رابینسون کروزو در تهران

یادمه بچه که بودم بعد از خوندن کتاب رابینسون کروزوِ آرزو کردم که منم در یک جزیره زندگی کنم و حس حال رابینسون رو تجربه کنم و از بی خبری محضی که داشت لذت ببرم. راستش هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز آرزوم برآورده بشه. ولی در چند روز اخیر اینجوری شد و من به خاطر امتحانات ده روز در تبعید بودم و رسما از دنیا بی خبر!
وقتی که برگشتم تهران دقیقا حسی رو داشتم که اصحاب کهف بعد از بیرون اومدن از غار داشتن. همه چیز عوض شده بود و اتفاقات باورنکردنی افتاده بود. از کپنی شدن بنزین و پمپ بنزین های سوخته و مرگ مهستی گرفته تا شایعه غیر قابل هضم انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی پرسپولیس!
پست شده توسط اردشیر طیبی |
نظر ها (۳)






