به پیشواز انقلاب زمستانی
هزار تا کار دارم که نصفه انجام شده. گزارشی که به امین قول داده بودم مینویسم رو هنوز ننوشتهام. قرار بود با علی برویم قهوهای بخوریم و گپی درباره یک مسابقه ویدیویی بزنیم که هنوز نرفتهایم. فشار درس هم روز به روز بیشتر میشود و من ماندهام که چطور اینهمه واحدی که برداشته ام را پاس بکنم!
در این گیر و دار بی دغدغه و بی خیال نشستهام و قالب وبلاگم را عوض میکنم و فتوبلاگم را با عکسی جدید به روز میکنم (راستی هنوز معرفیاش نکردهام؟) اینها نشان دهنده این است که من عقلم را به طور کامل از دست دادهام!
حالا بگذریم، این قالب جدید چطور است؟ آن قبلی حوصلهام را سر برده بود. خواستم تنوعی بدهم و حرکت انقلابیام را شروع بکنم. امشب که صرف به روز کردن وردپرس و دستکاری با این قالب شد. انقلاب باشد برای فردا…