رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

رسم عاشقی

یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۵

گفتم دوست برادری است که انسان به میل خود انتخاب می کند، دوستان اعتراض کرده اند و می گویند "مگر دوست خوب، خواهر نمی تواند باشد؟" من به طور عام به لفظ برادر اشاره کردم و در ذهن خودم جداسازی جنسیتی نکردم و همه را در گروه برادر قرار دادم.هرچند که از کلامم چیزی به جز این برداشت می شد.

اعتراف می کنم که روزگاری نه چندان دور معتقد بودم دختر ها مشتی انسان های احمق هستند و آنها را یک سوتی بزرگ در خلقت خداوند می دانستم (ببخشید!) ولی کاملا بر عقیده اشتباهم معترفم و الان چنین فکری نمی کنم.

هر کسی می تواند دوست خوبی برای دیگری باشد و جنسیتش مطرح نیست.مهم این است که ارزش دوستی را بشناسیم و برای دوستی و دوست داشتن ارزش قائل باشیم.ثروت هر کسی دوستان خوبش هستند و من دوستم را با تمام دنیا هم عوض نمی کنم.به قول مرحوم جمالزاده:«دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را!»

چقدر طولانی شد، داشتم فراموش می کردم که اول به چه قصدی شروع به نوشتن کردم.یکی از آن دوستان خوبم که گچ پای شکسته اش را به ناو آیزنهاور و تمام هواپیما های روی عرشه اش نمی فروشم(عجب استعاره خشنی!) چند روز پیش آهنگی را به من معرفی کرد که در افسون جادوئیش شنا می کنم و لذت می برم.قطعه ای با صدای همایون شجریان و شعر دلربای ملک الشعرا بهار! آنطور که شنیدم مثل اینکه این اهنگ موسیقی تیتراژ سریالی به نام «رسم عاشقی» بوده است.

کمی جستجو کردم و این آهنگ را با صدای قمر الملوک وزیری هم پیدا کردم.هرچند که این قطعه در بیش از هشتاد سال پیش ضبط شده ولی حس نوستالژیکش دلچسب است.توصیه اکید دارم که هر دو را دانلود کنید و گوش بدهید.متن شعر را هم در همینجا می گذارم، چون کمی کیفیت ضبط پایین است (خصوصا قطعه با صدای قمر الملوک وزیری) هنگام گوش دادن به آهنگ، آن را از طریق متن پی گیری کنید تا سریع تر جادوی آن بر روی شما اثر بگذارد.

آتشي در سينه دارم جاوداني
عمر من مرگي است نامش زندگاني
رحمتي كن كز غمت جان مي سپارم
بيش از اينم طاقت هجران ندارم
كي نهي بر سرم پاي اي پري از وفاداري
شد تمام اشك من بس در غمت كرده ام زاري
نوگلي زيبا بود حسن و جواني
عطر آن گل رحمت است و مهرباني
ناپسنديده بود دل شكستن
رشته ي الفت و ياري گسستن
كي كني اي پري، ترك ستمگري؟
مي فكني نظري، آخر به چشم ژاله بارم
گرچه ناز دلبران دل تازه دارد
ناز هم بر دل من اندازه دارد
حيف اگر ترحمي نمي كني بر حال زارم
جز دمي كه بگذرد از چاره كارم
دانمت كه بر سرم گذر كني به رحمت اما
آن زمان كه بر کشد گیاه غم سر از مزارم

با صدای همایون شجریان 

با صدای قمر الملوک وزیری

توضیح:به خاطر محدودیت فضای هاست، تنها دو هفته این آهنگ ها برای دانلود آماده است و بعد از ان حذف خواهد شد)

چه فرقی داره؟

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵

خوب چه عيبي داره مگه؟! فقط فينال رو يه خورده زودتر برگزار كرند و براي اولين بار تو تاريخ ليگ قهرمانان قراره جام رو چند ماه بعد از فينال تقديم تيم برنده كنن.در ضمن استثنائا امسال فينال ليگ قهرمانان در دو بازي رفت و برگشت برگزار ميشه…

بازي رفت رو كه ليورپول برد، بازي آنفيلد هم تكليف قهرمان رو مشخص مي كنه! فقط بديش اينه كه من ديشب نمي دونستم براي كي بايد هورا بكشم و براي كدوم تيم بپرم هوا و خوبيش اينه كه تو يه بازي كه هيچ تيمي بيشتر از دو گل نزد من سه بار براي گل جيغ كشيدم!

پي نوشت:پرسيدم دوست بهتر است يا برادر؟! پاسخ داد دوست برادري است كه انسان به ميل خود انتخاب مي كند.

فقط خواستم بگويم كه من بهترين برادران دنيا را براي خودم انتخاب كرده ام، ببخشيد كه كمي دير متوجه اين موضوع شدم

آه اگر آزادی سرودی می خواند…

دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد
عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

احمد عزيز!


گر چه مسلخ را قناريان عاشق سكني شده است. گر چه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان را شور بهار مرده، گرچه صداي پاي هيچ سوار عاشقي خواب جاده را بر نمي آشوبد و ثانيه ها را رمق زنده ماندن نيست، گر چه شكوه دلاوري مرده، بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداري هيچ شرري در شريان هاي خشكيده ي بودن مان نيست.
آسمان هر شب قصه ابابيل مي بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده، گرچه ياران را صلاي هيچ فريادي نيست، كه طاعون به جان شهرمان افتاده، كه درويزه گان را سروري داده اند و سياهه ي فساد جاي قرص خورشيد را گرفته، اما بهار مي آيد، پشت تاريك ترين دريچه ي شهر، خورشيد تو را مي خواند كه هيچ ميله ي زنداني به قد قامت خورشيد نخواهد رسيد، كه شب اگر تمام دريچه هاي زيستن را مسدود كرده انتظار نور در يد بيضاي تو، طلوع را نويد مي دهد.

هر انسان را از بودن سهمي است و سهم هر انسان اشاره اي است، تو كه چون نمادي بر تارك فعل آزادي مي درخشي سهمي بزرگ از اشاره مان هستي.

باز مي گردي، مي دانيم، كه با هم به هلهله مي نشينيم آزادي را در كوچه هاي شهر كه ديگر هيچ مدرسه اي تن به زندان نمي دهد و هيچ كوچه اي بن بست نخواهد بود. مي آيي و همراه تو هي هي و هي هايمان دل تمامي لاله هاي باران خورده را مي شكند و آنگاه بغض هاي فروخورده شلاقشان را بر گرده ي استبداد مي نشانند. كه عمر اين دروغ وضع قتال صفت رو به پاياني است.
براي تو تا رهايي مي رويم چرا كه آزادي بدون تو ترجمان برده گي است.
مي دانيم مي آيي…
بر قرار باش كه قرارمان از پايداري توست…
اندكي صبر…
صادق شجاعي
افشين زارعي
حسين رونقي
ويدا خسروي
فرهنگ نادري
بهاره هدايت
امين قلعه اي
محمد صادقي
ميلاد اسدي
کيانوش سنجري
حمید رضا ظریفی نیا/ اعظم مهرانی / دکتر حسام فیروزی / شیوا نظر آهاری /مهتا بردبار/هژیر پلاسچی/امیرراعی فرد/علیرضا بوربور/هومن اسکندری/شاهین زینعلی/محمد موسوی/عنایت همایی راد/سعید آبچر/الناز انصاری/احمد میرزایی/عماد مدهوش/اشکان شریعتی /مهدی الیاسی /ویدا دهقانیان/یاسمین نیک سرشت/سالارسالاری/احسان خواجه ای/محمد جواد روح/حنیف یزدانی/کوروش جنتی/علی باریکانی /مریم مدبر

دلم برای کسی تنگ است…

سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵

دلم برای کسی تنگ است
 که آفتاب صداقت را
به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به بادها می داد
و دستهای سپیدش را به آب می بخشید
دلم برای کسی تنگ است
 که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
 وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
 که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
 دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال
 و در جنوب ترین جنوب
 همیشه در همه جا آه با که بتوان گفت
که بود با من و
پیوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود
 کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
 کسی …. دگر کافی ست

حمید مصدق

اندر ستایش اردشیر خان از زیگ های زاگنده

شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۵

تو این بحران وحشتناک که همه مقامات خارجی و داخلی سعی بر این دارن تا مردم ایران رو انسان هایی نشون بدن که اورانیوم غنی شده میذارن لای نون می خورن، یه برنامه رادیویی هست به اسمه زیگ زاگ که چهره واقعی جوون های ایرانی رو به همه جهان معرفی می کنه.

جوان هایی که شاد و سر زنده اند، پارتی میرن، کوه میرن، درس می خونن، محرم که میشه مشکی می پوشن و با همه محرومیت ها و محدودیت ها به معنای واقعی کلمه «زندگی» می کنند.

زیگ زاگ بر عکس همه برنامه های رادیو تلویزیونی دیگه، درست از همون زاویه ای به جهان نگاه می کنه که ما جوون های ایرانی دنیا رو می بینیم با همه تلخی ها و کله شقی ها و با همه تفاوتش با دنیای بیرون!

رفقای خوبم؛ بهزاد، فرناز، علی و بقیه واقعا یک برنامه خوب و خودمونی رو دارن می چرخونن که هر هفته بدون استثنا رو به پیشرفت بوده و همیشه حرف های تازه برای گفتن داشته.

این همه مقدمه چینی فقط برای این بود تا از اونایی که برنامه رو تا حالا گوش ندادن دعوت کنم که از این هفته بیان تا با هم زیگ رو بزاگیم! محض نمونه هم اگر حال داشتید زیگ زاگ هفته قبل رو با اجرای علی و در غیاب بهزاد گوش بدید، شرط می بندم مشتری میشید!

صفحه ی بعدی »

تبلیغات

تقویم

February 2007
S S M T W T F
« Jan   Mar »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
2425262728  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale