Wordpress Themes

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز…

آخ نا خدا، نا خدای من…مدت هاست باران نیامده! آسمان را چه شده است؟!
می بینی نا خدا، حتی ابر هم در آسمان می آید، از آن ابرهایی که می بینی و می گویی هر لحظه ممکن است ببارد، ولی آسمان بغضش را فرو می برد و باد ابرها را با خود خواهد برد و ما از قدم زدن زیر الطاف آسمان محروم می مانیم.
کاش یک باران حسابی ببارد، از همان باران هایی که وقتی می بارد او را با خود می آورد. از همان باران هایی که زیر آن خیس خیس شویم و بلند بخندیم و آخر سر بگوییم: بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز…

پی نوشت: این چند خط را دیروز زیر مطلبی در وبلاگ ناخدا به عنوان کامنت گذاشتم. یکهو هوس کردم روی وبلاگم بگذارمش 

یک نظر برای “بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز…”

  1. samira گفته:

    پرنده مردنی است
    دلم گرفته است
    دلم گرفته است
    به ایوان می روم و انگشتانم را
    بر پوست کشیده ی شب می کشم
    چراغ های رابطه تاریکند
    چراغهای رابطه تاریکند
    کسی مرا به آفتاب
    معرفی نخواهد کرد
    کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
    پرواز را به خاطر بسپار
    پرنده مردنی ست

محل نوشتن نظرات