شیخ فضل الله نوری؛ رهبر مشروطه یا دشمن آن؟ (۱)
شیخ فضل الله نوری در تمام مراحل مخالفت و دشمنی محمدعلی شاه با مشروطهخواهان مشوق و محرک او بود. هنگامی که محمدعلی شاه با محاصره و کشتار مردم تبریز و اعدام مشروطه خواهان به طور علنی به مخالفت با ملت برخاست، نوری نه تنها پشتیبان او بود، بلکه او را به ایستادگی و مقاومت بیشتر هم تحریک میکرد و در نامههایش به مشیر السلطنه به شاه رهنمود میداد.
در یکی از همین نامهها که به مشیر السلطنه نوشته شده است به شاه چنین پیغام میدهد:«صریحا عرض میکنم که به شاه عرض نمایید… که اگر فیالجمله سستی اظهار شود، در این موقع… به اسوء حال گرفتار خواهید شد. این مردم که شاه را میخواهند، محض این است که عَلَم اسلام دست ایشان است و اگر عَلَم را از دست بدهند، مملکت بصد درجه زیاد اغتشاش میشود… اگر فی الجمله، میلی به آن طرف شود [یعنی به طرف مشروطهخواهان] اول حرفی که هست تکفیر است و آن وقت رودخانهها از خون روان میشود… خدا میداند این حمله حضرات [مشروطهخواهان] و عجله ایشان برای این است که آثار این فتح پیش آمد، تبریز نزدیک بتمامی است و بهم خوردن مجلس عثمانی بهتر مقوی برای ما است. دیدند که اگر چند روزی ساکت شوند، دیگر امید دادن مشروطه نخواهد بود، این است که سعد الدوله علیه ما علیه، حضرت سفرا را تهییج مینماید. اگر در این موقع از اعلیحضرت ثبات قدمی ظاهر شود، دیگر گذشته والله والله این تشرها ماخد ندارد. بحمدالله اعلیحضرت مویدند در تقویت اسلام، اگر آنی بخواهد سستی نمایند، اول درجه ضعف است. آنچه را بنده یقین دارم ویقین خودم را بعرض میرسانم این است که غلبه با شماست. هیچ از این بادها نلرزید و اگر فی الجمله لغزشی بشود، دیگر اصلاح نمیشود… اقلا تجربه را از دست ندهید… آدم از جان گذشته خیلی کارها میتواند بکند. مختارید، مختارید.»
*برای اصل این نامه نگاه کنید به: ترکمان، محمد: رسائل، اعلامیهها، مکتوبات…و روزنامه شیخ شهید فضل الله نوری. جلد اول. تهران ۱۳۶۲٫ ناشر: موسسه خدمات فرهنگی. صص ۲۱۶ تا ۲۲۲
پینوشت: بهانهی این نوشته، مجموعه داستانی و تخیلی “سالهای مشروطه” است که این روزها از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود و سعی دارد با قلب تاریخ شیخ فضل الله نوری را رهبر انقلاب مشروطه و دشمن دیکتاتوری محمدعلی شاه نشان دهد. به زودی اسناد دیگری هم برای روشن شدن بیشتر شخصیت شیخ فضل الله نوری منتشر خواهم کرد.