دوباره زندگی
نزدیک به یک ماه برای ادای فریضهی امتحانات در تبعید بودم. امروز بازگشتم. کلی ایمیل و هزاران آیتم در گوگل ریدر و کتابی که از خواهر مهربانم هدیه گرفتم هست که باید بخوانمشان. از همین الان اگر شروع کنم تا یک ماه دیگر هم تمام نخواهند شد، تازه اگر چیز جدیدی بهشان اضافه نشود. کمی طول میکشد که زندگی به روال عادی برگردد.
اضافه عرضی نیست، فعلا همینها بود برای ثبت در تاریخ.
۳ بهمن ۸۷ @ ۶:۱۶ ب.ظ
باد آمد بوی عنبر آورد…
۳ بهمن ۸۷ @ ۱۱:۵۶ ب.ظ
درووود…
بسیار بسیار خرسندیم که دوباره وجود شما رو حس میکنیم…
خدا قوت جوووون…
ایشالله به همشون میرسی.
بدرووود…