گنه کرد در بلخ آهنگری…
یک مطلبی در ابتدای مهرماه سال هشتاد و پنج در وبلاگم نوشته ام با عنوان "افغان ها را اخراج نکنید!" و سعی کردم در حد توانم از حق طبیعی هم نوعم برای انتخاب تابعیت دفاع کنم (مطابق ماده پانزده میثاق جهانی حقوق بشر)
دیروز یک نفر در پایین آن مطلب نظر داده و نوشته که:
"حتماٌ شما فیلم تجاوز ۴ افغانی به یک دختر بیچاره ایرانی را ندیده ا ید وگرنه اینقدر سنگ این افغانی های کثیف را به سینه نمی زدید مثل شما هستند که نمی گذارند این افغانی ها که مسبب انواع واقسام جنایت و فساد اند گورشان را ازایران گم کنند من با دیدن این فیلم گریه کردم در اذر بایجان شما نمی توانید یک افغانی پیدا کنید اوایل اینجا هم آمده بودند اما یکی پس از دیگری بدست جوانان غیرت مند اذربایجانی کشته شدند وبقیه وحشت کرده وبرای همیشه از اذربایجان فرار کردند"
راستش این نظر خیلی ناراحتم کرد. افسوس خوردم برای انسانیت از دست رفته مان. بی ارزش ترین قسمت قضیه این است که در همان زمان عین الله تاجیک، فرمانده نیروی انتظامی قرچک، اعلام کرد که خبر تجاوز افغان ها به دختر ایرانی صحت ندارد و متجاوزین ایرانی هستند. (روزنامه ابتکار- شماره ۱۰۴۹) بعد ها هم مسئولین منطقه اعلام کردند که اصلا این اتفاق در ورامین رخ نداده بود و مربوط یه یکی از استان های شرقی ایران بود و عوامل این جنایت همگی دستگیر و مجازات شدند.
اما بر فرض هم که چهار افغانی به دختری تجاوز کردند، آیا چهار نفر افغانی نماینده یک ملت هستند؟ هیچ می دانید بیشترین آمار جرم و جنایت در ژاپن مربوط به ایرانی ها است؟ آیا آنها نماینده ملت ایران هستند؟ آیا این به معنی جنایت کار و مجرم بودن من و شماست؟ به قول شاعر:«گنه کرد در بلخ آهنگری / به شوشتر زدند گردن مسگری»
متاسفم و اندوهگین، اندوهگین به خاطر اینکه افتخار می کنید در شهرتان یک افغانی هم وجود ندارد و کشتن و بیرون کردن آنها را نشانه غیرت آذربایجانی می دانید. تا آنجا که من یادم هست مردمان آذربایجان به دلسوزی و مهمان نوازی مشهور بودند و نماد شجاعتشان ستار خان است که شانه به شانه هوارد باسکرویل آمریکایی برای آزادی ایران از جانش هم گذشت و برای نجات مردم شهری دیگر (تهران) شجاعانه اسبش را می تاخت.
ترساندن و به قتل رساندن آوارگانی که از دست ستمگران متعصب مذهبی به شهر های ما پناه آورده اند و از سر ناچاری به ما روی انداخته اند، هنر و افتخار نیست. افتخار این است که دستشان را فشار بدهیم و بهشان بگوییم که ایران موطن ابدی شماست و اینجا شما صاحب خانه اید و مهمان نیستید. هنر این است که گناه یک عده را به نام یک ملت ننویسیم و همه را با یک چوب نرانیم.
کاش کمی، فقط کمی، بیشتر همدیگر را دوست داشتیم.
در همین زمینه این لینک ها را هم بخوانید:
آیا ما واقعا همان ایرانی مهماندوست هستیم؟ - امیر فرشاد ابراهیمی
تعرض به افغانی های مقیم ایران و هرجای کره خاکی موقوف! - ایران تلگراف






