رویای آریایی

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

آخرین نبرد خیر و شر

چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۵

اولش ساده شروع میشه! اونایی که یه چیزایی سرشون میشه میگن:«خورشید در حرکت ظاهری خود از جنوب استوای زمین بجانب شمال آن از نقطه ای از نقاط تقاطع دایره البروج می گذرد و…» به زبون خودمون یعنی اینکه روز ها کوتاه و کوتاهتر میشن…نبرد خیر و شر خیلی آروم شروع میشه و تا خوبی ها به خودشون بیان سیاهی همه جا رو پر می کنه!

اینقدر طولانی شدن شب ها و چیرگی بدی بر خوبی آهسته اتفاق میفته که هیچکس متوجه نمیشه چه اتفاقی افتاد!یک دفعه چشمات رو باز می کنی و می بینی که شب ها دراز و بی قواره شدن و روز ها کوتاه و دنیا رو تاریکی پر کرده…

اینجاست که دیگه نبرد خیر و شر به اوج خودش رسیده و روز های پایانی خودش رو طی می کنه تا اینکه بالاخره در روز آخر جهان پر از تاریکی شده و شر ها آخرین تلاش هایش خودشون رو برای تاریک نگه داشتن جهان می کنن و نبردی طولانی آغاز میشه!

از یک طرف جبهه شر نمی خواد اجازه بده که خورشید بالا بیاد و از طرف دیگه خوبی های جهان یکدل تلاش می کنند تا بدی رو شکست بدن و بالاخره در آخرین لحظات میترا (خدای خورشید) متولد میشه و جهان رو پر از نور می کنه و آخرین نبرد خیر و شر در شب یلدا به پایان می رسه و سراسر گیتی رو خوبی و زیبایی پر می کنه!

شب یلدا شما هم مبارک باشه…امیدوارم یلدا امسال، خوبی های وجود ما هم به بدی ها چیره بشن و میترا در وجود همه ما ها طلوع کنه…

(شب یلدا به فال حافظش معروفه برای همین می خواستم یه فال بگیرم و اینجا بنویسمش!اما به طور کاملا غیر ارادی دستم رفت طرف شاهنامه و گفتم سنت شکنی کنم و ایندفعه از پدر بخوام که برای ما حرف بزنه…)

کنون خورد باید مـی خوشـگـوار— که می بوی مشک آید از جویبار
هوا پر خروش و زمین پر ز جوش— خنک آنک دل شاد دارد به نـوش
شـب تـیره بـلـبل نخسبد همی— گل از بـاد و بـاران بـجـنبد هـمی
بـخـنـدد همی بـلـبل از هر دوان— چـو بـر گـل نشـیند گشـاید زبان
نـدانـم که عاشق گل آمد گر ابر— چـو از ابـر بـیـنـم خـروش هـژبــر
بـ
ـدرد هـمـی بــاد پـیـراهـنـش– درفشـان شـود آتـش انـدر تنش
بـه عشق هوا بر زمین شد گوا— بـه نـزدیـک خورشـید فـرمـانـروا
که داند که بلبل چه گوید همی— بـه زیـر گـل اندر چه موید همی
نـگـه کـن سـحـرگاه تا بـشنوی— ز بـلـبـل سـخـن گـفـتـن پـهلوی

ستاره سهیل

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۵

نویسنده رمان های جنایی با کارآگاه پلیس گفتگو می کند:

-برایتان زحمتی نیست که من را به پاتوق کلاهبرداران و ولگرد ها ببرید…
-با کمال میل.
-من را با دو سه شخصیت قاتل آشنا می کنید…
-این کار هم شدنی است.
-من باید در محافل مخفی فساد هم حضور داشته باشم.

در ادامه نویسنده تقاضا می کند تا او را با جاعلان اسکناس، باجگیرها، متقلب ها، فاحشه ها و کلاش ها آشنا کند، و کارآگاه به تمام این خواهش ها پاسخ می دهد:

-این کار هم شدنی است…تا دل تان بخواهد!

بالاخره نویسنده درخواست می کند:

-یک خواهش دیگر هم دارم.از آنجا که در رمانم برای خلق تضاد نیاز به دو سه شخصیت مثبت هم دارم، زحمت می کشید که دو سه آدم بسیار شریف هم نشانم دهید؟!

کارآگاه نگاهی به سقف می اندازد و فکر می کند:

-هوم…

و می گوید:

-باشد، سعی خودمان را می کنیم!

(نمایشنامه Rara Avis اثر آنتوان چخوف-  Rara Avis به فرانسه یعنی "پرنده نادر" که معادل ستاره سهیل در زبان فارسی است)

چوب خدا صدا نداره!

چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵

گاهی اوقات پشیمونی واقعا بی فایده است.حالا چرا؟! هفته پیش یک عادت خیلی زشت من هنگام رانندگی جون سه نفر رو به خطر انداخت که یکی از آنها دختر بچه خردسالی بود.بعد از اون اتفاق هزار فحش و نفرین رو حواله خودم کردم و قسم خوردم که دیگه هیچ وقت موقع رانندگی آیینه نزنم و جدی جدی هم سر حرفم هستم و از کار زشتم پشیمونم.

اما این هفته خدا حالیم کرد که حتی آدم های پشیمون هم مستحق مجازات هستند.ماجرا از این قراره که ماشین تو خیابون پارک بود و ما (من و سه تا از دوستام) تو رستوران داشتیم شام می خوردیم.جلو در دعوا میشه و حین رد و بدل شدن مشت و لگد، یه پاره آجر می خوره به آیینه سمت راست (همون آیینه ای که باهاش نزدیک بود سه نفر رو بکشم) و آیینه از پایه شکست!

حالا باز بگید چوب خدا صدا نداره، اتفاقا صدا داره اونم به چه بلندی!

پی نوشت۱:جمعه دو تا اتفاق می افته که می تونه زندگیم رو متحول کنه. یکیش اقتصادیه، یعنی اگر بشه میلیاردر میشم و دومیش عشقیه و اگر بشه…

پی نوشت۲:سه روزی که تهران نیستم واقعا از دنیا به دورم.وقتی که چهار شنبه شب به تهران بر می گردم و به اینترنت وصل میشم دریایی از حوادث جور واجور اتفاق افتاده که من نمی دونم از کجا شروع به خوندن کنم.مثلا یکیش این!

پی نوشت۳ (به خدا آخریشه!):طبق فرموده رهبر عظیم الشان، شرکت در انتخابات به معنای تایید نظام و قانون اساسی آن است(تهران-۴ تیر ماه ۱۳۸۴).حالا هرکی به نظام و قانون اساسی اون میخواد رای بده بسم الله!

من دقت می کنم، تو چطور؟!

جمعه ۱۰ آذر ۱۳۸۵

ribbon.jpg

اول دسامبر به عنوان روز جهانی مبارزه با ایدز نام گذاری شده است.این بیماری مهلک که از سال ۱۹۸۱ تاکنون بیست و شش میلیون نفر را به کام مرگ فرستاده به عنوان کشنده ترین بیماری که بشر در طول تاریخ تجربه کرده است شناخته می شود.

بر اساس آخرین گزارش های سازمان یو.ان.ایدز و سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۶ این بیماری نه تنها افت نکرد بلکه تعداد قربانیان خود را در سراسر کره زمین افزایش داد و دو میلیون و نهصد هزار نفر دیگر نیز به تعداد قربانیان افزوده شد که بیش از نیم میلیون از این تعداد را کودکان تشکیل می دادند.

تا به امروز ۶۵ میلیون نفر مبتلا به ویروس ایدز هستند و اگر وضع به همین ترتیب پیش برود تا بیست و پنج سال دیگر تعداد قربانیان این بیماری به ۱۱۷ میلیون نفر خواهد رسید که با این حساب ایدز به عنوان سومین عامل مرگ و میر بشر خود را معرفی خواهد کرد.

یکی از مهم ترین علل ابتلا به ایدز عدم اطلاع کافی از این ویروس و راه های ابتلا به آن است.هرچند، اینکه ما اطلاعی راجع به ایدز نداشته باشیم بسیار بهتر از این است که اطلاعات غلط داشته باشیم.بیشتر ما در مورد نحوه ابتلا به ایدز اطلاعات غلطی داریم که جان ما را تهدید می کند و باید هرچه سریعتر اطلاعات خود را در مورد این بیماری به روز کنیم.

ایدز قابل مهار مهار شدنی است.فقط کافی است که بدانیم و بخواهیم!

مرتبط:
ایدز چیست؟! (فارسی)

World AIDS Campaign

« صفحه ی قبلی

 

تبلیغات

تقویم

December 2006
S S M T W T F
« Nov   Jan »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale