من برای پرسپولیس شانس می آورم
فصلی که اکبر غمخوار یک تنه علی پروین را حذف کرد و بگوویچ را به پرسپولیس آورد خوب به خاطر دارم. علی پروین چنان بلایی بر سر پرسپولیس آورده بود که همه پرسپولیسی ها در زمان برگزاری مسابقه تیم محبوبشان دعا می کردند که تیم ببازد تا علی پروین دست از سر پرسپولیس بردارد. سرانجام همینطور شد و بگوویچ، به همراه دایی و باقری و میناوند قرار بود پرسپولیس جدیدی را متولد کنند.علی پروین همه علاقه من به رنگ قرمز را از بین برده بود، ولی درست روزی که از از تیم خارج شد یادم افتاد که روزگاری من هم پرسپولیسی بودم و با هر گلی که پرسپولیس می زد به سقف می چسبیدم و با شکست هایش زانوی غم بقل می کردم. اینچنین بود تصمیم گرفتم نخستین بازی بعد از دوران سلطنت پروین را به استادیوم بروم و از مدیری که پروین و دار و دسته اش را حذف کرده بود حمایت کنم. بازی با پگاه بود و خاطرم هست که همزمان تیم ملی نوجونان ایران در استادیوم والیبال آزادی با برزیل بازی می کرد. گل اول را افشین پیروانی با یک ضربه سر به ثمر رساند و استادیومی که بعد از مدت ها شصت هزار پرسپولیسی را به خود می دیدی منفجر شد. چند دقیقه بعد پژمان نوری بازی را مساوی کرد و عده ای با پرچم قرمز و هورا کشیدند و علی پروین را تشویق کردند. البته پرسپولیس آنقدر گل زد که دیگر صدایی از آنان به گوش نرسید اما آنها کمین کردند تا در موقعیت مناسب تری به پرسپولیس ضربه بزنند.
بازی بعدی پرسپولیس با ابومسلم و در مشهد بود که با گل رضا جباری یک بر صفر برنده شد. سپس در هفته سوم تیم میزبان فجر بود و من باز هم به استادیوم رفتم. نمایش پرسپولیس از دیدار قبلی اش در تهارن هم جذاب تر بود. فجر سپاسی که آن روز ها (مثل الان) یقه همه را می گرفت ۵ گل زیبا از پرسپولیس خورد و به شیراز بازگشت.
دوستی که با او به استادیوم می رفتم بعد از بازی به شوخی به من گفت که تو برای پرسپولیس شانس می آوری و هر وقت به استادیوم می آیی تیم پر گل می برد، پس همیشه به استادیوم بیا! هر دو خندیدیم و همزمان با خنده ما علی پروین هم خندید و در مصاحبه ای گفت:«روزهای بد پرسپولیس هم می رسد» و ما جدی نگرفتیم و باز هم خندیدیم.
هفته چهارم رسید. پرسپولیس با سه پیروزی پیاپی صدر جدول را گرفته بود و با پیکان بازی داشت. خیال من هم دیگر از بابت پرسپولیس راحت شده بود و تصمیم گرفتم از تلویزیون بازی را دنبال کنم. پرسپولیس به بدترین شکل ممکن بازی می کرد و اصلا پیکانی ها توپی را در اختیار پرسپولیس نمی گذاشتند که بخواهد گل بزند. در تمام طول بازی توپ در اختیار شاگردان ذوالفقار نصب بود و دکتر ضعف پرسپولیس در بازی بدون توپ را به رخ همه کشید. آخر بازی پرسپولیس باخت، باختی که بعد از سه پیروزی پیاپی نباید زیاد مهم تلقی می شد، اما برای پروین و نوچه هایش کافی بود که یک جنجال بزرگ را در استادیوم آغاز کنند که باعث شد پرسپولیس تا چهار هفته رنگ برد را نبیند.
دوستی که هفته پیش به من گفته بود برای پرسپولیس شانس می آورم من را به زور به استادیوم برد. پرسپولیس بعد از چهار هفته بدون پیروزی در یک بازی فوق العاده، برق شیراز را چهار بر صفر در هم کوبید. محمد احمدزاده بعد از بازی پرسپولیس را به دوپینگ متهم کرد. دوستم هم همچنان معتقد بود که من برای پرسپولیس شانس می آورم و به شوخی می گفت که دوپینگ پرسپولیس حضور من بود!
اما امسال، مجددا پرسپولیس سه هفته ابتدایی را با برد پشت سر گذاشته و باید در هفته چهارم به مصاف پیکان برود. خوشبختانه علی پروین هم برای خودش سرگرمی پیدا کرده و دست از سر پرسپولیس برداشته است. افشین قطبی هم بسیار برتر از بگوویچ است و بازیکنان پرسپولیس از همیشه آماده تر هستند. مهدی واعظی هم که آن سال همه توپ های پرسپولیسی ها را گرفت درون دروازه قرمز ها است. خبری از دکتر ذوالفقار نسب و بهمن طهماسبی هم نیست. دوست قدیمی من هم مدت هاست برای ادامه تحصیل به شهرستان رفته و دیگر کسی نیست که معتقد باشد من برای پرسپولیس شانس می آورم و با اصرار او به استادیوم بروم.
پرسپولیس برای برد همه چیز دارد و فقط کافی است که بد شانسی نیاورد. برای همین است که احساس می کنم من فردا باید به استادیوم بروم و شانس را نیز به همراه خود ببرم! کسی چه می داند، شاید واقعا حضور من تاثیری داشته باشد. حداقل اش این است که خیالم راحت خواهد بود حضورم را از پرسپولیس دریغ نکرده ام.
اما لطفا یکی به من بگوید بازی پرسپولیس چه ساعتی برگزار می شود! روزنامه همشهری نوشته است ۱۸:۵۰ روزنامه جهان فوتبال نوشته است ۱۷:۵۰ و اعتماد ملی نوشته ۱۸:۳۰٫ خبرگزاری مهر هم یکجا نوشته ۱۸:۵۰ جای دیگر نوشته ۱۸:۳۰ و شبکه خبر چند روز پیش اعلام کرد ۱۶:۴۵