یک دل و دو دلبر
من درباره نوشته ای که به خورد مخاطبم می دهم مسئولم. این جمله مدت هاست که تو حلقومم گیر کرده بود و می خواستم بگم ولی مدام مشغول کلنجار رفتن با خودم بودم.
در واقع درگیری اصلی که با خودم دارم بر سر تعریف وبلاگ است. از نوشته ها و نانوشته های این چند ماهه ام شاید پیدا باشد که بین دل خودم و راضی نگه داشتن مخاطبم موندم! مسخره نکنید، حتما نباید روزی یک میلیون نفر بازدید کننده داشت تا چنین دغدغه هایی پیدا شود.
بعضی وقت ها به شدت خصوصی می نویسم، تا حدی که هیچ کس متوجه منظور واقعیم نمیشه ولی بعدش این سوال پیش میاد که اگر این مساله اینقدر خصوصیه چرا دارم تو وبلاگم می نویسمش؟! که البته برای این سوال هم یک جواب درست و حسابی در آستین دارم:اگر اینجا ننویسم کجا بنویسم!
ولی وقتی یاد این مساله می افتم که چند نفر دوست و دشمن و غریبه وقتشون رو میذارن تا این چند خط رو بخونن احساس مسئولیت می کنم و باز همون جمله اولی تو ذهنم میاد:«من درباره نوشته ای که به خورد مخاطبم می دهم مسئولم»
اینها دغدغه هایی هستند که هر وقت یک وبسایت معتبر یا یک بلاگر معروف وبلاگ من رو قابل لینک دادن می دونن در ذهنم بوجود میاد..
به هر حال چیزی که مشخصه اینه که مخاطب مسئولیت میاره و من دیگه اجازه ندارم هر چرندی رو بنویسم. سعی می کنم از این به بعد بیشتر روی مطالب وقت بذارم و بهتر و بدرد بخور تر بنویسم. امیدوارم بتونم هم دل خودم رو راضی نگه دارم و هم شما رو…
پی نوشت: دیروز روز خبرنگار بود، به همه دوستای خبرنگارم مبارک باشه. ممنون از اونایی که من رو هم قاطی خبرنگار ها حساب کردند و این چند روز به روش های مختلف پیام تبریک فرستادند. در ضمن تبریکات ویژه من نثار جناب امید محدث (دامه برکاته و حرکاته)