عشق و بخشش از دیدگاه آلبر کامو
[...] من معتقدم که باید نیرومند و خوشبخت بود تا بتوان به تیره بختان کمک کرد. آن بدبختی که زیر بار زندگی شخصی خود به زانو درآمده است نمیتواند به هیچ کس مدد کند.
بر عکس کسی که بر خود و بر زندگی خود مسلط است میتواند واقعا بخشنده و بزرگوار باشد و به راستی چیزی به دیگران بدهد. مردی را میشناختم که زنش را دوست نداشت و از این امر رنج میبرد. تا آن که روزی تصمیم گرفت، از راه ترحم، زندگی خود را وقف همسرش کند. اما از آن روز زندگی زن بیچاره، که تا آن زمان باری قابل تحمل بود، مبدل به جهم واقعی شد. متوجه هستید که فداکاری و از خود گذشتگی مرد تمام و به کمال بود. امروزه مردان و زنانی از این دست هستند که زندگی خود را وقف بشریتی میکنند که چندان دوستش ندارند. این عاشقان عبوس، ازدواجشان برای روزهای تیرهی زندگی است نه روزهای آفتابی.
×بخشی از خطابهای که آلبر کامو در یک سخنرانی تلویزیونی با عنوان “چرا به تئاتر میپردازم” بیان داشته است.
۹ خرداد ۸۸ @ ۹:۵۷ ق.ظ
Good article, Thanks. my name Philip.
۱۷ تیر ۸۸ @ ۸:۳۷ ب.ظ
من آرزو مه یک روز بتونم این جوری زندگی کنم