شباهتهای افشین قطبی و هاروی دنت
هفتهی پیش فیلم Dark Knight رو دیدم بالاخره. اما چیزی که الان میخواهم راجع بهاش بنویسم راجع به خود فیلم نیست، بلکه شباهت بی حد و حصر هاروی دنت (ملقب به هاروی دو چهره) به افشین قطبی خودمان است.
(هشدار: ممکن است بخشهای کوچکی از داستان Dark Knight در آنچه که این زیر میآید لو داده شده باشد)
بگذارید مرور بکنیم:

شخصیت هاروی دنت: یک وکیل خوشنام و محبوب مردم، کسی که توانست خاندان مافیایی مارونی را در دادگاه به روز سیاه بنشاند. او به کمک بتمن تعداد زیادی از خلافکاران شهر را سرجایشان مینشاند و امنیت و امید را به شهر باز میگرداند. همه مردم او را مثل یک قهرمان میپرستند و به انسانیتی که فکر میکردند دیگر نخواهند دید، مجددا ایمان میآورند. او شوالیهی سفید شهر است، قهرمانی که، برخلاف بتمن، نقاب ندارد و خود بتمن هم میگوید که او قهرمانی است که با وجودش شهر دیگر نیاز به بتمن نخواهد داشت.
اما ژوکر برای از بین بردن امید به خوبی در بین مردم، دست روی بهترین آنها میگذارد. او هاروی دنت را هدف میگیرد تا با کشاندن او به دام پلیدی، به مردم نشان بدهد که حتی هاروی دنت هم آنقدر ها که فکر میکنید آدم خوبی نیست و خوبی مرده است. برای رسیدن به این هدف ژوکر دوستدختر هاروی دنت را (که عشق مشترک هاروی و بتمن است) میکشد و هاروی نیز در سوء قصدی نیمی از صورتش میسوزد و نیم دیگر آن سالم باقی میماند. بعد از این دو حادثه هاروی دنت، به تحریک ژوکر، شروع به کشتن کسانی میکند که به گمانش در مرگ دوستدخترش مقصر بودند. او خانواده شریف ترین پلیس شهر را گروگان میگیرد و قصد کشتن آنها را دارد که بتمن از راه میرسد و هاروی دنت را میکشد و…
تا همینجایش را داشته باشید و حالا برویم سراغ شخصیت افشین قطبی…
شخصیت افشین قطبی: یک ایرانی تحصیل کرده در فرنگ که پس از چهل سال به کشورش باز گشته تا در آن خدمت بکند. او صاف و ساده است. ادبیاتش جدید است. به همه احترام میگذارد، بعد از پایان بازی به طرف مربی حریف میرود و دستش را میفشارد. البته هیچکدام از اینها آنقدرها هم عجیب و غریب نبودند تا اینجای کار افشین قطبی با جلال طالبی(در فرنگ رفته بودن) و مجید جلالی(در احترام به داور و حریف) و بیژن ذوالفقارنسب هیچ تفاوتی نمیکند. تفاوت اصلی او شاید فقط این بود که کلمات انگلیسی هم وسط صحبتهایش شوت میکرد تا دل ما مردم ندید بدید برایش قنج برود و با دست نشانش بدهیم.
افشین از چیزهایی حرف میزد که برای ما سالها بود که مرده بودند و خرمایش را هم خورده بودیم. او از عشق میگفت، از اینکه باید دل شیر داشت و از هیچ چیز نترسید. او برایمان میگفت که مهم نیست شش امتیاز کم شده باشد، اگر عاشق باشی باز هم قهرمانی… و این کلمات همچون اکسیری بر مس ما افتاد و قلبهایمان را زر کرد. او امید را به شهر ما آورد و نشان داد چیزی که گمان میکردیم وجود ندارد واقعا وجود دارد و حقیقی است. اما ژوکر اینبار هم برای نا امید کردن ما، محبوب ترینمان را انتخاب کرد. ژوکر به افشین القا کرد که از پرسپولیس بزرگتر است. ژوکر حبیب کاشانی را به روزی انداخت که برود دم در خانهی افشین و التماس بکند که نرو، ژوکر هدایتی را بر خلاف رسم همیشگی، به دوبی فرستاد تا قرار داد مربی به جای اینکه در دفتر باشگاه ثبت بشود در هتل خارج از کشور ثبت بشود. ژوکر برای ما ماجرای همسر و دو دختر افشین در آمریکا و همچنین معشوقهی کرهای او را لو داد تا او را پیش ما بشکند. ژوکر افشین را به روزی رساند تا به خبرنگاران بگوید حیوان، بگوید شما خارج نرفتهاید وگرنه از دیکارمو انتقاد نمیکردید. ژوکر میخواست به ما نشان بدهد که حتی افشین هم میتواند بد باشد. نمیخواست تا او امپراتور قلبهای ما باشد.
×××
افشین قطبی و هاروی دنت هر دو به طور ناگهانی غیب شدند. مردم شهر گاتهام هرگز نفهمیدند که هاروی دنت خانوادهی رییس پلیس را گروگان گرفته بود و میخواست آنها را بکشد. مردم شهر تهران هم هرگز نفهمیدند که افشین هفتاد درصد قراردادی که برای دست کم پنجاه بازی بسته بود را بعد از چهارده بازی گرفت و برای مارکو و دیکارمو دلالی کرد و فلنگ را بست و هرگز نخواهند فهمید که…
اینکه افشین هم مثل هاروی دنت دو چهره بود و ژوکر تنها یک محرک برای نمایش روی دیگر آنها بود چندان مهم نیست. هیچ کس نمیتونه برای همیشه دروغ بگه و سرانجام روزی مشتش باز خواهد شد و نقابش خواهد افتاد. بتمن بعد از اینکه هاروی دنت را از بین برد و خانوادهی پلیس را نجات داد به گوردون گفت:«بعضی وقتا حقیقت اونقدرها هم خوب نیست. بعضی وقتا مردم لیاقت چیز بیشتری رو دارن. بعضی وقتا مردم باید ببینن که ایمانشون پاداش خوبی رو به همراه داشته» و از گوردون خواست که حقیقت رو به مردم نگه و به اونها نگه هاروی دنت چیکار کرد و نگه قهرمانی که همه به او امید داشتن تبدیل به چه چهره مخوفی شد.
افشین قطبی، به غلط یا درست، نماد قهرمانی بود که شهر ما به او نیاز دارد هرچند که لیاقتش را ندارد. اشتباه نکنید، منظور من شخص افشین قطبی نیست، منظورم تصوری است که عموم مردم از او در ذهنشان دارند. بگذارید حقایق در مورد افشین قطبی ناگفته بماند، «بعضی وقتها حقیقت اونقدرها هم خوب نیست» بگذارید حداقل امید برای مردم باقی بماند.

۵ آذر ۸۷ @ ۵:۵۷ ب.ظ
عالی بود. زیبا نوشته اید
۵ آذر ۸۷ @ ۶:۱۰ ب.ظ
اردشیر جان
از دید من قطبی امید را کشت امید به داشتن مر دان نیک با گفتار نیک و پندار نیک و کر دار نیک این یک واقعیت است و تشبیه تو کاملا درست است
۵ آذر ۸۷ @ ۱۰:۴۲ ب.ظ
تشبیه فوق العاده قشنگی بود ولی در کل فوتبال چیز مزخرفی هست
و یه صنعته که همه دارن ازش پول درمیارن به غیر از تماشاگرها و
طرفدارها ! بازی قشنگی هم نیست که آدم دنبالش کنه کلی ورزش
جالب تر هست ، خصوصآ ورزش های غیر گروهی که کمتر توشون
از این مسخره بازی ها هست
.
۶ آذر ۸۷ @ ۶:۴۵ ق.ظ
من مدتهاست که اخبار فوتبال رو دنبال نمیکنم بنابراین شرح ماوقع رو نمیدونم. فقط میدونم که هر انسانی خوب و بد داره. به نظر من اعتقاد به خوبی مطلق یا بدی مطلق زیان آوره. به نظر من بت ساختن از کسی و یا شر مطلق ساختنه که به ضرر مردمه.
نکته دیگه اینکه معتقدم زندگی حرفه ای هر فرد جدا از زندگی خانوادگیشه. اینکه قطبی دوست دختر کره ای داره یا نداره به همسرش ربط داره نه به مردم ایران و نه به فوتبال…..
۲ شهریور ۸۸ @ ۱۰:۱۵ ب.ظ
در مورد قطبی خیلی بد قضاوت کردید و هیچ شباهتی بین اینا نیست. خیلی ها میخوان که قطبی رو خراب کنن شما هم حرف اون افراد رو شنیدید ولی واقعیت چیزه دیگه ایه.دیدید که قطبی پول رو برگردوند. در مورد دلالی و چیزای دیگه هم اشتباه کردید.