چنین گفت زرتشت
«ای خورشید، ای اختر بزرگ! اگر بر آن ها که نور نثار می کنی نمی تابیدی، خوشبختی تو کجا بود؟!
بنابراین؛ تو، ای چشم آرامی که می توانی به بزرگ ترین خوشبختی ها بدون حسرت و حسد نظر افکنی، مرا برکت ده! برکت ده آن جامی را که پر شده و در حال لبریز شدن است. باشد که آب های آن زرین شوند و با خود آیتی از برکت تو داشته باشند.
افسوس! که این جام بار دیگر خالی شود و زرتشت باز مردی عادی گردد.»
پی نوشت: ممنون از عطیه بابت هدیه زیبایش
پست شده توسط اردشیر طیبی |
نظر ها (۸)






