رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

پنج تایی بهزاد بلور

یکشنبه ۳ دی ۱۳۸۵

بهزاد بلوربهزاد بلور تو کامنت های مطلب قبلی پنج تا نکته ای که راجع بهش نمی دونستیم رو نوشته.میذارمش اینجا تا بقیه هم بخونین (البته من قضیه بوسیدن دختر فرانسویه رو قبلا هم می دونستم!):

خوب این پنج تا چیز من:
۱- اولین باری که مشروب خوردم رو خوب یادمه. پنج سالم بود! بابا مامانم دست تنها بودن و مجبور شدن منو با خودشون ببرن کاباره شکوفه نو توو نهران ( جریان ماله زماه شاهه و سال ۱۳۵۰) یادمه که یه سری دختر ژاپنی که بعدا تو یه فیلم سیاه سفید ایرانی دوباره دیدمشون، داشتن می رقصیدن از صدای ترقه هفت تیرشون بیدار شدم ( با لباس کابوئی داشتن می رقصیدن). تشنگی داشتم می مردم. دیدم یه لیوان آب جلومه . همه شون سر کشیدم بالا. تمام وجودم سوخت. فهمیدم ودکاست! زدم زیره گریه. همه خندیدن.

۲-اولین باری که کسی رو بوسیدم. دختر فرانسوی ای بود که دوست دختر فامیلمون بود . دندوناش سیمی بود. ازش تنفر داشتم.
آخرای پائینر بود داشتیم راک میرقصیدیم که افتادیم رو مبل. یه دفعه دهنشو چسبوند به دهنم و زبونش کرد توو . دندوناش سیمی بود.
اونموقع ۱۲ سالم بود.

۳-اولین باری که فکر مذهبی کردم ۴ سالم بود. مامان بزرگم داشت نماز می خوند. منم خیز برداشتم و تا دولا شد از روش پریدم. اینجوری خودمو هول دادم تو جهنم.

۴-اولین باری که عاشق شدم، ۷ سالم بود. اونموقع تو تهران " قصر یخ" خیلی مند بالا بود و آمریکائیها که یه محله تو تهران داشتن. می اومدن پاتیناژ رو یخ. من عاشق یه دختر آمریکائی بودم. او ذهنم اسمشو گذاشته بودم ژانت. ولی قبل از اون یادمه که عاشق مامانم بودم. و میگفتم اگه بزرگ شم با مامانم عروسی می کنم . یادمه حدودای ۴ سالم بود.

۵- اولین باری که عشقبازی کردم ۱۸ سالم بود . دیگه رسیده بودم لندن. عاشق معلم زبانم شد. یه دختر ۲۵ ساله اسکاتلندی بود.
شبی که این اتفاق افتاد. خیلی خجالت کشیدم. چراغا همه اش روشن بود. و با اینکه فیلم سکسی دیده بودم ولی وافعا نمیتونستم پیداش کنم! بهرحال. دختر خیلی خشنی بود. فرداش که برگشتم خونه برادرم. برادرم گفت : کی کتکت زده! دیگه ندیدمش. من دنبال عشق بودم. اون دنبال سکس. چه سعادتی که قدرشو ندونستم.

اردشیر دیگه نق نزنی که سر به وبلاگت نزدما!(اردشیر:من کی نق زدم بابا!) اینا رو نوشتم که بدونین اگه فکر آبرو بودم خط قرمز نمیشکستم.
۵ نفر دیگه : صادق هدایت، چه گوارا، مزدک، منصور ( خواننده ) و قدسی خانم یکی از دوستای مامانمه که همیشه بی پروا حرف میزد.

تبلیغات

تقویم

December 2006
S S M T W T F
« Nov   Jan »
 1
2345678
9101112131415
16171819202122
23242526272829
3031  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale