رویای آریایی

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

میرا، آنگونه که من دیدم!

دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۵

باز هم می خواهم از میرا بنویسم، از کتابی که به شدت فکرم را به خود مشغول کرده و هرچند که هنوز یک هفته هم از داشتنش نمی گذرد، آن را دو بار خوانده ام.

اما این بار می خواهم آزاد تر بنویسم و به آنچه که برداشت خودم از این کتاب بود اشاره کنم.میرا در نگاه اول شما را با دنیایی مواجه می کند که به نظر فرا تر از واقعیت می آید.در همان صفحات اول کتاب به خود می گویید که نویسنده سعی دارد همه چیز را بر عکس دنیای واقعی نشان دهد و این را یکی از زیبایی های داستان می دانید اما هرچه در داستان محو تر می شوید خواهید دید که نویسنده مدام مشغول زدن این تلنگر است که:«آهای حواست کجاست؟ این همان دنیایی است که تو در آن زندگی می کنی!»

…و درست است.دنیای میرا همان دنیای ماست.دنیایی که همه بدی ها ارزش شده اند و خوبی ها بی ارزش.دنیایی که عشق ورزیدن در آن گناهی است غیر قابل بخشش و تحقیر کردن و کوچک شمردن فضیلتی است قابل تحسین!

انسان های اطرافمان همگی موجودات اصلاح شده ای هستند که آن لبخند اجباری و دروغین را بر لب دارند و به آنها که عشق را می شناسند و معشوقه ای دارند به چشم بیماری روانی نگاه می کنند که هرچه سریعتر باید درمان شود.به قول تورج عاطف:«میرا حکایت چندان متفاوتی برای بسیاری از آدم های شهر و کشور ما و حتی همسایگانمان نیست، دیار بی عشقی و بی تفاوتی برای خیلی ها دنیایی عادی است.افسوس…» و صد افسوس و صد افسوس!

مرتبط:
کاش یک باران حسابی ببارد-تورج عاطف

 

تبلیغات

تقویم

February 2007
S S M T W T F
« Jan   Mar »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
2425262728  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale