آنها مبارزند…
همیشه مظلوم ها برایم جذاب بوده اند. شاید مظلومان بسیاری در دنیا وجود داشته باشند که من حتی برایشان یک حرکت هم نکرده باشم ولی برای تمامیشان نگران می شوم و اخبارشان را پی گیری می کنم و دلم با دلشان است. اشتباه نکنید، اصلا بحث دلسوزی و لطف و این چیز ها مطرح نیست، راستش اصلا اینکار ها را بلد نیستم. شاید یکجور امیدواری باشد، امیدواری برای پایان گرفتن ظلم و نابودی ظالم.
لزوما هم این مظلوم ها انسان نیستند، گاهی اوقات یک تیم فوتبال است، گاهی اوقات یک کشور است، گاهی هم حیوانی است که جسد بی جانش در میان اتوبان افتاده و همه بی توجه از رویش رد می شوند. البته در کنار همه این ها باید بگویم که هیچ چیز مثل یک انسان عاشق، یک قهرمان واقعی، یک باشگاه فوتبال با بیشتر از یک قرن افتخار و یا یک حیوان پر ابهت برایم جذاب نیست. مثل این آدم های مضحک نیستم که همیشه ادای طرفداری از مظلوم ها را در می آورند و بی خود و بی جهت از طرف ضعیف تر دفاع می کنند. اشتباه انها این است که ضعیف را با مظلوم، و حقیر را با تحقیر شده اشتباه می گیرند. من طرفدار مظلومین با وقار و با ابهت هستم. آنها که عمری با عزت زندگی کرده اند و چندی مورد هجوم یک جنایت کار ظالم قرار گرفته اند.
این دست مظلومین، ظلم را بر نمی تابند. هرچند گرفتار آن شده اند اما تسلیم نشده اند. از هر فرصتی برای رهایی از دست ظالم استفاده می کنند و تو سری خور و بی شعور نیستند چون اینگونه بار نیامده اند. به ظالم فرصت خودنمایی نمی دهند و از همه مهمتر اینکه او را تحسین نمی کنند و خودشان را مستحق ظلمی که بهشان وارد می شود نمی دانند و نگاه و قدمشان رو به جلو است و پشت سرشان را کمتر نگاه می کنند و امیدشان را از دست نمی دهند.
اجازه بدهید از اینجا به بعد نام آنها را عوض کنم، اینها فقط مظلوم نیستند، بلکه مبارز هستند. مبارزانی که تمرکزشان به زمین زدن جنایتکاران است. مبارزانی که برای رسیدن به عشق و آرامش می جنگند و هیچ چیز جلودارشان نیست. مبارزانی که شجاعند و به هدفشان ایمان دارند و از آتش سوزان نمی ترسند. مثل سیاوش از آتش گذر می کنند چون می دانند که عشق بزرگترین و قوی ترین سپر دنیا در مقابل هر ظلم و جوری است.
این جنگجویان، قهرمان و معشوق من هستند. آنها سربازان لشگر عشق نیستند، عشق لشگر آنان است. آنها هرکدام یک فرمانده اند، یک ناخدا و یک کاپیتان. زیر بار ظلم و توهین نمی روند و قدر عشق را می دانند و آن را به پای خوکان نمی ریزند. در موفقیتشان ذره ای شک ندارم و حاضرم جانم را هم برایشان بدهم.
پست شده توسط اردشیر طیبی |







ار دشیر عزیزم حق با تو است هر کسی در این دنیا لیاقتی دار د که یا به آن می ر سد یا بیشتر از آن چه لیاقت او ست به آن می ر سد و یا این که کمتر از استعداد ها و لیاقتش به آن می ر سد در این میان مبار ز و ناخد ا و کاپیتان و عاشق کسی است که بهر ر سید ن به لیاقتش لحظه ای کو تاهی نمی کند اگر لیاقتش را بشناسد و کمتر در یافت کند می جنگد و اگر بیشتر از آن در یافت کند شکر گز ار می شو د با تو مو افقم ز نده باد ناخدایان مبارز
یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۷ | #