سینمایی به وسعت قلبها
در یکی از آخرین شمارههای هفتهنامهی شهروند امروز، رضا کیانیان یادداشتی نوشته بود با عنوان “بدون سینما هرگز” و در آن از تجربهی فیلم دیدن با پسرش نوشته بود و از لحظاتی گفته که مینشیند و با پسرش فیلمهای مورد علاقه اش را تماشا میکند و لذت میبرد. (اینجا کاملش را بخوانید)
شاید اگر یکسال قبل از من میپرسیدید میگفتم که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که بنشینم در اتاقی تاریک و هدفونهایم را به گوش بگذارم و در سکوت مطلق فیلم ببینم. اما حالا باید بگویم که با رضا کیانیان هم عقیدهام و فیلم دیدن دو نفره (به خصوص اگر طرف همفکر و هم سلیقهات باشد) واقعا لذت بخش است.
اینها را گفتم تا بگویم که من هم مدتی است که با دوست مهربانی که ساکن ونکوور کانادا است فیلم میبینم! نه اشتباه متوجه نشدید، او در اتاقش در ونکوور نشسته و من هم در اتاقم در تهران و باز هم با هم فیلم میبینیم! روش کار هم ساده است و مواد اولیهی چندانی نمیخواهد. تنها کافی است دوستی داشته باشید که به اندازهی خودتان دیوانه باشد و یکی از طرفین هم سرعت اینترنت خوبی داشته باشد و طرف دیگر هم کیف دیویدی هایش پر و پیمان باشد. آن وقت است که میتوانید بنشینید و با او فیلمهای خوب ببینید و هرچند دقیقه راجع به سکانسهایش ابراز احساسات کنید و نظر بدهید. به همین راحتی فاصلهی ده هزار کیلومتری تهران تا ونکوور و اختلاف دوزاده و نیم ساعته برداشته میشود و لذت تماشای فیلم در کنار دوستتان را تجربه خواهید کرد و تازه بعد از فیلم هم میتوانید چند دقیقه راجع به آن صحبت کنید و افکارتان را مرتب کنید.
تا الان فکر کنم بیشتر از ده فیلم را به این ترتیب با هم دیدهایم، آخرینش هم دیشب بود که یک فیلم فرانسوی بی نظیر را دیدیم با نام Le Fabuleux destin d’Amélie Poulain یا “سرنوشت افسانهای امیلی پاولین” که یک کمدی رومانتیک معرکه است و میتواند روی زندگی مخاطبش تاثیر بگذارد. راجع به این فیلم بعدا خواهم نوشت. اما این را نوشتم که بعد از این “اگر شبی، نصفه شبی به کسونی مثل ما قلندر و مست و خراب” برخوردید که در نوار وضعیتشون نوشتند:”watching movie with Elham” هی سوال پیچ نکنید که این الهام کیست که نصفه شبی داری با او فیلم میبینی و اگر جوابتان را ندادم فحشم ندهید، چون نمیشود فیلم را pause کنم (و اگر بشود هم نمیکنم!)
۲۹ آبان ۸۷ @ ۹:۲۴ ب.ظ
دروووود…
هررر…هررر… اون اخرش خیلی باحال بوددد… حالا که اینطور شد من هی میام میپرسم الهام خانوم کیه ه ه ه؟!!(هررر…هررر…)…
به حمد و توفیق الهی هنوز نصیب ما نشده که اینطور چیزی از شما ببینیم…
منم فیلم دیدن دوتایی بلکم چندتایی رو بدون سر صدا رو دوست دارم که حتی در اخرش بشه نقدش کرد و در موردش بحثم کرد ولی خب کم پیش میاد و ترجیحااا باید تنهایی فیلم ببینم…
و اما امان از قدرت خدا و تکنولوژی که چطور ملت رو به هم میوصلونه…خوشحال شدیم همچون دوستی دارید… بهتون و بهشون بابت همچون تویی و اوشون بابت همچون شمایی تبریک میگوییم(چی گفتم؟خودمم نفهمیدم والا)…
پایدار باشی همیشه…
۳۰ آبان ۸۷ @ ۱۲:۲۷ ق.ظ
سلام
جالب بود.دیدن فیلم دونفره اونم با اینهمه فاصله…
ایکاش منم بقدر شما از این تکنولوژی ها سردرمیاوردم اونوقت یکی رو اونطرف دنیا هم شده پیدا میکردم که بشه باهاش فیلم دید.
مطلب عشق تون هم بامزه بود خصوصا اظهار نظر دوستان
شادزی
۳۰ آبان ۸۷ @ ۱۰:۴۴ ق.ظ
ار دی جان
به و اقع فاصله ها فقط آن چیزی که در ذهنمان می گذرد