Wordpress Themes

راهنمای ساخت تصاویر پانوراما بدون درد و خونریزی

دیدم یکی از بچه‌ها در فریندفید برای ساختن عکس‌های پانوراما به مشکل برخورده بود و از آنجا که زکات علم انتشار آن است (تکبیر) تصمیم گرفتم روش ساختن عکس‌های پانوراما توسط Photoshop CS3 رو که خودم هم تازه یاد گرفتم اینجا بگذارم. واقعا وقتی این مطلب رو بخونید متوجه خواهید شد که ساختن عکس‌های زیبای پانوراما فوق العاده آسون تر از چیزی هست که فکرش رو می‌کنید. ولی قبل از اون تذکر بدم که این روش در نسخه‌های قدیمی‌تر فتوشاپ به صورت دیگه‌ای هستش که من بلد نیستم. این راهنما برای نسخه‌ی CS3 نوشته شده:

قدم اول اینه که دوربین‌تون رو بردارید و یک منظره مناسب پیدا بکنید. اگر سه پایه داشته باشید کار واقعا آسون می‌شه و نتیجه فوق العاده خواهد بود اما من بدون پایه هم عکس پانوراما گرفتم و فقط کافیه یکجا بایستید و عکس بندازید و درجای خودتون شصت درجه(حدودا) بچرخید و عکس بعدی رو بندازید. سه چهار تا عکس که انداختید برگردید خونه و فتوشاپ CS3 رو اجرا کنید و این مراحل رو با من انجام بدید،

ادامه مطلب را بخوانید »

سینمایی به وسعت قلب‌ها

در یکی از آخرین شماره‌های هفته‌نامه‌ی شهروند امروز، رضا کیانیان یادداشتی نوشته بود با عنوان “بدون سینما هرگز” و در آن از تجربه‌ی فیلم دیدن با پسرش نوشته بود و از لحظاتی گفته که می‌نشیند و با پسرش فیلم‌های مورد علاقه اش را تماشا می‌کند و لذت می‌برد. (اینجا کاملش را بخوانید)

شاید اگر یکسال قبل از من می‌پرسیدید می‌گفتم که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که بنشینم در اتاقی تاریک و هدفون‌هایم را به گوش بگذارم و در سکوت مطلق فیلم ببینم. اما حالا باید بگویم که با رضا کیانیان هم عقیده‌ام و فیلم دیدن دو نفره (به خصوص اگر طرف هم‌فکر و هم سلیقه‌ات باشد) واقعا لذت بخش است.

اینها را گفتم تا بگویم که من هم مدتی است که با دوست مهربانی که ساکن ونکوور کانادا است فیلم می‌بینم! نه اشتباه متوجه نشدید، او در اتاقش در ونکوور نشسته و من هم در اتاقم در تهران و باز هم با هم فیلم می‌بینیم! روش کار هم ساده است و مواد اولیه‌ی چندانی نمی‌خواهد. تنها کافی است دوستی داشته باشید که به اندازه‌ی خودتان دیوانه باشد و یکی از طرفین هم سرعت اینترنت خوبی داشته باشد و طرف دیگر هم کیف دی‌وی‌دی هایش پر و پیمان باشد. آن وقت است که می‌توانید بنشینید و با او فیلم‌های خوب ببینید و هرچند دقیقه راجع به سکانس‌هایش ابراز احساسات کنید و نظر بدهید. به همین راحتی فاصله‌ی ده هزار کیلومتری تهران تا ونکوور و اختلاف دوزاده و نیم ساعته برداشته می‌شود و لذت تماشای فیلم در کنار دوستتان را تجربه خواهید کرد و تازه بعد از فیلم هم می‌توانید چند دقیقه راجع به آن صحبت کنید و افکارتان را مرتب کنید.

تا الان فکر کنم بیشتر از ده فیلم را به این ترتیب با هم دیده‌ایم، آخرینش هم دیشب بود که یک فیلم فرانسوی بی نظیر را دیدیم با نام  Le Fabuleux destin d’Amélie Poulain یا “سرنوشت افسانه‌ای امیلی پاولین” که یک کمدی رومانتیک معرکه است و می‌تواند روی زندگی مخاطبش تاثیر بگذارد. راجع به این فیلم بعدا خواهم نوشت. اما این را نوشتم که بعد از این “اگر شبی، نصفه شبی به کسونی مثل ما قلندر و مست و خراب” برخوردید که در نوار وضعیتشون نوشتند:”watching movie with Elham” هی سوال پیچ نکنید که این الهام کیست که نصفه شبی داری با او فیلم می‌بینی و اگر جوابتان را ندادم فحشم ندهید، چون نمی‌شود فیلم را pause کنم (و اگر بشود هم نمی‌کنم!)

قطار رفت…

قطار رفت

بی صبرانه جابجا می‌شوم

روی نیمکتی در ایستگاه

جا نمانده‌ام

سال‌هاست

منتظرِ

قطار بعدی‌ام

×شهاب مقربین

شهروند امروز توقیف شد؛ چشم‌ها در انتظار تلویزیون بی‌بی‌سی

یکی دو هفته پیش بود که در پاسخ به این سوال که «تازگی‌ها کتاب جدید چی خوندی؟» جواب دادم:«مگه شهروند امروز واسه آدم وقت کتاب خوندن می‌ذاره؟ هنوز یک شماره اش رو تموم نکردم که شماره بعدیش چاپ می‌شه!» و به شوخی گفتم:«کی تعطیلش می‌کنن راحت بشیم!»

و دیشب این شوخی تلخ به واقعیت پیوست و هفته‌نامه «شهروند امروز» هم به جمع صدها نشریه توقیف شده اضافه شد. نمی‌دانم در تحریریه‌ی این هفته‌نامه الان چه می‌گذرد، می‌دانم که دوستان روزنامه‌نگارم همه آب‌دیده شده‌اند در مقابل این همه توقیف و احضار و اخطار اما گناه من چیست که به خواندن شهروند امروز معتاد شده‌ام؟ تقصیر من چیست که هر هفته مسیر رفت و برگشتم به دانشگاه را با ورق زدن شهروند امروز طی می‌کردم؟

آقایانی که به خودشان اجازه می‌دهند تا برای کشور‌های دیگر هم تصمیم بگیرند و به تصمیم بی‌بی‌سی برای افتتاح تلویزیون فارسی می‌تازند و به روزنامه‌نگارانی که در پی امنیت شغلی و محیطی آزاد با رسانه‌های غربی همکاری می‌کنند با احضار و اخطار و هشدار مقابله می‌کنند حالا باید بیایند و پاسخگو باشند که آیا روزنامه‌نگاری که برای شهروند امروز می‌نوشت حق ندارد به بی‌بی‌سی فارسی که چند روز دیگر آغاز به کار می‌کند و یا به یورونیوز و سی‌ان‌ان که در آینده قرار است فارسی بشوند برود و تقاضای کار بکند؟ آیا من که همه اوقات فراغتم را به مطالعه‌ی شهروند امروز اختصاص می‌دادم حق ندارم که لحظه شماری بکنم تا تلویزیون بی‌بی‌سی کارش را شروع بکند؟ حق ندارم که گوش به صدای رادیو آلمان و رادیو ‌زمانه داشته باشم؟

انتخابات و شور مردم‌سالاری در آمریکا هنوز فروکش نکرده است و اولین واکنش دولت ایران تعطیلی یکی از بهترین محصولات مطبوعاتی تاریخ رسانه‌ای ایران بوده است. حالا شاید فرصتی باشد برای کتاب خواندن. راستی، تازگی‌ها کتاب جدید چه خوانده‌اید؟

مرتبط:

هفته‌نامه‌ی «شهروند امروز» توقیف شد - فارس

تحلیل خبر: توقیف شهروند امروز - نگاه نو

خزان مطبوعات دامن شهروند امروز را گرفت - فردا

مهم نیست دلیل توقیف شهروند امروز چه بوده - فهیمه خضرحیدری

توهم «شهروند» بودن - ساسان آقایی

وبسایت هفته‌نامه‌ی شهروند امروز

عشق یعنی…(۲)

love is
عشق یعنی…
تفاوت داشتن! نه با یکدیگر، بلکه با دیگران!