رنج عاشقی
مسیح علینژاد را همیشه تحسین کرده ام، از آن دختر های شجاع روزگار است که قلمی یگانه و منحصر به فرد دارد. تا به حال ندیدمش اما ندیده و نشناخته می توانم حدس بزنم که شخصیت قابل تحسینی دارد و به معنای واقعی کلمه، خودش است و ادا در نمی آورد و برای همین هم کلامش به دل می نشیند.
این روزها به خاطر مقاله ای تحت عنوان "آواز دلفین ها" که چند روز پیش به قلم او در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد از همه طرف مورد هجوم قرار گرفته است. حتی مهدی کروبی، مدیر مسئول اعتماد ملی، به جای اینکه پشت خبرنگار شجاعش را بگیرد، از ترس تعطیل شدن دکان ریا و تزویرش به گوه خوردن افتاده و به جای اینکه به داشتن نویسنده ای چون مسیح علینژاد افتخار کند، مشغول معذرت خواهی از زمین و زمان است.
گناه مسیح تنها این است که مردمانی که در سفر های استانی پیرامون محمود احمدی نژاد جمع می شوند را به دلفین های گرسنه ای تشبیه کرده که در مقابل مربی خود بالا و پایین می پرند تا تکه غذایی نصیبشان شود تا شاید گرسنگی شان فروکش کند. آقای کروبی هم در مقابل این جمله که در واقع ستاندن داد مردم خردمند از بی خردان سفله است، خود را ملزم به معذرت خواهی از مردم می داند. در حالی که مردم نیاز به معذرت خواهی او ندارند، بلکه این حاکمان هستند که باید به خاطر گرسنه نگه داشتن این دلفین ها شرمسار و باشند و از همه معذرت بخواهند و نه مهدی کروبی باید معذرت خواهی بکند و نه مسیح علی نژاد.
این چند خط را نوشتم تا شادی و شعف خودم را از وجود چنین بانوی شجاعی ابراز کنم. نه تنها در بین دختر ها، بلکه در بین همه مردم ایران و از جمله روزنامه نگاران، چنین جسارت و شجاعتی بی نظیر است.
مسیح جان؛ می دانم که از دست این انسان های وارونه که شجاعت را تقبیح می کنند نمی رنجی، می دانم که می دانی عاشقی هزینه دارد. می دانم که به راهت و به عشقت ایمان داری، حتی اگر این جماعت تو را مجبور به توبه نامه نویسی بکنند، باز هم قلب خودت را به اینان نخواهی فروخت. خوشحالم که بعد از چندین قرن سرکوب، هنوز هم چنین دختران شجاعی در سرزمین مادری ام حضور دارند و به ما درس عاشقی می دهند. شجاع باش مسیح، عاشق باش و عاشق بمان…تا همیشه






