مثل مهدی کروبی به قانون اساسی جمهوری اسلامی انتقاداتی داشته باشند اما آیا همه مشکل از قانون اساسی است؟ جورج اورول در سال ۱۹۴۵ مقالهای با عنوان “آزادی در [هاید] پارک” در مجله تریبون نوشته است و میگوید که قانون مستقیما از خلق و خوی مردم تاثیر میگیرد و در واقع قانون آن چیزی است که مردم میخواهند نه آنچه که دولت تصویب کند. اورول میگوید:
“مسئله اینجاست که این آزادی نسبی که ما تجربه میکنیم به افکار عمومی بستگی دارد. قانون حافظ ما نیست. دولتها قانونها را به وجود میآورند، اما اینکه آن را چگونه اجرا کنند و پلیسها چگونه رفتار کنند به خلق و خوی عمومی مردم کشور بستگی دارد.
اگر اکثریت مردم به آزادی بیان علاقمند باشند، آزادی بیان وجود خواهد داشت، حتی اگر آن را غیرقانونی اعلام کنند. اگر مردم نسبت به اقلیتها حس خوبی نداشته باشند، حتی در صورت حمایت قانون، آنها سرکوب خواهند شد. وقتی نخبگان ما میان مخالفت دموکراتیک و شورش تفاوتی قائل نمیشوند، استبداد و بیعدالتی در خارج از کشور برای مردم به امری عادی تبدیل خواهد شد. من از این روند میترسم.”
باز هم میگویید قانون اساسی باید تغییر کند؟ دیگر دارید عصبانیام میکنید… D:
بهتر است از خودمان شروع کنیم، قانون اساسی در ذهن و جان ما تصویب میشود نه در مصوبات مجلس.
پینوشت: متن کامل مقاله “آزادی در پارک” اثر جورج اورول را از اینجا بخوانید.
ارسال شده در تاریخ ۱۳ خرداد ۸۸ توسط اردشیر | موضوعات: جامعه | نظرات: بدون نظر