Wordpress Themes

فرکانس های مخابراتی و فرکانس های عاشقانه

 
امروز صبح برای تهیه استعلامی برای یک امر خیر(!) به کلانتری رفته بودم. سرهنگ کردیان که دوست پدرم هست گفت که آدرس شما به کلانتری ما نمی خورد، باید به کلانتری ۱۴۷ گلبرگ بروی، تا آمدم خداحافظی کنم گفت: صبر کن با هم برویم. من هم انجا کار دارم و کار تو را هم راه می اندازم. سوار مرسدس بنز پلیس شدیم و یک سرباز پشت فرمان نشست و سرهنگ کنار دستش، من هم روی صندلی های عقب بنز سواری را تجربه می کردم که ناگهان صدای بیسیم ماشین بلند شد: مرکز یک مورد تصادف در خیابان آیت گزارش شده، دستور چی می فرمایید؟ مرد دیگری جواب داد: بچه ها رو فرستادیم اونجا، شما به گشت ادامه بدید.
به سرهنگ گفتم که آیا همه مکالمات بین نیرو های دیگر از اینجا شنیده می شود؟ گفت نه فقط مکالماتی که با فرکانس بیسیم ما هماهنگ است به گوش می رسد. ساکت شدم و کنجکاوانه به به پیام هایی که بین نیرو های مختلف انتظامی و راهنمایی رانندگی رد و بدل می شد گوش می کردم. همچنان که صدای خش خش بی سیم بلند می شد به حرف های سرهنگ کردیان فکر می کردم. «فقط آنهایی که فرکانسش با ما هماهنگ باشد به گوش می رسد» 
یعنی اگر فرکانسش متفاوت باشد، دیگر ربطی به اهمیت موضوع و یا حتی فریاد زدن طرفین ندارد، هر کاری هم بکنند نمی توانند پیامی را برای دستگاهی که فرکانسش فرق می کند مخابره کنند. ناگهان چهره آن جعبه بی روح و پر سر و صدا برایم عوض شد. دیگر یک بی سیم ساده نبود، نشانه ای بود از آسمان برای اینکه بدانیم، مهم نیست چقدر دور هستید یا چقدر نزدیک، مهم نیست چقدر عاشق هستید، مهم نیست چقدر بلند حرف می زنید، مهم نیست در محله محمودیه تهران زندگی می کنید یا در برنابی کانادا، مهم این است که آیا فرکانس هایتان با هم هماهنگ است یا خیر. فقط در اینصورت است که ارتباط بر قرار می شود.
یکبار دیگر صدای سرهنگ کردیان در گوشم پیچید:«فقط صدا هایی که فرکانسش با بی سیم ما هماهنگ باشد به گوش می رسد»

۶ نظر برای “فرکانس های مخابراتی و فرکانس های عاشقانه”

  1. عطیه گفته:

    خیلی پست تمیزی بود اردشیر خان :)

  2. داریوش کبیر گفته:

    بله هر آدم فقط حق داره یک فرکانس خاص رو گوش بده .بیشتر گوش بده گوشش رو میپیچونن

    اردشیر:
    امان از تجربه!! معلومه که چکاوک گوشت رو حسابی پیج داده
    :) )

  3. touraj گفته:

    از صدای سخن عشق نشنیدم خوشتر
    یاد گاری که در این گنبد دو ار بماند
    ار دشیر و اقعا ز یبا بو د و با معنی

    اردشیر:
    محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
    قصه ماست که بر هر سر بازار بماند

  4. مریم گفته:

    من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بد حالان خوش حالان شدم
    هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من
    سر من از ناله من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست

  5. ندااا گفته:

    درووود…
    ببخشید اجالتا اینجا مشاعره است؟!!
    اقا این بی سیم ها و اینجور چیزا واسه ماها خاطره ها داره…
    اونم چه خاطره هایی…

    اردشیر:
    تعریف کن بینیم

  6. حسن گفته:

    آقا اردشیر عزیز سلام،
    خیلی قشنگ مینویسی ،ان شاالله که همیشه پا بر جا باشی،هر موقع نوشته ها تو خوندم صفا کردم.

    اردشیر:
    هه هه، صفاتو عشق است

محل نوشتن نظرات