رویای آریایی

attention

my last yahoo id (viva_barca0o0) has just been hacked

the new one is: ardeshiir1899 you can add me and keep in touch if you'd like to

many thanks

ardeshir

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

ناخدای تنهای ما

پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۷

 

 

 

دیشب حساس ترین مسابقه فوتبال در دنیا که به سوپرکلاسیکو معروف است بین تیم های بارسلونا و رئال مادرید در استادیوم سانتیاگو برنابئو شهر مادرید برگزار شد. بارسلونا و رئال یک جدال سنتی و حتی خارج از زمین فوتبال با یکدیگر دارند و همیشه به عنوان دو رقیب اصلی در فوتبال اسپانیا مطرح هستند. بازی دیشب را بارسلونا مثل بازی رفت به رئال واگذار کرد تا فرانک رایکارد، سرمربی تیم، رسیدن به آخر خط را باور کند. اما چیزی که می خواهم از آن بنویسم نه شکست بارسلونا و نه پیروزی و قهرمانی رئال است. دیشب بارسلونا نتیجه را واگذار کرد ولی قلب های مردم کاتالونیا یک عشق بی نظیر را در زمین فوتبال شهر مادرید تماشا کرد. عشق ارزشمند یک پسر نوزده ساله آرژانتینی به اسم لیونل مسی که حقیقتا با تمام قلبش بارسلونا را به جلو هدایت می کرد. هرچند ده بازیکن دیگر بارسا هیچ چیز قابل عرضه ای نداشتند اما این لیونل مسی بود که مثل یک ناخدای تنها، توپ را زیر پایش می گرفت و یک نفره جلوی ارتش مادرید ایستاده بود و تا جایی که توانست سعی کرد از حیثیت بارسلونا دفاع کند.

بارسلونا از نظر نتیجه ای که روی اسکوربورد استادیوم حک شده، بازی را باخت. اما عشقی که لیونل مسی به بارسلونا هدیه می داد حس خوشایند پیروزی را تداعی می کرد. حس امید را برای همه مردان آبی و اناری پوش بندر بارسلونا زنده نگه داشت. امید به فصل آینده و رقابتی تازه و جام هایی که پیش روی بارسلوناست. امید به اینکه فصل بعد او دیگر ناخدای تنهای ما نباشد و ده ملوان شجاع هم در کنار او برای پیروزی بجنگند. نه بارسلونا نباحت، رقیب ما تیم قابل احترامی است. پیروزی و قهرمانی را که بدست آورده کاملا با حق کسب کرده و این لباس قهرمانی شایسته رئال مادرید و بازیکنان پر توانش است. اما قلب های عاشق مردان آبی و اناری بارسلونا هم پیروز هستند. پیروزی که به نظر من ارزشش با وجود عاشق پیشگانی چون لیونل مسی هزاران برابر پر رنگ تر است. 

جام قهرمانی دیشب در مادرید چرخانده شد رقیب سنتی ما دور قهرمانی و افتخار زد و مردان ما برایشان کف زدند. اما خیلی زود جام را به بندر بارسلونا باز می گردانیم. قلب ناخدای تنهای ما بدون جام قهرمانی یک خلا کاملا چشمگیر را در خود می بیند و این انرژی عشق او است که به ما ایمان می دهد جام در انتهای فصل بعد در آغوش لیونل مسی خواهد بود.  

قصه مردی که نخواست عاشق باشد…

سه شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷

 

روزی که از پاریس چمدان هایش را جمع کرد و عازم بارسلونا شد را همه هواداران بارسا به یاد دارند، پسر جوان و سبزه رویی که انگار خداوند او را با لبخندی همیشگی خلق کرده بود خیلی زود محبوب قلب های مردم کاتالونیا و تقریبا همه جهان شد. ابتدا او را با پله و مارادونا و زیدان مقایسه می کردند و می گفتند که می تواند روزی بهترین بازیکن جهان باشد، اما همه خیلی زود فهمیدند او از جنس دیگری است. او رونالدینیو بود، مردی مثل هیچ کس. ابر ستاره ای که حضورش مثل یک جواهر بر پیشانی تاج باشگاه بارسلونا بود و آنقدر عالی و خوب بازی را بلد بود که خیلی زود مارادونا و پله به کناری گذاشته شدند و او لقب "بهترین بازیکن تمام دوران" را به خود اختصاص داد.

با حضور او بود که بارسا توانست سالها ناکامی و سرخوردگی اش را جبران کند، با حضور او بود که بارسا توانست قهرمان دوباره لالیگا باشد و با حضور او بود که جام قهرمانی اروپا بر فراز کاتالونیا به پرواز درآمد. بله همه به یمن حضور رونالدینیو در زمین فوتبال بود ولی بعد از گذشت مدتی، رونی دیگر آن رونی سابق نبود، انگار که ناگهان زیر بار فشار توقعات کمرش خم شد و به سرعت نزول کرد. دیگر خبری از حرکات دلفریبش در زمین سبز فوتبال نبود و به جای آن، رونالدینیو بر روی بدن دختر خانم های زیبای اسپانیایی هنر نمایی می کرد. رونی دیگر لبخند هم نمی زند. او عشق واقعی را دید، آن را لمس کرد و بر آن بوسه زد ولی نخواست، نخواست که عاشق باشد و ترجیح داد با عشق های کوچک تر خود را سرگرم کند. او یک عشق بزرگ را، رهبری پر ابهت ترین تیم جهان را، فریاد ۹۸ هزار نفر تماشاگر در استادیوم نیوکمپ را دید، بویید و چشید، اما نخواست. او یک کوه پر ابهت بود که قدر خود را نمی دانست و دلش می خواست تپه ای حقیر در کنار یک رودخانه گل آلود باشد. 

فصل اخیر لالیگا به زودی به پایان می رسد، رونالدینیو خیلی وقت است که برای بارسلونا بازی نکرده و از خبر ها اینطور بر می آید که آخر فصل بارسلونا را به مقصد میلان ترک خواهد کرد. یادش بخیر، یک روز و روزگاری حتی شایعه رفتن رونالدینیو اشک هواداران بارسلونا را در می آورد و او بود که مصرانه به همه هوادارانش اطمینان می داد و می گفت:«رونالدینیو همیشه در بارسلونا می ماند» و حالا هواداران بارسلونا به اخبار مذاکره او با میلان گوش می کنند و این جمله او را به خاطر می آورند و پیش خود می گویند:«آیا این همان رونالدینیوی ماست؟» و پاسخ قطعا یک نه بزرگ خواهد بود. رونی راست می گفت، او هرگز از بارسلونا نمی رفت، ولی مساله اینجاست که این بازیکنی که قرار است انتهای فصل بندر بارسلونا را ترک کند حتی ذره ای به عشق ابدی و جاویدان مردم کاتالونیا شباهت ندارد. او می رود ولی عشق مردم بارسلونا نمی میرد. شاید خاطرات زیبا، آن دریبل های دلفریب و گل های هیجان انگیز، آن دستمال های سفید که هواداران رقیب برای تحسین او در هوا چرخاندند و آن گل زیبا به چلسی و آن رقصیدن ها و شادی های پس از گل تنها چیز هایی باشد که در ذهن عاشق پیشگان بارسلونایی باقی مانده باشد و گه گاهی قطره اشکی برای مردی که نخواست عاشق باشد از چشم هایمان سرازیر شود. ولی دست آخر اشک ها پاک می شوند و امید در چشم ها برق خواهد زد. رونالدینیو می رود ولی این عشق و امید است که زنده می ماند. 

ای آفتاب پاک اندیش…

دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

 راست می گویی، این صدای فاصله هاست. صدای فاصله هایی است که هرچقدر هم دور باشند نزدیک اند. آنقدر نزدیک که انگار درون سینه ام حسش می کنم. آنقدر نزدیک که انگار با هر ضربان قلبم به درون رگ هایم به حرکت در می آید و زندگی دوباره را ناشی می شود و سینه ام را پر نور می کند. آنقدر پر نور که گاهی آفتاب هم در برابرش کم می آورد و شرم می کند از تابیدن خویش و غروب می کند از شرم، ولی تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد. تو یک صبح پر امید هستی به وسعت همین لحظه ای که در آنیم. لحظه ای که دیروز و فردا ندارد و همه ابدیتش در همین زمان گسترده شده است. تو مثل صبح، سرشار از صداقتی. آه نه… صبح هم بر صداقت تو رشک می برد. تو مثل هیچ کس نیستی و هیچ چیز مثل تو نیست. بی نظیری و بی مانند. عجب تلاش بیهوده ای کردم برای تشبیه کردنت. 

تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش

تو را چه وسوسه ای از عشق باز می دارد؟

کدام فتنه بی رحم، عمیق ذهن تو را تیره می کند از وهم؟

شب آفتاب ندارد

و زندگانی من بی تو

چو جاودانه شبی، جاودانه تاریک است

تو در صبوری من

اشتیاق کشتن خویش

و انهدام وجود مرا نمی بینی

منم که طرح مودت به رنج بی پایان

و شط جاری اندوه بسته ام اما

تو را چه وسوسه ای از عشق باز می دارد؟

تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش؟

ز من چگونه گریزی

تو وگریز از خویش؟

به سوی عشق بیا

وارهان دل از تشویش  

پی نوشت: شاعر این عاشقانه زیبا، حمید مصدق است. 

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز…

پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷

آخ نا خدا، نا خدای من…مدت هاست باران نیامده! آسمان را چه شده است؟!
می بینی نا خدا، حتی ابر هم در آسمان می آید، از آن ابرهایی که می بینی و می گویی هر لحظه ممکن است ببارد، ولی آسمان بغضش را فرو می برد و باد ابرها را با خود خواهد برد و ما از قدم زدن زیر الطاف آسمان محروم می مانیم.
کاش یک باران حسابی ببارد، از همان باران هایی که وقتی می بارد او را با خود می آورد. از همان باران هایی که زیر آن خیس خیس شویم و بلند بخندیم و آخر سر بگوییم: بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز…

پی نوشت: این چند خط را دیروز زیر مطلبی در وبلاگ ناخدا به عنوان کامنت گذاشتم. یکهو هوس کردم روی وبلاگم بگذارمش 

ما ز بالاییم و بالا می رویم!!

جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

بامزه است، امروز فهمیدم که اگرچه حتی یک ستاره هم در این شب تاریک ندارم، ولی یک گوشه کوچکی از کره ماه به اسم من (البته به نام شاه اردشیر ساسانی) نامگذاری شده است. تازه فهمیدم چرا اینقدر ماه را دوست دارم و هربار که به آن خیره می شوم احساس خوشایندی به من دست می دهد!!

به هر حال ما که از زمین خیری ندیدیم، شاید یک روز، به قول اخوان، ره توشه برداشتیم و قدم در راه بی برگشت گذاشتیم و به ماه کوچ کردیم. آن بالا و روی کوه اردشیر می نشینم و کافی میکس می خورم و حافظ می خوانم  و از سکوت لذت بخشش سرشار می شوم. البته حاضرم تنهایی هایم را گاهی با دوستانم شریک شوم و همچنین شدیدا تمایل دارم که با معشوقم روی کوه اردشیر بنشینم و طلوع زمین را تماشا کنم. در هر صورت اگر خواستید به سراغ من بیایید، خیلی نرم و آهسته به این آدرس تشریف بیاورید:

Lat: ۵.۰°N, Long: ۱۲۱.۰°E, Diam: ۸ km, Height: km, Rükl

این مطلب را اولین بار در وبلاگ امیرپرس دیدم. لیست کامل نام های ایرانی بر روی اجرام فضایی را می توانید از اینجا ببینید. صفحه اطلاعات مربوط به "کوه اردشیر" را هم می توانید در اینجا و اینجا و اینجا ببینید. 

« صفحه ی قبلیصفحه ی بعدی »

تبلیغات

تقویم

اردیبهشت ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« فروردین   خرداد »
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰۳۱  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale