رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

Children Of Men

پنجشنبه ۸ آذر ۱۳۸۶
  
امروز فیلم "فرزندان بشر" یا children of men رو دیدم. چند تا نکته رو برای ثبت در تاریخ یا یک همچین چیزایی خواستم بگم:
 
۱-سینماتوگرافی فیلم بی نظیره! به موقع حرکت دوربین دستیه (hand-held) و به موقع هم روتین میشه. در واقع میشه گفت که از این بهتر نمی شد.
 
۲-بعضی سکانس های فیلم حسابی کیفور می کنه آدم رو. من شخصا عاشق سکانس هایی هستم که دوربین کات نمی خوره و کل یک سکانس تنها با یک دوربین فیلمبرداری میشه! در این فیلم سکانسی هست که چنین خصوصیتی داره و در طول سکانس چند قطره خون روی لنز دوربین می پاشه و چند دقیقه ای روی لنز باقی می مونه! این کار حسابی آدم رو می بره تو جو فیلم! البته نمونه های بهتری هم از این تکنیک وجود داره، مثل KILL BILL و یا نمونه افراطی تر اون در Irreversible ساخته گاسپر نو!
 
۳-بر عکس بیشتر فیلم هایی که اتفاقی در زمان آینده رو نقل می کنن، در این فیلم تکنولوژی در سایه قرار داره و روش مانور داده نمیشه. کارگردان سعی نکرده که با نشون دادن تکنولوژی های عجیب و غریب ثابت کنه که واقعا سال ۲۰۲۷ هست. همین باعث میشه که بهتر بشه روی داستان فوکوس کرد.
 
۴- با اینکه فیلم پر از صحنه های جنگ های چریکی و خیابانیه اما تئو (کلیو اوون) با وجود اینکه دور برش اسلحه هم هست و امکان استفاده از اون ها رو داره، اما «به هیچ وجه» اسلحه دستش نمی گیره. به عنوان یک تماشاچی، انتظار داریم که اون از اسلحه استفاده کنه، حتی تا حدودی حرص هم میده آدم رو! ولی تئو مشخصه که کاملا از عمد اسلحه بر نمی داره.
 
باز هم میشه راجع به این فیلم حرف زد، اما به نظرم کافیه! children of men فیلم خوبیه و من رو حسابی به فکر فرو برد. توصیه می کنم که ببینید! 

ای سراپا همه خوبی، به تو می اندیشم

شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶
 
همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
 همه جا
من به هر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
 من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
 
فریدون مشیری 

نفت، بلای سیاه

پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۸۶
دنبال اطلاعاتی راجع به انرژی و درآمد های نفتی ایران می گشتم که خیلی اتفاقی با مطلبی در واشنگتن پست برخورد کردم. این مطلب را می توانید در اینجا بخوانید اما خلاصه اش این است که با بالا رفتن قیمت نفت جهان در سال های آتی، برای کشور های دیگر نمی صرفد که نفت وارد کنند و همه به سرعت به سمت انرژی های جایگزین پیش می روند.
 
این مطلب، که به تحلیلی منتشر شده در مجله آکادمی ملی علوم اشاره دارد، می گوید که با سرعت گرفتن این روند در طی سالهای اخیر، درآمد های نفتی ایران تا سال ۲۰۱۵ به «صفر» خواهد رسید. این «صفر» وقتی وحشتناک تر می شود که بدانیم ۶۵ درصد از درآمد های دولت ایران از چاه های نفت است.
 
این مطلب، دو معنی دارد. یکی اینکه ایران باید به سرعت به سمت تقویت کردن صادرات غیر نفتی خود برود. این اتفاقی است که در سال های اخیر کاملا معکوس پیش می رود و با توجه به تحریم، ایران روز به روز به نفت خود وابسته تر نیز می شود.
دوم اینکه ایران نیز باید همپای سایر کشور های جهان به سمت دستیابی به انرژی های جایگزین حرکت کند. در این میان انرژی هسته ای یکی از چند راه پیش روی ایران است. در این میان کشور هایی کهخود را دوست ملت ایران نشان می دهند اما با دستیابی ایران به انرژی هسته ای مخالفند تنها یک هدف را دنبال می کنند: ورشکسته شدن ایران در طی پنج یا شش سال آینده!
 
تنها راه نجات از این ورشکستگی اقتصادی دستیابی به منابع انرژی غیر نفتی است. البته با توجه به شرایط کشور ایران، بهترین و ارزان ترین روش استفاده از انرژی خورشید و باد است که برای محیط زیست نیز هیچ خطری ندارد. خوبی دیگر این نوع انرژی ها این است که کشور را خطر جنگ نیز تهدید نخواهد کرد.
 
به هر حال انرژی های غیر فسیلی حق مسلم ما ایرانی هاست. این را ملت ایران خوب می دانند اما بهتر است اول به دولتمردان خودمان این را تفهیم کنیم! 

از «شب بخیر کوچولو» تا اولین تجربه رادیویی

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶

از بچگی نسبت به رادیو احساس خوبی داشتم. اگر بخواهم دقیق تر بگویم این علاقه از زمانی در من اوج گرفت که شب ها ساعت ۹ شب و در حالی که اصلا خوابم نمی آمد به رختخوابم می رفتم تا "شب بخیر کوچولو" را گوش کنم. خاطرم هست که رادیو را بالای  سرم می گذاشتم و دستم را زیر چانه ام می زدم و در تمام مدتی که "َشب بخیر کوچولو" پخش می شد رادیو را نگاه می کردم! با چشمان کاملا باز در ذهن خودم قصه ها را تصویر می کردم و در پایان با تصور "گنجشک خوابید لا لا لا لا لا" به خواب می رفتم.

هنوز هم وقتی رادیو گوش می کنم به رادیو زل می زنم. هنوز هم جملاتی را که از زبان گوینده می شنوم را در ذهنم به تصویر می کشم. هنوز هم شنیدن یک گزارش رادیویی را به هر تفریح دیگری در این دنیا ترجیح می دهم. شاید دلیلش این باشد که می توانم اخبار و گزارشات رادیویی را همانطور که دلم می خواهد در ذهنم تصویر کنم، نه آنطور که واقعا رخ داده! درست مثل شخصیت ادوارد بلوم در فیلم Big Fish ساخته تیم برتون!

اما امشب قضیه کمی فرق کرد، برای اولین بار صدایی را از رادیو می شنیدم که صدای خودم بود! اگر دقیقا احساسم را در آن لحظه می خواهید بدانید باید بگویم که کمی استرس داشتم و البته موج آدرنالین را هم در خونم احساس می کردم، تنها چیزی هم که عوض نشده بود این بود که من همچنان به رادیو زل زده بودم، دست هایم هم زیر چانه ام بود؛ درست مثل آن روزها که "شب بخیر کوچولو" گوش می کردم.

اولین تجربه جدی رادیویی من را می توانید در لینک زیر بشنوید:

خانه دانشجویی پسر ها 

 پی نوشت: این "پخش کننده گوگل" را از هودر یاد گرفته ام. خودم هر کاری که کردم نتوانستم از این طریق به فایل صوتی گوش بدهم، نمی دانم اشکال کار از کجاست.  گفتم شاید ایراد از سیستم من باشد. اگر برای شما هم بعد از کلیک کردن روی علامت Play اتفاقی نمی افتد، بگویید تا حذفش کنم. اگر هم می دانید مشکل از کجاست بگویید تا برطرفش کنم.

پی نوشت ۲: روش هودر که جواب نداد، این پلاگین را یکی از دوستان انگلیسی ام به من معرفی کرده، البته با پلاگین podpress ترکیبش کرده ام و این چیزی که در زیر می بینید از آب در آمده.

 

 
icon for podpress  Standard Podcast: Play Now | Play in Popup | Download

خروش گنبد گیتی

چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۶
در خبرهااز قول سازمان زمین شناسی ایران خواندم که نشانه هایی مبنی بر امکان فعالیت آتشفشانی کوه دماوند بدست آمده (صفحه خبر در ایسنا)، به یاد شعر زیبای ملک الشعرای بهار افتادم که در آن بهار از کوه دماوند تقاضای جوشش کرده بود تا «داد مردم خردمند» را از «بی خردان سفله» بستاند. سال ها بود که این شعر را نخوانده بودم، خواندن مجددش برای من بسیار لذت بخش بود، گفتم شما را هم در این لذت شریک کنم:
 
ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند
از سیم به سر یکی کله خود
ز آهن به میان یکی کمر بند
تا چشم بشر نبیند ت  روی
بنهفته به   ابر چهره  دلبند
تا وارهی  از دَم   ستوران
وین مردم  نحس  دیو مانند
با  شیر سپهر  بسته  پیمان
با  اختر سعد  کرده   پیوند
چون گشت زمین زجورگردون
سرد و سیه و خموش و آوند
بنواخت  ز خشم بر فلک  مشت
آن مشت توئی، تو ای دماوند
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرن ها پس افکند
ای مشت زمین بر آسمان شو
بر ری، بنواز ضربتی چند
نی نی تو نه مشت روزگاری
ای کوه نی ام ز گفته خرسند
تو  قلب  فسرده   زمینی
از درد ورم نموده یک چند
تا  درد   و ورم  فرو نشیند
کافور  بر  آن  ضماد  کردند
شو  منفجر  ای  دل  زمانه
و آن آتش خود نهفته مپسند
خاموش منشین سخن همی گوی
افسرده مباش خوش همی خند
پنهان  مکن  آتش  درون  را
زین سوخته جان شنو یکی پند
گر  آتش  دل  نهفته  داری
سوزد جانت به جانت سوگند
بر ژرف دهان  سخت بندی
بر  بسته  سپهر  نیل پرفند
من  بند دهانت بر گشایم
گر  بگشایند  بندم  از  بند
از  آتش  دل  برون فرستم
برقی  که بسوزد آن دهان بند
من این کنم و بود که آید
نزدیک  تواین عمل خوشایند
آزاد شوی و بر خروشی
ماننده ی دیو جسته از بند
هر رای تو افکند زلازل
از  نیشابور  تا  نهاوند
از  برقه  تنوره ات بتابد
زالبرز  اشعه تا به الوند
ای  مادر سر  سپید بشنو
این  پند سیاه  بخت  فرزند
از  آتش  آه خلق  مظلوم
وز  شعله ی کیفر خداوند
ابری  بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم  و ترفند
بشکن در دوزخ  و  برون ریز
تا دفره  کفر کافری  چند
زان گونه که بر مدینه عاد
بر  سر شرر عدم  پراکند
چونان  که به شارسار پمپی
ولکان  اجل معلق افکند
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل زهم این نژاد و پیوند
بر کن زبن این بنا که باید
از ریشه  بنای ظلم بر کند
زین بی خردان سفله بستان
داد  دل  مردم  خرمند
 
صفحه ی بعدی »

تبلیغات

تقویم

November 2007
S S M T W T F
« Oct   Dec »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale