Wordpress Themes

رابینسون کروزو در تهران

ریش

یادمه بچه که بودم بعد از خوندن کتاب رابینسون کروزوِ آرزو کردم که منم در یک جزیره زندگی کنم و حس حال رابینسون رو تجربه کنم و از بی خبری محضی که داشت لذت ببرم. راستش هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز آرزوم برآورده بشه. ولی در چند روز اخیر اینجوری شد و من به خاطر امتحانات ده روز در تبعید بودم و رسما از دنیا بی خبر!
وقتی که برگشتم تهران دقیقا حسی رو داشتم که اصحاب کهف بعد از بیرون اومدن از غار داشتن. همه چیز عوض شده بود و اتفاقات باورنکردنی افتاده بود. از کپنی شدن بنزین و پمپ بنزین های سوخته و مرگ مهستی گرفته تا شایعه غیر قابل هضم انتخاب افشین قطبی به عنوان سرمربی پرسپولیس!

ادامه مطلب را بخوانید »

فرزندان مونالیزا

مونالیزا(فربد در وبلاگش از این مطلب انتقاد کرده…اینجا کلیک کنید)

زیگعلی تو وبلاگش یادداشتی گذاشته و زده زیر بساط داف و زاخار و تئوری زاف رو ارائه کرده!
 
خلاصه اش میشه اینکه، دوره جنسیت تموم شده و مرزهای دختر و پسر بودن رو باید شکوند. دیگه هیچ چیز مطلق نیست، حتی جنسیت! 
اما این تئوری یک ریشه خیلی قدیمی داره و میشه نشانه هایی از اون در بین جملات و کار های استاد بزرگ، لئوناردو داوینچی، هم پیدا کرد…

ادامه مطلب را بخوانید »

انقلاب وبلاگی (کوچ کردم به وردپرس)

تولد سه بارهیک ضرب المثل قدیمی می گه، بهترین تصمیم همونیه که اول به ذهنت می رسه! حال چه ربطی داره؟!

ماجرا از اونجا شروع شد که دیگه از روبراه شدن قالب قبلی وبلاگم نا امید شدم. سفید (علیه اسلام) که قالب رو برام طراحی کرده، مشغول خدمت در زیر پرچم نظام به شدت مقدس جمهوری اسلامی است و تا چهارده ماه دیگه باید همینجور خدمت کنه به مرز و بوم، از طرفی یک سال و نیمه که داریوش می خواست فتوبلاگم رو درست کنه ولی بالاخره هم نشد که بشه. خلاصه یک شب از عرش به من وحی نازل شد با این مضمون:"گمراهی بس است" که تفسیرش میشه:"کی می خوای دست از مووبل تایپ برداری؟"

ادامه مطلب را بخوانید »

شیث رضایی هم زیگش زاگیده شد! (با لینک های تازه و پاسخ به نظرات)

امروز به همراه فرناز در هتل المپیک، با شیث رضایی قرار داشتیم. به این نتیجه رسیدم که همیشه چهره آدم ها معرف خوبی برای قلبشان نیست. قبلا وقتی از دریچه تلویزیون  نحوه بازی کردن شیث و مصاحبه هایش را می دیدم، فکر می کردم که با یک پسر مغرور که خدا را هم بنده نیست طرف هستیم. اما واقعا او با تصورات قبلی ام فرق داشت.

آنچنان که خود شیث می گفت شمالی ها و به خصوص مردم ساری به غرورشان معروف هستند و این دقیقا چیزی بود که او از همشهری هایش به ارث نبرده است. حتی وقتی که از BMW زیبایش حرف می زد هم نمی شد رگه ای از فخر فروشی در صحبت هایش پیدا کرد و وقتی راجع به خانواده اش حرف می زد صدایش می لرزید و هیچ تلاشی برای پنهان کردن عشقی که به مادرش دارد نمی کرد.

حاصل این گفت و گو را، که بیشتر به حواشی بازی پرسپولیس و سپاهان (البته از دریچه دید فرنازاگ!) مربوط بود، می توانید این هفته در برنامه رادیویی زیگ زاگ بشنوید و البته منتظر گفت و گوی نسبتا مفصلم با شیث رضایی که در ×××××× منتشر خواهد شد، باشید! (جهت رفاه حال آن دسته از عزیزانی که قصد بد نام کردن و تخریب من را دارند نگفتم مصاحبه را کجا می خواهم منتشر کنم! حالش رو ببرید…)

پی نوشت: عجب تیتر علی واری زدم! (اون علی نه ها، این علی!)

مرتبط:
به مصاحبه گوش دهید

یادداشت فرناز در زیگ زاگ را بخوانید

یادداشت فرناز در وبلاگش را بخوانید

یادآوری بازگشت ناپذیر!

مونیکا بلوچی Monica Bellucci

فیلم دیدن خیلی لذت بخش است و در احادیث آمده که هر کسی فیلم خوب ببیند، بر او واجب است تا سایر دوستانش را نیز تشویق به تماشا کند. البته احتیاط واجب آن است که فیلم های خود را به کسی ندهید، یا اگر هم خر شدید حداقل همه را یکجا ندهید و اگر هم خیلی خر شدید و همه را یکجا دادید، دست کم آن یک فیلمی که خیلی دوست دارید را ندهید و اگر کارتان از خریت هم گذشته و دار و ندار سینماییتان را بذل و بخشش کردید بهتر است دنبال پس گرفتنش نباشید و وقت و انرژی خودتان را روی این بگذارید که فیلم های از دست رفته را مجددا پیدا کنید!

بای نحو کان (جون؟!) فیلم Memento را، که از پسر دو ساله ام بیشتر دوست می دارمش، بعد از کلی مشقت پیدا کردم. دیگر داشت کار به اینجا می کشید که زنگ بزنم به خود کریستوفر نولان و از او بخواهم یک عدد از آن DVD های اوریجینال نشان برایم بفرستد ولی سرانجام المیرا به داد ما رسید و نگذاشت به اجنبی رو بیاندازیم. من هم در ازایش به او سه عدد از کشفیات حیرت آورم در فیلم Memento را تقدیم کردم تا توشه راهش باشد!

یک فیلم خوب دیگر هم دیدم به اسم Irreversible که گاسپر نو کارگردانی کرده بود و به معنای واقعی کلمه کف کردم! به شما هم توصیه می کنم که حتما ببینید. Irreversible یا برگشت ناپذیر، فیلمی است که توسط یک دوربین فیلمبرداری شده و در سکانس هایش (که گاهی بیست دقیقه طول می کشد) به هیچ وجه کات وجود ندارد و بازیگر ها یک ضرب کل سکانس را بازی کرده اند و نکته جالب دیگر اینکه ترتیب سکانس ها کاملا معکوس است و از آخر به اول چیده شده! اگر فیلم را ببینید با من موافق خواهید بود که این اثر یک شاهکار سینمایی است. این فیلم در کنار Memento در مجموعه ای قرار گرفته که به هیچ وجه به کسی نمی دهمشان، البته حاضرم عند المطالبه برایتان رایت کنم و پولش را هم خودم بدهم!

پی نوشت مرتبط: تیتر این مطلب ترجمه ای از اسم هر دو فیلمی است که در موردش نوشته ام.

پی نوشت کاملا بی ربط: ببین داداش من، رفیق من، من افتخار می کنم که بدون بهانه سوار کشتی شدم. حرفی که تو می زنی مثل این می مونه که یکی در یک اداره استخدام بشه و بعد دنبال پارتی بگرده! (البته این مثال من آخر استفاده ابزاری بود) یه اعتراف صادقانه هم برات می کنم: به خودم افتخار می کنم و به تو حسودیم میشه. راهی که تو رفتی جذاب تره ولی من هم راهی رو رفتم که خیلی سخت تره و هر کسی نمی تونه سالم ازش بیرون بیاد! همین