آتشِ دوست
خوشگلترین نوع دوست داشتن و عشق ورزیدن، آن دوست داشتنیست که هیچ بهانهای برایش نباشد. یکی را دوست بداری و ندانی چرا (و نپرسی چرا). اینجور رابطهها نه آیندهای دارند و نه گذشتهای، هرچه هست در همین حالا خلاصه شده و عظمتِ “اکنون” است که زیباترش میکند. هیچ عاقلی پایش را در چنین ماجرایی نمیگذارد اما “عقل اگر داند که دل اندر بند زلفش چون خوش است / عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما”
ولی زیباتر از همهی اینها میدانید چیست؟ این است که دوستی داشته باشی که او هم به همین اندازه دیوانه باشد…و من یکی دارم، دل همهتان بسوزد.