Wordpress Themes

در انتظار صبح

 

eatcook_select_imgقلم و کاغذ را برداشتند و حساب کردند: چند عدد، مقداری ضرب، کمی تقسیم. خبر تاریکی است. آه بله درست است این شب چند لحظه از دیشب و فرداشب طولانی‌تر است. و اینگونه است که مهم می‌شوی ای صبح. 

«کجایی ای صبح امید؟» این سخن نیاکان من است، وقتی که نگران از طولانی‌تر شدن غیبتت به آسمان تاریک می‌نگریستند و یا دور هم جمع می‌شدند تا باده‌ای بنوشند و برای لحظه‌ای غم نبودن تو را از یاد ببرند و انتظار به سر آمدن تاریکی و طلوع تو را بر خود سهل کنند. آنها هم مثل من فراقت را، حتی برای یک لحظه، باور نداشتند و به تجربه بهشان ثابت شده بود که بر می‌گردی و کلبه‌ی احزان را گلستان می‌کنی.

صبح همیشه پس از یلدا زیبا‌تر است. دل‌ها برایش نگران‌تر و چشم‌ها به طلوعش خیره‌تر است. یلدا بهانه‌ است تا یاد بگیریم درس انتظار را و ایمان بیاوریم که تا نیست غیبتی نبود لذت حضور. تا باور کنیم که از غم هجران ِ صبح گله نباید کرد و به می ز دل ببریم هول شب تاریک را و بدانیم که در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور.

ساک ساک

یکی از شیرین ترین خاطراتی که از کودکی‌ام به یاد دارم قایم موشک بازی کردن با پدربزرگم است. البته همیشه من موفق تر بودم و زودتر پدربزرگم را پیدا می‌کردم، چون مادرم کمک می‌کرد و یواشکی جای مخفی شدن بابا را به من می‌گفت. بزرگتر که شدم فهمیدم خود پدربزرگم به مادرم سپرده بود که اگر من موفق نشدم تا دو سه دقیقه او را پیدا کنم، مادرم جای مخفی شدنش را به من بگوید تا یک وقت من احساس ناتوانی نکنم.

بر خلاف استعداد ضعیفم در پیدا کردن مکان مخفی شدن پدربزرگم، در قایم شدن مستعد بودم و ایده‌های خوبی داشتم. جثه‌ام هم کوچک بود (مثل همین حالا) و به راحتی در هر روزنه‌ای خودم را جا می‌دادم. از داخل کشو بگیرید تا درون سبد لباس‌های چرک که در انتظار روشن شدن ماشین لباسشویی بودند.

حالا سال‌ها از فوت پدربزرگم می‌گذرد ولی من همچنان قایم موشک بازی می‌کنم. هنوز هم همانقدر در مخفی شدن باهوش و خلاقم و چند ماهی است که در category(دسته) وبلاگم چند موضوع جدید اضافه کرده‌ام و خودم را در آنها مخفی می‌کنم تا شاید روزی کسی که من را مثل پدربزرگم دوست داشته باشد بیاید و پیدایم کند تا با هم جیغ بزنیم و بگوید:

پیدات کردم؛ ساک ساک.

کنفرانس

کنفرانس همایشی از افراد مهم است که به تنهایی کاری نمی‌توانند انجام بدهند اما متفقا می‌توانند تصمیم بگیرند که هیچ کاری نمی‌شود کرد.

فرد آلن، فکاهی نویس آمریکایی

دیکتاتوری یا دموکراسی؟

 فرق بین دموکراسی و دیکتاتوری این است که در دموکراسی اول رای می‌دهی و بعد فرمان می‌بری، در دیکتاتوری نباید وقتت را برای رای دادن تلف کنی.

چارلز بوکفسکی، مولف و شاعر آمریکایی

انسان امروزی…

من گاه به اندیشه‌ی آنچه مورخان آینده درباره‌ی ما خواهند گفت فرو می‌روم. در مورد انسان امروزی یک جمله برای آنها کافی است: “او زنا می‌کرده و روزنامه می‌خوانده است.” بعد از این تعریف گویا، اگر جسارت نشود، چیزی برای گفتن نمی‌ماند.

سقوط
آلبر کامو