نظام آموزشی و دروس عمومی
یکی از اشکال های بزرگی که نظام آموزشی دانشگاه های ما دارد محتوای کتاب های عمومی آن است.اینگونه درس ها در همه جای دنیا جزئی از مهمترین دروسی است که در دانشگاه ها ارائه می شوند اما متاسفانه در دانشگاه های ما، محتوای این کتاب ها باعث شده که دانشجو ها فقط به نگاهی گذرا و گرفتن نمره بالا در این دروس فکر کنند.
معارف اسلامی ۱ و۲، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، اخلاق اسلامی، متون اسلامی، قرآن کریم، وصایای امام خمینی و… همگی جهت دار هستند و سعی دارند به زور عقیده یک و یا دو نویسنده کتاب هایشان را در ذهن دیگران جا کنند.
من به عناوین این واحد ها اعتراضی ندارم اما معتقدم اگر محتوایش بدون جهت گیری مذهبی و سیاسی خاص باشد و در پایان به جای دانشجو ها نتیجه گیری نکنند و اجازه بدهند هر کس به میزان فهم و شعورش برداشت خودش را داشته باشد، خیلی موثر تر از اینی می شود که الان هست.
به قول دکتر شریعتی، معلم کسی است که اندیشیدن را بیاموزد، نه اندیشه ها را! ولی متاسفانه تنها چیزی که در دانشگاه یاد نگرفته ایم اندیشیدن است.
پی نوشت:این یادداشت مثل ذهنم پریشان است و پاراگراف هایش هرکدام یک قصه مجزاست! ایام امتحانات است دیگر…به بزرگی خودتان ببخشید!






