اینه معنی روزمرهگی
صبح:
کمی زودتر از خواب بیدار شدم. صورتم را اصلاح کردم و رفتم دانشگاه که دوستی به من برنامه نویسی یاد بدهد. البته فرصتی برای درس خواندن باقی نماند.
ظهر:
از دانشگاه به خانه برگشتم و آنقدر ذهنم درگیر بود که یادم رفت نهار بخورم. سعی کردم خودم را سرگرم کنم، فایده نداشت. خوابیدم…بعد از مدت ها خواب آرامی را تجربه کردم. حیف که یک ساعت بیشتر طول نکشید و با فشار گرسنگی از خواب بیدار شدم.
بعد از ظهر:
به علی تلفن زدم و نظرش را راجع به شرکت در مسابقه ویدیوی دموکراسی پرسیدم، همونطوری که انتظار داشتم استقبال کرد و حرف های خوبی رد و بدل شد و به زودی قرار است بنشینیم و سناریویی بنویسیم و در سه دقیقه این عبارت را کامل کنیم: "دموکراسی عبارت است از…"
عصر:
دلم برای دوست مهربانی تنگ است، به کافی نت آمده ام شاید در گوشه ای از دنیای اینترنت پیدایش کنم ولی نیست، قرار بود فتوبلاگم را افتتاح بکند ولی انگار پیغامم به دستش نرسیده.
تصمیم میگیرم که یادداشتی برای وبلاگم بنویسم، ایدهای که برای فیلم سک/سی حاج آقا گلستانی در ذهنم بود چطور است؟ نه خیلی نیاز به تمرکز دارد. چطور است سفره دلم را باز بکنم و بنویسم که چه بر سر اردشیر اردیبهشت ماه آمده؟ نه حوصلهاش را ندارم. اصلا چطور است لحظههای امروزم را ثبت کنم؟ آره این بهترین کار است پس مینوسم:
صبح:
کمی زودتر از خواب بیدار شدم. صورتم را اصلاح کردم و رفتم دانشگاه که دوستی به من برنامه نویسی یاد بدهد. البته فرصتی برای درس خواندن باقی نماند.
…
۲ آبان ۸۷ @ ۹:۴۹ ب.ظ
و واقعا زندگی همینه!
۳ آبان ۸۷ @ ۹:۴۶ ب.ظ
salam ardeshir jan.az inke be webloge kochake man sar zadi mamnonan va hamchenin az inke eybha va eyrad haye lazem ra shoma dostan be man gosh zad mikonin omidvaram in ozrkhahi ma ra ghabol koni ..haminja mikham azaton ejaze begiram ke bishtar az matalebe shoma va albatee ba zekre manba estefade konam ! mamnon misham .atefeh
اردشیر:
نقل مطالب با ذکر منبع و لینک به مطلب اصلی اشکالی که ندارد هیچ، توصیه هم میشود
۴ آبان ۸۷ @ ۲:۰۸ ب.ظ
چه بر سر ار د شیر ار د بیهشت آمد ؟
من می گو ئم ار دشیر همان ار دشیر هست منتهی در معبد سکو تی که به دنبال فر یاد عشق است