دلم برای کسی تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است
که آفتاب صداقت را
به میهمانی گلهای باغ می آورد
و گیسوان بلندش را به بادها می داد
و دستهای سپیدش را به آب می بخشید
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریای واژگون می دوخت
وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
که همچو کودک معصومی
دلش برای دلم می سوخت
و مهربانی را نثار من می کرد
دلم برای کسی تنگ است
که تا شمال ترین شمال
و در جنوب ترین جنوب
همیشه در همه جا آه با که بتوان گفت
که بود با من و
پیوسته نیز بی من بود
و کار من ز فراقش فغان و شیون بود
کسی که بی من ماند
کسی که با من نیست
کسی …. دگر کافی ست
حمید مصدق







آقا فردا لطفا ورزشگاه برو و جاي ما رو خالي كن.من به قدم شما ايمان پيدا كرده ام! / ايشالله فردا قهرمان مي شويم /
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | #
دلتتنگی های آدمی را باد ترانه ای می سازد
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند
مارگوت بیکل
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | #
برادر عاشق ايشالله اول عروسي خودت بعد عروسي بچه هات بيام حركات موزون در كنم!
اميدوارم به هر آنچه مي خواي برســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي
من شاسكول پيشه هم كم كم دارم به معجزه عشق اعتقاد پيدا مي كنم!
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | #
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم…
داغ دلم تازه میشه…زمزمه های خوندندم…وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه…
قد هزارتا پنجره… تنهایی اواز میخونم… دارم با کی حرف میزنم نمیدونم … نمیدونم…
این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره….کاش میتونستم بخونم قد هزارتا پنجره…
دروووود…
اینجا اولین جایی که بعد از چند روز متوالی که اعتصاب کرده بودم اومدم …
با خوندن تیتر بالا “” دلم برای کسی تنگ است”" یه جوره دیگه شدم…
منم خیلی دلم تنگ شده… خیلی… این روزا خیلی دلم گرفته بود…
نمیدونم چرا باعث شد بگم.. و سکوت رو بشکنم…..شاید به خاطر تو… شاید امنیت و قدیمی بودن اینجا واسم…شاید به خاطر هیجانی که دارم….
ولی نه …
اینجا بهترین معجزه من بود…
خوبه… خوشحالم…
عرائض ناچیز من حقیر رو نادید بگیر…
موفق باشی ی ی ی و پایدار…
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ | #