رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

من بی تو…

پنجشنبه ۲۱ دی ۱۳۸۵

من با تواز بیست و دوم دی هزار سیصد و هفتاد و نه تا امروز شش سال می گذرد.باورت می شود؟! شش سال گذشت و تو نیستی و من همچنان زنده ام.

شش سال است که درختان سیب عطر خود را گم کرده اند و من هنوز زیر سایه آنها، همانجا که با هم نشسته بودیم و برایم اشعار حافظ را زمزمه می کردی، می نشینم و در برخورد باد با برگ درختان، صدای تو را جستجو می کنم.

تقویم می گوید که از زمستان سال ۷۹ شش سال می گذرد اما برای من زمان در همان روز قفل شده است.نمی خواهم از آن جلو تر بیایم.هنوز هم به یاد آخرین باری که دیدمت نفس می کشم.یادت هست؟! گفتی خواب دیدی که مرده ای و مردم را در حال دفن خودت تماشا کردی.یادت هست حلقه اشکی را که از تصور مردنت در چشم من پدید آمد؟! یادت هست گرمی بوسه ای را که بر چشمان خیس من زدی؟! من همه اتفاقات آن روز را روزی هزار بار در پس چشمان بسته ام مجسم می کنم.

شش سال است که رفته ای و ناجوانمردانه ترکم کرده ای.در این شش سال من فقط به یک چیز فکر کرده ام و آن اینکه چقدر دوستت داشته ام و دارم.شش سال است که رفته ای و من هنوز به یاد قول و قراری هستم که با هم گذاشته بودیم و تو چه آسان زیرش زدی…یادت نمی آید؟! قول داده بودی که هیچ وقت بدون من سفر نکنی و همیشه من را نیز همراه ببری.اما زیر قولت زدی و آخرین سفر را تنها رفتی…

 شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر/این سفر راه قیامت، می روی تنها چرا…

کار نیکو کردن از پر کردن است

دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۸۵

اگر خاطرتان باشد (که حتما هست) مدتی پیش شهردای و چند و سازمان وابسته با هیاهوی بسیار و تبلیغات گسترده طرح جمع آوری متکدیان را آغاز کردند.

بر اثر اجرای این طرح، چهره شهر کاملا عوض شده بود و تغییر مثبتی که در اثر کم شدن متکدیان به چشم می آمد آرامش را به خیابان ها هدیه داده بود.تلویزیون هم مدام مشغول نشان دادن این بود که از جیب گدا ها و متکدیان مشت مشت تراول چک و بلیط هواپیما در می آورند و به این طریق سعی داشت که به مردم ثابت کند اینها مستحق کمک نیستند.

اما در این میان اتفاقی افتاد که شاید از چشم مسئولان دور مانده باشد…آنچه که تلویزیون و رسانه ها از گداهای بسیار پولدار و درآمد های ماهانه چند میلیونی آنها نشان می داد، بیش از آنکه رغبت مردم را برای کمک به متکدیان کم کند، بر اشتیاق بیکاران (که کم هم نیستند) به وارد شدن به شغل شریف گدایی افزود.

بعد از گذشت زمان و با فروکش کردن تب مسئولین در مبارزه با تکدی گری، امروزه خیابان های تهران چندین برابر گذشته شاهد متکدیان سنتی، مدرن و پست مدرنی است که اکثر آنها به تازگی و بعد از دیدن گداهای پولدار در تلویزیون به این کار روی آورده اند!

یعنی اینکه دقیقا بودجه ای که باید صرف مبارزه با تکدی گری می شد، با رفتار غیر علمی و تبلیغات غیر علمی تر به گسترش تکدی گری کمک کرد و نه تنها چهار راه های شهر از متکدیان خالی نشد بلکه بر تعداد افراد شیک پوشی که در پیاده رو ها جلوی مردم را می گیرند و از گم کردن کیف پولشان داستان سرایی می کنند نیز اضافه شد.

پی نوشت:یکی از اساتید ما به نکته جالبی اشاره می کرد و می گفت که تا دلتان بخواهد در کشور ما فکر و ایده خوب وجود دارد ولی تعداد مدیرانی که قدرت اجرای این طرح ها و افکار نوین را داشته باشند شاید، به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد!

امنیت اجتماعی و شکایت کتبی

شنبه ۱۶ دی ۱۳۸۵

تهران مهر ماه ۱۳۸۵:مسئولین مدرسه خواهرم که برای دوره پیش دانشگاهی بیش از سه میلیون تومان پول گرفته اند ، اجبار کرده اند که حتما باید مانتو های جدیدی را که ما تدارک دیده ایم خریداری کنید.قیمت هر کدام هم ۲۰ هزار تومان است و هر کسی تا فلان تاریخ فرصت دارد که برای خرید اقدام کند وگرنه از حضور در کلاس ها محروم است.مادرم با آموزش و سرزنش تماس می گیرد و به این رفتار اعتراض می کند.جواب می شنود:"لطفا تشریف بیاورید و کتبا شکایت کنید"

قزوین آذر ماه ۱۳۸۵:عده ای اراذل و اوباش در یک دعوای وحشتناک با شمشیر و پاره آجر به جان یکدیگر افتاده اند.در حین دعوا یک آجر به در سمت چپ ماشین ما می خورد و در آسیب می بیند و آیینه هم از پایه می شکند.به پلیسی که بعد از مرگ سهراب به محل رسیده مراجعه می کنیم و خسارتی که بر ماشین وارد شده را به او نشان می دهیم و از او می خواهیم که مقصرانش را دستگیر کند.پاسخ می دهد:"لطفا اول وقت تشریف ببرید دادگستری و کتبا شکایت کنید"

تهران دی ماه ۱۳۸۵:همسایه طبقه بالایی ما که شاهد رفتار های مشکوک واحد روبرویش است بعد از در میان گذاشتن با سایر همسایگان به پلیس زنگ می زند و می گوید که همسایه ما مواد مخدر می فروشد و به وضوح به دلالی محبت مشغول است و از نیروی انتظامی می خواهد که کاری بکنند.جواب می شنود:"لطفا تشریف بیاورید کلانتری و کتبا شکایت کنید"

با این بوروکراسی کسالت آور و این همه مشغله ذهنی هیچ کس حال و حوصله اینکه پله های ادارات را بالا و پایین برود و شکایتش را پی گیری کند را ندارد.بنابر این خیالتان راحت باشد، اگر در این مملکت قتل هم انجام بدهید، تا شاکی خصوصی نداشته باشید می توانید به راحتی در خیابان قدم بزنید و مطمئن باشید که کسی کاری به کارتان ندارد.فقط وای به حالتان اگر یک یادداشت انتقادی بنویسید یا اینکه مدیر مسئول نشریه ای باشید که نسبتا آزادانه خبر رسانی می کند، آن موقع است که سر و کله مدعی العموم پیدا می شود و برایتان "کتبا" شکایت می کند.

چگونه برای مصاحبه آماده شویم (قسمت دوم)

جمعه ۱۵ دی ۱۳۸۵

دانیل موریسی، یکی از مسئولین بخش استخدام رادیو بی بی سی در پاسخ به سوالی که درباره نحوه آمادگی برای شرکت در مصاحبه استخدامی پرسیده شده بود پاسخ و راهنمایی بسیار کامل نوشته که قرار است هر از گاهی بخشی از آن را ترجمه کنم.قسمت اول این یادداشت دو نکته کلیدی برای شروع مصاحبه را گوشزد می کرد و اکنون دومین بخش از این مقاله را بخوانید:

قسمت دوم-شناخت شغل

از جزئیات کاری که از شما می خواهند به خوبی مطلع باشید.باید بدانید که شغل مورد نظر شما چه مهارت هایی را می طلبد؟! چه دانش تکنیکی را لازم دارد و بر روی چه موضوعاتی باید متمرکز باشید؟!

وقتی که کاملا بر این مسائل آگاهی پیدا کردید به دنبال مثال هایی باشید که اثبات کننده توانایی و تجربه شما در بخش مورد نظر است.مثال هایی که به ذهنتان می رسد را بر روی کاغذ بنویسید.دم دست ترین این مثال ها از شغل فعلی یا سابق شما پیدا خواهد شد.اگر موضوع مرتبطی پیدا نکردید به فعالیت های دوران مدرسه و دانشگاه فکر کنید.حتی سرگرمی های کودکی شما هم می تواند مثال های خوبی برای مصاحبه کننده باشد تا میزان علاقه شما را متوجه بشود.

بعد از اینها، یک نفر را پیدا کنید تا در مورد آن شغل با وی صحبت کنید.گاهی اوقات در میان جزئیات هر شغل یک نام و یا راه ارتباطی برای بیشتر دانستن در مورد آن ذکر شده است.اگر نبود هم نگران نباشید، به بخش استخدام شرکت تلفن بزنید و کسی را پیدا کنید که بتواند برای شما توضیحات اضافه تری بدهد.

اگر باز هم به بن بست خوردید دفترچه تلفنتان را بگردید و ببینید کدام یک از آشنایانتان می توانند به شما کمک کنند تا بیشتر در مورد شغل مورد نظر بدانید.

آگاهی داشتن در مورد یک شغل لازم است اما کافی نیست.صحبت کردن با افرادی که در ان کار مشغول هستند و یا حتی مثل سایه تعقیب کردن آنها شما را تا حد بسیار زیادی از سایر رقبایتان پیش می اندازد.

عناوین:
قسمت اول-دو نکته کلیدی برای شروع مصاحبه

قسمت دوم-شناخت شغل

قسمت سوم-آشنایی با کلیات شرکت مورد نظر

قسمت چهارم-به روز بودن اطلاعات شغلی

قسمت پنجم-آخرین تمرین ها پیش از مصاحبه

قسمت ششم-مبارزه با اضطراب

« صفحه ی قبلی

تبلیغات

تقویم

January 2007
S S M T W T F
« Dec   Feb »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale