حسینعلی منتظری
تمام تاریخ جهان را که بگردی فقط یک نلسون ماندلا است که با سلام و صلوات از زندان در آمد و یک راست به کاخ ریاست جمهوری رفت و بر صندلی قدرت تکیه زد. او همچنان محبوبترین سیاست مدار جهان است و مایهی افتخار قارهی افریقا و نمونهی مثال زدنی شرافت سیاسی در جهان. در هر شهر و کشوری را که بگردی یک مکانی به نام اوست یا مجسمهای از او در آن خود نمایی میکند. از جلوی پارلمان بریتانیا بگیرید تا اوکلند کالیفرنیا همه جا و همه جا نام اوست که بر سر زبانهاست.
اما اگر مردی که از زندان بدرآمد و بر صندلی قدرت تکیه زد این چنین شایستهی تکبیر و تکریم است دیگر برای مردی که با ارادهی خود صندلی قدرت را رها کرد و آگاهانه زندان را انتخاب کرد چه باید کرد؟
آیت الله حسینعلی منتظری اینگونه مردی بود. نقل است که روزی عبدالله نوری از او خورده گرفته که ای کاش شما چند ماه دیگر دندان بر روی جگر میگذاشتید تا بر جایگاه رهبری بنشینید و سپس شخصا به اصلاح امور بپردازید. منتظری با عتاب پاسخ داده که چگونه میتوانستم ظلم را ببینم و خاموش بنشینم و برای به قدرت رسیدنم زمینه چینی کنم (نقل به مضمون)
و او حبس با عزت را به آن صندلی آلوده به خون ترجیح داد و چه خوب که زنده ماند و دید که مردم هم او را بزرگ نگه داشتند و به خصوص در تجمعات اعتراضی که در این چند ماهه برگزار میکنند عاشقانهترینها را نثار او کردند. بیتردید حسینعلی منتظری شب گذشته وقتی آخرین لحظات زندگیاش را میگذراند خوشحال بود و سربلند. او در سرزمینی که مردمش به مرده پرستی شهرهاند در دوران زندگیاش شناخته شد و کیست که چنین چیزی را تجربه کند و خوشحال از دنیا نرود.
این سر که نشان سرپرستیست / امروز رها ز قید هستیست
با دیدهی عبرتش ببینید / کاین عاقبت وطن پرستیست

