فرار مغزها؟
تصویری در میان آیتمهای دوستان در گوگل ریدر دیدم که بریدهای از روزنامهی اعلام نتایج کنکور سراسری در سال ۸۰ را نشان میداد. یک نفر کامنتی گذاشته بود:”سوال اینه که از اینا چند نفرشون الان ایران هستند هنوز؟” دونستن جواب این سوال برای من جالب بود و یک جستجوی کوچیک انجام دادم. نتایج جالبتر از چیزی بود که فکر میکردم. حیفم اومد منتشرش نکنم. قضاوت با خودتان!
ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا
اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا
احسان شفیعی پورفرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا
محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا
محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی): اطلاعات خاصی پیدا نکردم
پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا
محمدرضا جلاییپور (نفر اول رشته انسانی): زندان اوین، تهران (با سپردن وثیقه آزاد است)
پینوشت: من صرفا محل تحصیل این نخبگان را جستجو کردم. به جز محمدرضا جلاییپور که در زندان است، در مورد سایرین مطمئن نیستم که الان ساکن ایران نباشند.
مرتبط:
رتبه اول ایران در جدول فرار مغزها – خبرآنلاین
احمدینژاد: در ایران فرار مغزها نداریم – آفتاب نیوز
۱۴ آبان ۸۹ @ ۹:۵۹ ب.ظ
خیلی جالب و تامل بر انگیز بود مرسی
۱۵ آبان ۸۹ @ ۸:۲۳ ق.ظ
جالب …
۱۵ آبان ۸۹ @ ۸:۴۲ ق.ظ
دستت درد نکنه اینو میگن کار اساسی!
۱۵ آبان ۸۹ @ ۹:۱۲ ق.ظ
se nafare avale riazi va do nafare avale honar ro mishnasam va alan amrica zendegi mikonan
۱۵ آبان ۸۹ @ ۱۰:۲۶ ق.ظ
ممنون از اطلاع رسانی.
۱۵ آبان ۸۹ @ ۱۱:۲۲ ق.ظ
نفر دوم انسانی و نفر دوم هنر هم آمریکا هستند، نفر سوم هنر هم داره کاراشو می کنه که بره آمریکا!
۱۵ آبان ۸۹ @ ۱۱:۴۹ ق.ظ
داشتم فکر می کردم به این اصطلاح “فرار مغزها” و اینکه چرا اینهمه دانشجوی موفق ایرونی اکراه دارن به ایران برگردن. بعد یهو دیدم خیلی ها دوست دارن به ایران برگردن اما شرایط ایران بسیار زننده است. بعد به این تناقض خوردم که پس این چه فراریه که طرف دوست داره برگرده؟ بعد به این نتیجه رسیدم که این اصطلاح هم مثل هزار واژه دیگه (مثل فتنه و میکروب) که طرف دست پیش رو میگیره که پس نیفته دقیقا برعکس باید تعریف بشه: یعنی درستش می شه “مغزهای فراری داده شده”!
بعد به این ایرونیای تحصیلکرده با شرفی که فراری داده شدن فکر می کردم، و اینکه چه احساسی دارن وقتی مملکت رو رو به سراشیبی می بینن و این که هم وطنانشون رو می بینن که چه بی گناه فلاکت رو میزبان شدن و علاج خیلی از خریت های مسئولین رو از خدا و پیغمبر و امامان می خوان. شوخی نیست سالی ۳۰۰۰۰ کشته جاده ای، سقوط هواپیما های متعدد، خارج شدن ریل از قطار، تورم ، مشکلات ازدواج و بیماری … . سی سال دیگه موج جمعیت میرسه به پیری و مشکلات درمان و بیمه گلوی ملت رو فشار میده و همه این ها برای ملتی که پول یامفت نفت داره یعنی خسارت. و این مردم درست شدن همه اینها رو از خدا پیغمبر می خوان. …
و حالا قضاوت با شما… آیا این جووونایی که واسه زندگی و کار و حفظ عزت نفسشون دوجین دوجین به خارج می رن و دلشون تو ایران می زنه و برای اون می تپه، فرارین یا تبعیدی؟ به نظر من اصطلاح “تبعید مغزها” خیلی بهتر این فرایند هجرت سرمایه های مملکت رو می رسونه. به خصوص پس از جنگ ایران – عراق که هزاران جوون می خواستن و هنوز می خوان مملکتشون رو سرافراز ببینن. اول انقلاب که یه عده اومدن، دیدن خبری از برنامه ای واسه ساختن مملکت نیست برگشتن خارج. زمان جنگ هم که اصلا “فرار مغزها” معنی نداشت. اگه کسی می خواست در بره، از جنگ در می رفت که قبل از دانشگاه بوده. پس این “تبعید مغزها” زمانی شروع شده که مملکت ظرفیت جذب تحصیلکرده هاش رو به علت بی کفایتی مدیران و مسئولین مملکتی نداشته.
اما…
سال اول از دوره اول احمدی نژاد دقیقا یادم هست که گفت “هر کس نمی خواد بزاره از مملکت بره”
و تو غائله کردان گفت ” مدرک چیه؟ یه تیکه کاغذ بی ارزش!” (کافر همه را به کیش خود پندارد. خیلی دلم می خواست موسوی تو مصاحبه تلویزیونی وقتی احمدی نژاد به رهنورد گیر داد و اینکه غیر قانونی رئیس دانشگاه شده، موسوی هم از اون می پرسید که اون هم در مورد دکتری خوندنش وقتی همزمان استاندار بوده توضیح بده! بعدم بگه به نظر احمدی نژاد کدوم بدتره!)
برای این نوع نگاه می خوام یه اصطلاح جدید رو دیگه رو هم پیشنهاد بدم و اون “بردگی مغزها” ست؛ خلاصه این نوع نگاه یعنی اینکه: ای تحصیلکرده و دانشگاهی یا به “بردگی” یه عده مدیر بی کفایت تن بده و در حراج سرمایه های مادی و معنوی ننگ خیانت رو بپذیر، یا “خود تبعیدی” رو انتخاب کن!
و این قبلا مخفی بود و حالا دیگه علنی شده و آقایون میخوان با این تفکر جهان رو مدیریت کنن! وای که خریت آدم چه بی منتها می تونه باشه. اصل دعوای حاکمیت با دانشگاه هم همینه: دانشجوها می بینن همه جیز واسه ریا شده، می گن استقلال داریم اما عرضه و جرات زدن یه چاه گاز یا نفت رو تو خزر ندارند، می گن ابر قدرت منطقه اما ۱۰۰۰ میلیارد غرامت جنگ رو می گن حرفشو نزن، می گن دین اما مسلمونای چین با مسلمونای غزه فرق دارن، می گن حمایت از حزب الله اما نتیجه اش می شه کتک خوردن مردم تو خیابون از طرف اوباشای لبنانی.
یه روز باورم این بود که ما پای اجنبی رو از ایران قطع کردیم اما حالا می بینم پول ما رو که به جیب افغانستان و آذربایجان و غزه و لبنان و بولیوی و شیلی و سریلانکا و … می ریزن هیچ از اونجا مزدور هم وارد می کنن که ملت رو بزنن! وای به حال “پاسداران” ای که خودشون شدن کفتار. شاید بهتر بگیم “کفتاران انقلاب اسلامی”!
اونا که دارن می رن ته دلشون غنج نمی زنه، خون دل می خورن که سر ۳۰۰ میلیار دلار نفت تو ۴ سال چی اومد.
خدا آدم رو بی وجدان نکنه!
۱۵ آبان ۸۹ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ
خدا لعنت کنه خامنه ای و خمینی رو…………..
۱۵ آبان ۸۹ @ ۱۱:۵۲ ب.ظ
yadesh be kheyr ma ham joze maghz ha budim, hamun aval setare dar shodim. dustam ke tu sharif budan ama aln US and.albat ma ham har jur shod darso tu ye dahat be jaye sharif khundimo alan azeme US im! ta koor she cheshe unke natunest maro tahamol kone!
۱۶ آبان ۸۹ @ ۱:۰۷ ق.ظ
A friend wrote on my facebook wall:
I know Sahar Nouri; she is in Michigan now.
۱۶ آبان ۸۹ @ ۲:۵۰ ق.ظ
علاوه بر واژه فرار مغزها باید فرار ارزها رو هم به کار برد.
۱۶ آبان ۸۹ @ ۳:۰۴ ق.ظ
جلایی پور هم انگلیس بود و در مقطع دکترا در آکسفورد تحصیل می کرد که برای فعالیت های انتخاباتی و راه اندازی پویش دعوت از خاتمی و بعد هم ستاد جوانان موسوی،ایران بود و بعد هم که رفت دانشگاه اوین
۱۶ آبان ۸۹ @ ۳:۰۹ ق.ظ
mohem nis , ma maghz ziaadi daarim
۱۶ آبان ۸۹ @ ۲:۲۱ ب.ظ
حیف این بچه ها که یا میرند و بر نمیگردند
یا میمونند و سر از ……..کدر میارند
ای خداااااا صدای اینها را میشنوی”؟
۱۶ آبان ۸۹ @ ۳:۵۴ ب.ظ
نفرات اول که سهله- بنده الان بسیاری از رتبه های زیر ۲۰۰۰ رشته ریاضی رو می شناسم که همگی در یکی از زشته های مهندسی از دانشگاه های مادر کشور فارغ التحصیل شدند و عمدتا اکنون در آمریکا یا کانادا به سر می برند.
۱۶ آبان ۸۹ @ ۶:۴۳ ب.ظ
سلام
من برادر سید محمد امین خلیفه سلطانی نفر دوم تجربی هستم که نوشتید اطلاعات خاصی در موردشون پیدا نکردید
ایشون ایران هستند و فارغ التحصیل رشته پزشکی دانشگاه تهران هستند….
مطلبتون خیلی جالب بود واسم….
۱۷ آبان ۸۹ @ ۱۲:۱۵ ق.ظ
سلام، خیلی جالب بود و کلی به فکر فرو برد منو.
متشکرم
۱۷ آبان ۸۹ @ ۱۲:۲۸ ق.ظ
این دستاورد حکومت و جامعه دینی است که برای بعضی ها کعبه آمال هست. بفرمایید..
۱۸ آبان ۸۹ @ ۱۱:۴۰ ق.ظ
با سلام وعرض ادب
جدا از دیدن این پیام خیلی خوشحال شدم چون اینا یه سال قبل من کنکور دادن و خیلی دوست داشتم بدونم حالا کجان و چکار دارن میکنن.من خودم حالا دانشجوی ارشد فیزیک پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایرانم. باز هم خیلی خیلی ممنونم از این مطلب خوبتون.
۱۸ آبان ۸۹ @ ۳:۳۸ ب.ظ
با عرض سلام
تو کشوری که تحقیق هیچ جایی نداره
و هنرشون خفه کردن استعدادهاست از این بهتر نمیشه توقع داشت
بیچاره اونی که تو زندانه
چی فکر میکرد و چی شد؟؟؟؟؟؟؟
۱۹ آبان ۸۹ @ ۱:۰۰ ب.ظ
همین مطلب رو عیناً فرارو زده تو سایتش اما نکتهٔ جالب در مورد آقای جلایی پوره نوشته ساکن تهران اما ننوشته کجای تهران آخه :دی
۲۰ آبان ۸۹ @ ۱۰:۱۵ ق.ظ
نمیدونم این آمار رو چه جوری بدست آوردید
البته این که مملکت آینده روشنی نداره و به سمت هرج ومرج پیش میره حرفی نیست توش
۲۰ آبان ۸۹ @ ۳:۵۷ ب.ظ
ما ورودی سال ۷۷ پزشکی تهران بودیم. از همکلاسا علیرضا نوریان رتبه ۱ مرحله اول تجربی ۷۷ بود که الان تو یه ریسرچ سنتر تو اتلانتاست. نوشین یحیوی فیروزابادی رتبه ۱ کل (مرحله دوم) تجربی ۷۷ بود که الان فلوریداست. ایمان خدارحمی برنده طلای المپیاد جهانی فیزیک بود که الان لویزویل امریکاست و …………………
۲۱ آبان ۸۹ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ
ندا ناطق تو این عکس شماره ۲۷ هست:
http://coverfest.stanford.edu/participants.html
۲۲ آبان ۸۹ @ ۵:۲۴ ب.ظ
عجب اوضاعی است، البته عجیب نیست، این لینک رو ببینین
http://etdctums.ir/files/journal/364.pdf
دکتر فرین کمانگر که الان استاد دانشگاه جان هاپکینز آمریکاست رتبه اول تجربی سال هفتاد بود و البته سالها در ایران به طور بسیار عالی و مؤثر کار کرد و به یه نقل قول از خود ایشان تمام شاگرد اول های کنکور تجربی از سال شصت و یک تا هفتاد همگی آمریکا هستند
شاید از اون طرف دنیا بهتر بتونند به علم و به ایران خدمت کنند، ولی خداییش عجب مخ هایی هستند اینها، من فقط این یکی رو از نزدیک می شناختم و یکی دیگه که می شناسمش و قلباً و روحاً بهش احترام می گذارم و هنوز ایرانه و نخواهد رفت
۲۲ آبان ۸۹ @ ۵:۲۵ ب.ظ
ببخشید دوستان، اصلاح می کنم، دکتر فرین کمانگر رتبه اول تجربی سال ۶۶ بود، نه هفتاد
ولی خوب شد که این رو هم بگم، اسم ایشان توی آموزش فیزیک کنکور یکی از اسمهای معروف است
۲۳ آبان ۸۹ @ ۲:۵۶ ب.ظ
سلام
والا من مغز نستم، ولی خیلی دوس دارم از این کثافت کاری سران اسلامی و جاهلیت طرفداراشون فرار کنم… خدا شاهده پیش یه عده بت پرست زندگی سخته…
۲۵ آبان ۸۹ @ ۷:۳۰ ب.ظ
محمد حسن رضوی با استفاده از بورسیه وزارت علوم به دلیل حمایت از احمدی نزاد رفته سوییس
http://www.mehrnews.ir/NewsPrint.aspx?NewsID=198245
و لینک
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1613609
نامبرده از حامیان دولت دهم است حتماَ باید بیاد ایران