Wordpress Themes

بلاواتار روی وردپرس‌های شخصی

به تازگی وردپرس.دات‌کام برای وبلاگ‌های مجانی‌اش امکانی را فراهم کرده که اختصارا blavatar یعنی blog+avatar نامیده می‌شود. بلاواتار یا favicon “نماد کوچکی در کنار آدرس URL وبلاگ یا وبسایت‌هاست که کاربران را در تشخیص سریع مقصد مورد نظرشان کمک می‌کند٬ در فرمت ico می‌باشد و معمولا در آدرس اصلی تارنما یا تارنگار قرار می‌گیرد.”(جمله‌ی داخل گیومه از وبلاگ sinac)

یعنی آیکونی که در شکل زیر می‌بینید:

دکتر مزیدی امروز این امکان جدید در وردپرس را برای استفاده در وبلاگ‌های رایگان وردپرس معرفی کرده است اگر از وبلاگ‌های رایگان وردپرس استفاده می‌کنید این مطلب را بخوانید. اما اگر مثل من وردپرس را بر روی هاست شخصی دارید قدم به قدم با من جلو بیایید، خودم هم تازه این روش را یاد گرفته ام:

ابتدا وارد سایت http://www.favicon.co.uk بشوید و یک ایکون با اندازه‌ی ۱۶×۱۶ درست کنید. خروجی شما فایل favicon.ico خواهد بود. حالا مراحل زیر را طی کنید:

قدم اول

اگر فایل favicon.ico از قبل در قالب شما وجود دارد آن را از فولدر اصلی قالب پاک بکنید.

قدم دوم

فایل favicon.ico جدید را در شاخه‌ی اصلی قالب‌تان بریزید.

قدم سوم

یک نسخه از فایل favicon.ico را در فولدر اصلی وبسایتتان هم بریزید (مثلا http://example.com/favicon.ico) این کار باعث می‌شود تا آیکون مورد نظرتان برای کسانی که وبلاگ شما را از خوراکش دنبال می‌کنند هم نمایش داده شود.

قدم چهارم

اگر از WP-CACH استفاده می‌کنید آن را پاک کنید و مرورگرتان را (که انشالله فایرفاکس است :دی) ببندید و دوباره باز کنید. البته ممکن است مرورگرتان سماجت بکند و مجبور بشوید اینکار را دوبار انجام بدهید تا بتوانید بلاواتار را ببینید.

قدم پنجم

صفحه وبلاگ‌تان را باز کنید، بلاواتار شما باید به نمایش در بیاید.

منبع:http://codex.wordpress.org

رویای آریایی را از خوراکش دنبال کنید.

عشقِ سال‌های HIV

امروز اول دسامبر و روز جهانی ایدز است.

الان سال‌هاست که ایدز یه بیماری شناخته شده و مرگبار در جهان هستش و تا الان کلی مقاله و کتاب و تحقیق در موردش انجام شده و حتی چندین رمان هم در این زمینه نوشته شده و احتمالا این تلاش‌ها تا دست کم صد سال آینده هم ادامه خواهد داشت.

با این وجود احساس می‌کنم دیگه وقتشه طرز فکرمون راجع به این بیماری رو تغییر بدیم. اونایی که ایدز دارند به اندازه کافی تحت فشار این بیماری هستند و واقعا درست نیست که ما در سالهای پایانی دهه‌ی اول قرن بیست و یکم همچنان مثل آدم‌های قرون وسطی باهاشون رفتار کنیم.

از اونجایی که اگر یک مقدار مراقبت اصولی داشته باشیم به هیچ عنوان به ایدز آلوده نمی‌شیم، پس بیاید آدم‌هایی که ایدز دارند رو بیمار ندونیم و ایدز رو نه یک بیماری بلکه یک موضوع شخصی در نظر بگیریم.

الان سال‌هاست که همه جا دارن جار می‌زنن که ایدز:

  • از طریق هوا، سرفه و عطسه
  • از طریق بوسیدن، تماس پوستی یا دست دادن
  • از طریق استفاده‌ی مشترک از لوازم آشپزی مانند بشقاب، قاشق و چاقو
  • از طریق تماس با صندلی توالت
  • از طریق نیش حشرات یا گاز حیوانات
  • از طریق شنا در استخر‌های عمومی
  • از طریق خوردن غذایی که توسط فرد مبتلا به HIV درست شده باشد

منتقل نمی‌شه! پس چرا باز هم اونها رو از خودمون ترد می‌کنیم و بهشون انگ می‌زنیم؟ آدم وقتی راه‌های انتقال و عدم انتقال ایدز رو بدونه متوجه می‌شه سرماخوردگی راحت تر منتقل می‌شه، چون برای انتقال ویروس ایدز فقط سه راه وجود داره: آمیزش جنسی (تازه اونم آمیزش نا امن)، فرآورده‌های خونی و مادر مبتلا به ایدز!

اگر شما کسی هستید که با همه‌ی دوستانتون رابطه جنسی دارید و یا اینکه از همه دوستانتون قراره خون بهتون تزریق بکنن یا اینکه دوستتون قراره شما رو زایمان کنه که هیچی، اما اگر این سه تا کار رو با همه‌ی دوستاتون نمی‌کنید و باز هم دوست مبتلا به ایدزتون رو از خودتون دور می‌کنید برید خجالت بکشید و همین الان برید بقلش کنید، بهش حالی بکنید که ایدز مثل کمونیسم یه موضوع شخصی هستش و موضوعات شخصی دیگران به ما ربطی نداره. تازه اگر دوست پسر یا دوست دخترتون چنین مشکلی داره، باهاش سکس هم می‌تونید داشته باشید. فقط کاندوم یادتون نره و اگر یادتون رفت، لطفا دور حاملگی رو خط بکشید و اگر هم حاملگی رخ داد، در سقط جنین درنگ نکنید.

این لینک‌ها رو هم نگاهی بیاندازید، مطالبشان تازه و به درد بخور است:

کاندوم بانوان چیست؟

کاندوم آقایان چیست؟

اطلاعاتی درباره‌ی سکس ایمن

اطلاعاتی درباره ایدز – پایگاه اینترنتی جوان سالم

آموزش همگانی ایدز

پیش‌بینی یازده سپتامبر روی دلار آمریکا

داشتم در گوگل به دنبال یک کلیدواژه‌ای می‌گشتم، برخوردم به نتیجه‌ی عجیب و غریب!

اگر یک اسکناس ۲۰ دلار آمریکایی رو به درازا و از طرفی که عکس کاخ سفید هست تا بکنید:

و لبه های این اسکناس رو به طوری که انگار دارید هواپیما درست می‌کنید روی همدیگه بگذارید و بعد اون رو مثل شکل زیر عمودی دستتون بگیرید می‌تونید برج‌های دو قلوی مرکز تجارت جهانی رو ببینید که در آتش دارند می‌سوزند! مثل شکل زیر:

نه هنوز تموم نشده، حالا اسکناس رو برگردونید و پنتاگون رو خواهید دید که داره در آتش می‌سوزه:

از اینجا به بعدش را همه‌تان بلدید، به تا کردن کاغذ ادامه بدید و هواپیما بسازید، روی بال سمت راست هواپیمای کاغذی‌تان کلمه‌ی United خواهد افتاد و روی بال سمت راست کلمه‌ی America می‌افتد. نام دو شرکت هواپیمایی که هواپیما‌هایشان به برج‌های دو قلو برخورد کرد United و American بود. و صد البته اینکه: ۱۱+۹=۲۰$

این ماجرای ۲۰ دلاری رو که دیدم مطمئن بودم هیچی به جز توهم توطئه نیست و مشتی اتفاق هستش. همونطور که یادمه قدیم‌ها روی اسکناس ده تومنی مردم دنبال نقش روباه در ریش مدرس می‌گشتن یا اینکه فکر می‌کردن پشت اسکناس ۲۰ تومنی کلمه‌ی مرگ بر شاه نوشته شده…

اما وقتی یه خورده بیشتر گوگل کردم، دیدم که این قضیه فقط در ۲۰دلاری نیست و اسکناس‌های دلار از ریز به درشت یک داستان رو دارن روایت می‌کنن:

پنج دلاری: برج‌های دوقلو قبل از حمله

ده دلاری: اولین برج آتش گرفته است

بیست دلاری: که راجع بهش نوشتم، هر دو برج در آتش می‌سوزند

پنجاه دلاری: برج‌ها فرو می‌ریزند

نکته اصلی اینجاست که این اسکناس‌ها ده‌ها سال قبل از اینکه برج‌های تجارت جهانی حتی ساخته بشن طراحی شده و بین مردم دست به دست می‌شدن. فارغ از توطئه بودن یا توهم بودن این ماجرا، اونی که اینها رو کشف کرده عجب بیکاری بوده و چه دقتی داشته…

شباهت‌های افشین قطبی و هاروی دنت

هفته‌ی پیش فیلم Dark Knight رو دیدم بالاخره. اما چیزی که الان می‌خواهم راجع به‌اش بنویسم راجع به خود فیلم نیست، بلکه شباهت بی حد و حصر هاروی دنت (ملقب به هاروی دو چهره) به افشین قطبی خودمان است.

(هشدار: ممکن است بخش‌های کوچکی از داستان Dark Knight در آنچه که این زیر می‌آید لو داده شده باشد)

بگذارید مرور بکنیم:

شخصیت هاروی دنت: یک وکیل خوشنام و محبوب مردم، کسی که توانست خاندان مافیایی مارونی را در دادگاه به روز سیاه بنشاند. او به کمک بتمن تعداد زیادی از خلافکاران شهر را سرجایشان می‌نشاند و امنیت و امید را به شهر باز می‌گرداند. همه مردم او را مثل یک قهرمان می‌پرستند و به انسانیتی که فکر می‌کردند دیگر نخواهند دید، مجددا ایمان می‌آورند. او شوالیه‌ی سفید شهر است، قهرمانی که، برخلاف بتمن، نقاب ندارد و خود بتمن هم می‌گوید که او قهرمانی است که با وجودش شهر دیگر نیاز به بتمن نخواهد داشت.

اما ژوکر برای از بین بردن امید به خوبی در بین مردم، دست روی بهترین آنها می‌گذارد. او هاروی دنت را هدف می‌گیرد تا با کشاندن او به دام پلیدی، به مردم نشان بدهد که حتی هاروی دنت هم آنقدر ها که فکر می‌کنید آدم خوبی نیست و خوبی مرده است. برای رسیدن به این هدف ژوکر دوست‌دختر هاروی دنت را (که عشق مشترک هاروی و بتمن است) می‌کشد و هاروی نیز در سوء قصدی نیمی از صورتش می‌سوزد و نیم دیگر آن سالم باقی می‌ماند. بعد از این دو حادثه هاروی دنت، به تحریک ژوکر، شروع به کشتن کسانی می‌کند که به گمانش در مرگ دوست‌دخترش مقصر بودند. او خانواده شریف ترین پلیس شهر را گروگان می‌گیرد و قصد کشتن آنها را دارد که بتمن از راه می‌رسد و هاروی دنت را می‌کشد و…

تا همینجایش را داشته باشید و حالا برویم سراغ شخصیت افشین قطبی…

شخصیت افشین قطبی: یک ایرانی تحصیل کرده در فرنگ که پس از چهل سال به کشورش باز گشته تا در آن خدمت بکند. او صاف و ساده است. ادبیاتش جدید است. به همه احترام می‌گذارد، بعد از پایان بازی به طرف مربی حریف می‌رود و دستش را می‌فشارد. البته هیچ‌کدام از اینها آنقدر‌ها هم عجیب و غریب نبودند تا اینجای کار افشین قطبی با جلال طالبی(در فرنگ رفته بودن) و مجید جلالی(در احترام به داور و حریف) و بیژن ذوالفقارنسب  هیچ تفاوتی نمی‌کند. تفاوت اصلی او شاید فقط این بود که کلمات انگلیسی هم وسط صحبت‌هایش شوت می‌کرد تا دل ما مردم ندید بدید برایش قنج برود و با دست نشانش بدهیم.

افشین از چیز‌هایی حرف می‌زد که برای ما سال‌ها بود که مرده بودند و خرمایش را هم خورده بودیم. او از عشق می‌گفت، از اینکه باید دل شیر داشت و از هیچ چیز نترسید. او برایمان می‌گفت که مهم نیست شش امتیاز کم شده باشد، اگر عاشق باشی باز هم قهرمانی… و این کلمات همچون اکسیری بر مس ما افتاد و قلب‌هایمان را زر کرد. او امید را به شهر ما آورد و نشان داد چیزی که گمان می‌کردیم وجود ندارد واقعا وجود دارد و حقیقی است. اما ژوکر اینبار هم برای نا امید کردن ما، محبوب ترین‌مان را انتخاب کرد. ژوکر به افشین القا کرد که از پرسپولیس بزرگتر است. ژوکر حبیب کاشانی را به روزی انداخت که برود دم در خانه‌ی افشین و التماس بکند که نرو، ژوکر هدایتی را بر خلاف رسم همیشگی، به دوبی فرستاد تا قرار داد مربی به جای اینکه در دفتر باشگاه ثبت بشود در هتل خارج از کشور ثبت بشود. ژوکر برای ما ماجرای همسر و دو دختر افشین در آمریکا و همچنین معشوقه‌ی کره‌ای او را لو داد تا او را پیش ما بشکند. ژوکر افشین را به روزی رساند تا به خبرنگاران بگوید حیوان، بگوید شما خارج نرفته‌اید وگرنه از دی‌کارمو انتقاد نمی‌کردید. ژوکر می‌خواست به ما نشان بدهد که حتی افشین هم می‌تواند بد باشد. نمی‌خواست تا او امپراتور قلب‌های ما باشد.

×××

افشین قطبی و هاروی دنت هر دو به طور ناگهانی غیب شدند. مردم شهر گاتهام هرگز نفهمیدند که هاروی دنت خانواده‌ی رییس پلیس را گروگان گرفته بود و می‌خواست آنها را بکشد. مردم شهر تهران هم هرگز نفهمیدند که افشین هفتاد درصد قراردادی که برای دست کم پنجاه بازی بسته بود را بعد از چهارده بازی گرفت و برای مارکو و دی‌کارمو دلالی کرد و فلنگ را بست و هرگز نخواهند فهمید که…

اینکه افشین هم مثل هاروی دنت دو چهره بود و ژوکر تنها یک محرک برای نمایش روی دیگر آنها بود چندان مهم نیست. هیچ کس نمی‌تونه برای همیشه دروغ بگه و سرانجام روزی مشتش باز خواهد شد و نقابش خواهد افتاد. بتمن بعد از اینکه هاروی دنت را از بین برد و خانواده‌ی پلیس را نجات داد به گوردون گفت:«بعضی وقتا حقیقت اونقدر‌ها هم خوب نیست. بعضی وقتا مردم لیاقت چیز بیشتری رو دارن. بعضی وقتا مردم باید ببینن که ایمانشون پاداش خوبی رو به همراه داشته» و از گوردون خواست که حقیقت رو به مردم نگه و به اونها نگه هاروی دنت چیکار کرد و نگه قهرمانی که همه به او امید داشتن تبدیل به چه چهره مخوفی شد.

افشین قطبی، به غلط یا درست، نماد قهرمانی بود که شهر ما به او نیاز دارد هرچند که لیاقتش را ندارد. اشتباه نکنید، منظور من شخص افشین قطبی نیست، منظورم تصوری است که عموم مردم از او در ذهنشان دارند. بگذارید حقایق در مورد افشین قطبی ناگفته بماند، «بعضی وقت‌ها حقیقت اونقدر‌ها هم خوب نیست» بگذارید حداقل امید برای مردم باقی بماند.

آدم‌ها دو دسته‌ان(۱)

آدم‌ها دو دسته‌ان،

اونایی که اعتقاد دارن آدم‌ها دو دسته‌ان و اونایی که اعتقاد ندارن آدم‌ها دو دسته‌ان!