از پشت صحنهها متنفرم
لعنت به برنامههایی که مراحل ساخت و به اصطلاح پشت صحنهی فیلمها را نمایش میدهند. ظرف ده دقیقه گند میزنند به همهی رویاهایی که با دیدن آن فیلمها داشتهای. انگار میخواهند به ریشت بخندند که بدانی بازی خوردهای و اینها “فقط در فیلمها رخ میدهد” و زندگی واقعی از این خبرها نیست.
متنفرم از همهی پشت صحنهها. متنفرم از مصاحبه با عوامل فیلم و کادرهای مسخرهای که دو عاشق و معشوق ِ فیلم را در حالی نشان میدهد که کمترین احساسی در چهرهشان دیده نمیشود. متنفرم از فرش قرمزهایی که قهرمان ِ کشته شدهی آخر فیلم، با کروات و کت شلواری براق بر رویش قدم میزند. از آن فلاش دوربینها متنفرم.
فیلم را باید زندگی کرد، باید وقتی eternal sunshine of the spotless mind را میبینی بروی در کالبد جول و آنجا که تلاش میکند جلوی پاک شدن کلمنتاین از خاطراتش را بگیرد همراهش بدوی و فرار کنی در لابلای خاطرهها. باید وقتی Memento را میبینی لئونارد باشی و ماشه را به روی قاتل همسرت بچکانی و با خونسردی از او عکس بگیری و بروی سراغ قاتل بعدی. باید در Eyes wide shot دکتر هارفورد باشی و بخزی روی تختخوابی که در آن همسرت آلیس خیانتش را تعریف میکند و بعد بروی بیرون و دیوانه بازی در بیاوری. باید در “خوب، بد، زشت” توکو باشی و در آن دوئل سه نفره اسلحهات را خالی بیابی و قلبت بایستد از ترس.
پشت صحنهها ساخته شدهاند تا احساست را به مسخره بگیرند، دور بریزید همهشان را. فیلم را باید زندگی کرد.
۹ آبان ۸۸ @ ۸:۵۸ ق.ظ
جالبه ، من دقیقا برعکس بعد از دیدن یک فیلم دوست دارم پشت صحنه آن را هم ببینم . یجورایی دوتس دارم ببینم شخصیت واقعی پشت این چهره ها چطوریه!