تو بمان، با من تنها تو بمان
دیدی افشین؟ ما صد و بیست هزار نفر را دیدی که سی دقیقه انتهای بازی را دوشادوش هم ایستادیم و تو را تشویق کردیم؟ صدایمان را وقتی از صمیم قلب نام تو را با لقب امپراطور ترکیب می کردیم شنیدی؟ فریاد های شادیمان را وقتی نود و پنج دقیقه و پنجاه و پنج ثانیه از بازی گذشته بود شنیدی؟ قدرت عشقمان را دیدی؟ تو هم دیدی معجزه را افشین؟
روزهایی که برای رسیدن به اوج این عشق می جنگیدیم را یادت هست؟ خاطرت هست که همیشه به تیمت لقب شیر می دادی و می گفتی که بچه هایت قلب شیر را به نمایش می گذارند؟ این تو بودی که ما را عاشق کردی. بزرگی تو، کلام دلنشین تو، اظهار نظر های زیبایت حتی بعد از بازی هایی که می باختی بود که ما را عاشق تو کرد. امیدواری تو بود که ما را در روز هایی که داشتیم نا امید می شدیم عاشق نگه داشت. همه این عشق را تو به ما هدیه دادی و حالا ما همان عشاقی هستیم که تو همیشه در آرزویش بودی. ما همان عشاقی هستیم که تو سی سال خارج از میهن عزیز به دنبالمان می گشتی و اکنون در سرزمین مادری پیدایمان کرده ای و تو همان معشوقی هستی که ما سالهاست گمش کرده بودیم و دلمان برایش تنگ بود و چشم هایمان منتظر.
ما قلب شیر را نشان دادیم، حالا نوبت توست که قلب شیرت را نشانمان بدهی. نوبت توست که از اینهمه عشقی که به تو داریم نترسی و گمان نکنی که آتش سوزان عشقمان نابود کننده است. نترس افشین، درک می کنم که شاید خودت هم باورت نمی شد که این عشق اینقدر پر حرارت باشد. اضظرابت را هم درک می کنم. شاید تو هم مثل معشوق من گمان می کنی نمی توانی از پس این همه عشق بر بیایی، ولی افشین جان بدان که این عشق هرچقدر هم که بزرگ باشد زاده ایمان و عشقی هست که تو نثارمان کردی و این خود تو هستی که مولد آن بودی، برای همین به تو قول می دهم، این عشق همه ما را به اوج می رساند و هیچ کداممان کم نمی آوریم.
افشین درک می کنم که گاهی در خلوت خودت بگویی: نکند این مردم عاشق من نباشند؟ نکند که دارند دروغ می گویند؟ نکند که همه بازیگر باشند و نقش بازی کنند؟ اگر تو هم مثل معشوق من، من و این چند میلیون انسانی که عاشق تو هستند را بازیگر بخوانی، جوابی برایت نخواهم داشت ولی از تو می خواهم در همان خلوتی که هستی و به این چیزهای نا امید کننده می اندیشی، لحظه ای چشم هایت را روی هم بگذاری و به صدای قلبت گوش کنی. از قلب پاکت بپرس که آیا ما دروغ گو و بازیگر هستیم یا اینکه واقعا عاشقانه تو را دوست داریم. هر جوابی که قلبت به تو داد مطمئن باش که درست است و هر ندایی که از عشقت به گوش برسد برای ما هم محترم است. اگر قلبت به تو گفت که ما بازیگریم و عشق ما تنها یک نمایش هنرمندانه است می توانی ما را ترک کنی، و اگر هم قلبت گواهی داد که ما عشاق راستین تو هستیم پیش ما بمان و ترکمان نکن و این داغ فراق را افزون از پیش نکن. عشق ما معجزه کرده و اکنون قهرمان لیگ برتر فوتبال ایران هستیم، بمان و معجزه را با قهرمانی در آسیا تکمیل کن، بمان و تماشا کن که عشق ما در جام باشگاه های جهان چه غوغایی می تواند به پا کند. از ما و عشق ما مگریز، شجاع باش و قلب شیر را به ما نشان بده، تو بمان با من تنها تو بمان…
۳۰ اردیبهشت ۸۷ @ ۶:۵۳ ب.ظ
ار دشیر عزیزم باز شبنمی مر ا کر دی باز به عشق پناه ببر عشق دیدی معجز ه کر د حالا هم معجز ه می کند چه کسی می تو اند این همه عشق خالصانه را رها کند ؟ افشین ؟ ناز گل ؟ من باو ر ندارم