Wordpress Themes

اظهارات پاپ و یک فرصت طلایی

بعد از اینکه پاپ بندیکت شانزدهم در سخنرانی در یکی از دانشگاه های آلمان به نقل از یک متن تاریخی پیامبر اسلام را مروج خشونت خواند٬ واکنش های جالب توجه و بعضا حیرت انگیزی را شاهد بودیم.

در ابتدا در جواب آن دسته از افرادی که سخنان پاپ را سد راهی برای گفتگوی تمدن ها می دانند عرض کنم که به نظر من سخنان پاپ یک گام بزرگ برای آغاز گفتگوی تمدن هایی بود که تا کنون فقط وعده داده شده بود.

متن کامل سخنرانی پاپ را پیدا کردم و در قسمتی از این سخنرانی که مورد مشاجره قرار گرفته پاپ به یک مناظره بین یک دانشمند ایرانی و امپراطور بیزانس اشاره می کند و می گوید:«این دو بر سر اسلام و مسیحیت و حقانیت هر کدام صحبت می کردند.در بخش هفتم از این گفتگو امپراطور به جنگ مقدس [جهاد] اشاره می کند و بدون آگاهی از جزئیات و تفاوتی که اسلام برای اهل کتاب و کافر ها قائل است٬ نظرات کلی خود را راجع به رابطه دین و خشونت بیان می کند و می گوید:اگر بخواهی نشان دهی که محمد چه چیز جدیدی آورده به جز رفتار شیاطنی و عیر انسانی چیزی نمی یابی.مانند آنچه که در گسترش دادن دین و عقیده اش به وسیله شمشیر دستور داده است.”

پاپ ادامه می دهد:«امپراطور بعد از ابراز این سخنان شروع به توضیح جزئیات عقیده اش در باره جدا بودن دین و خوشنت کرد.به گفته او خشونت با ذات خداوند و با ذات ایمان در تناقض است:”خداوند از ریختن خون خشنود نمی شود و ابراز چینی رفتار هایی بر خلاف ذات مقدس خداوند است.ایمان٬ زاده تحقیق است و نه جسم.هر کسی که بخواهد کسی را به ایمان به خدا راهنمایی کند باید توانایی خوب صحبت کردن را داشته باشد و دلایل مناسب بیاورد٬ و نه با خشونت و اعمال این چنینی”»

بعد از اتمام این بخش از سخنان٬ پاپ چندین سوال مطرح می کند که مجالی برای ترجمه اش نداشتم و بهتر است خودتان بخوانید.اما آنچه که در کل به نظر می رسد این است که به نظر پاپ اسلام دین خشونت است و این نکته که خداوند یکبار به عیسی درس عشق و محبت می دهد و چند سال بعد به محمد دستور کشتن می دهد برای پاپ عجیب بوده و سوالاتش در همین زمینه است.حالا این مسلمینی که ادعای گفتگوی تمدن هایشان گوش فلک را کر کرده (قابل توجه خاتمی و شرکا) بهتر است سریعا وارد عمل شوند و اکنون که باب گفتگو باز شده پاپ را متقاعد کنند که اشتباه فکر می کند و برداشتش از دین اسلام صحیح نیست و از این فرصت بزرگ تاریخی برای متقاعد کردن رهبر میلیون ها کاتولیک به نفع اسلام بهره برداری کنند.

وقتی که طرفداران قرائت صلح آمیز و انسان دوستانه از اسلام ساکت نشسته اند قضیه شکل و شمایل دیگری به خود می گیرد.اکنون در جای جای جهان شاهد یک طنز بسیار ظریف و پر معنا و البته تاسف برانگیز هستیم و آن این است که عده ای از مسلمانان که به قول خودشان می خواهند به حرف های پاپ در مورد خشن بودن مسلمانان اعتراض کنند شروع به ابراز رفتار هایی در جهت تایید حرف های پاپ کرده اند.

در فلسطین مسلمانان به هفت کلیسا حملاتی را کرده اند و پلیس پاکستان نیز با تلاش فراوان تظاهرات کنندگان خشمگین را از نزدیک شدن به کلیسا ها برحذر داشته است.در کشور مسلمان سومالی یک راهبه به ضرب گلوله کشته شده و به چندین کشیش دیگر نیز پیام های تهدید آمیزی ارسال شده است.در هندوستان مسلمانان تصاویر پاپ را به آتش می کشند و در ترکیه بر روی دیوار یک کلیسا نوشته اند:”پاپ بودن آسان است اما انسان بودن بسیار دشوار”

اظهار نظر پاپ درباره اسلام بی شک تاثیر گرفته از رفتار های امثال بن لادن است.بندیکت شانزدهم بر خلاف همتایش پاپ ژان پل دوم که قرآن را می بوسید و کمتر اظهار نظر درباره اسلام می کرد مایل به برطرف شدن ابهاماتی است که قرائت های خشن از دین اسلام پدید آورده اند.مسلمانان صلح جو و طالب گفتگوی تمدن ها نباید این فرصت را از دست بدهند و اگر بتوانند از این باب گفتگویی که اکنون باز شده پاپ را متقاعد بکنند که اسلام دین صلح آمیزی است خواهند توانست جلوی موج منفی تبلیغات علیه اسلام را که از یازده سپمتابر ۲۰۰۱ شدت گرفت بگیرند.این بهترین فرصت برای برداشتن بار سنگین حملات تروریستی یازده سپمتامبر از دوش مسلمانان است٬ آنان که ادعای قرائت صلح آمیز از دین اسلم را دارند نباید بگذارند خشونت طلبان اسلمی حرف های پاپ را ثابت کنند.

متن کامل سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم

ابراز خشم مسلمانان به اظهارات پاپ به روایت تصویر

 این بار نوبت پاپ بود-الفبا(جلال افشار)

آخرین مصاحبه:مصاحبه با مرگ

مصاحبه را تهاجمی آغاز می کرد و با همین شیوه ادامه می داد.سوالاتی که می پرسید حیرت انگیز بود و حتی تصور استفاده از چنین سوالاتی و ابراز چنین عکس العمل هایی مو به تن هر روزنامه نگاری راست می کند.جسارتش بی نظیر بود و توانایی اش برای اداره مصاحبه حیرت انگیز!

وقتی مصاحبه هایش را می خوانید هر لحظه با خود می گویید:"کارش تمام است!این آخرین سوالی بود که طرف پاسخ می دهد و الان است که گلوی مصاحبه کننده را فشار دهد و پرتش کند بیرون…" اما پیش بینی شما معمولا درست از آب در نمی آید زیرا او هم انسان قابل پیش بینی نبود.

چه کسی مدعی است که می تواند از پیکاسو بپرسد:«آقای پیکاسو! گاهی فکر کرده اید که اگر متولد نمی شدید و پیکاسویی وجود نمی داشت برای هنر اروپا بهتر بود؟!» و کدام روزنامه نگار جسور را می شناسید که روبروی آیت الله خمینی بنشیند و از نابرابری زن و مرد بگوید و مصرانه درباره چادر حرف های تند و تیز بزند؟ و وقتی آیت الله خمینی پاسخ می دهد:«تنها زنان "درست و حسابی" و جوان باید چادر سرشان کنند و نه شما!» بلند شود و چادری را که به احترام آیت الله خمینی به سر کرده بود را از سر بردارد و به گوشه اتاق پرتاب کند؟ اما او این کار را کرد و این سوال ها را پرسید چون اسمش «اوریانا فالاچی» بود و شهرتش سماجت و کله شقی…

ماجرای مصاحبه فالاچی با امام خمینی آنقدر جالب است که دلم نمی آید با همین اشاره از آن بگذرم.آیت الله خمینی که فکر نمی کرد خانم روزنامه نگاری که مقابلش نشسته حرفش را جدی بگیرد و چادر را از سر بردارد٬ بعد از این اتفاق بهت زده از جایش بلند می شود و اتاق را ترک می کند.

فردای همان روز وقتی فالاچی برای ادامه مصاحبه نزد آیت الله می رود احمد خمینی به وی می گوید که دیگر حرفی از چادر نزند تا پدرش عصبانی نشود.اما او نترس و سمج به محض اینکه می نشیند حرف چادر را به میان می کشد.از اینجا به بعد را از زبان خود فالاچی بشنوید که در مصاحبه با نیویورکر گفت:«خمینی اول هاج و واج من را نگاه کرد٬ لبخند زد و بعد حسابی خندید.جوری که بعدا احمد خمینی به من گفت تا حالا هیچ کس نتوانسته پدرم را اینگونه بخنداند»

در باره او یک جمله معروف وجود دارد که اولین بار لس آنجلس تایمز در وصفش به کار برد:"روزنامه نگاری که هیچ شخصیتی در جهان برای مصاحبه با او نه نگفت" و چنین ژورنالیست نابغه ای٬ پس از یک مبارزه جانانه با سرطان٬ سحرگاه ۱۵ سپتامبر در سن ۷۷ سالگی در بیمارستانی در شهر فلورانس درگذشت.