شادباش نوروزی
سال هشتاد و شش از همه نظر سال خوبی برام بود. با اطمینان می تونم بگم که این سال بهترین سال همه دوران زندگی من بود و پر از عشق بود برام. اوایل سال موفق شدم کاری رو برای خودم جور کنم که واقعا عاشقشم و یک عمر آرزوش رو داشتم، آخرای سال هم تونستم با کسی آشنا بشم که واقعا عاشقشم و یک عمر آرزوش رو داشتم! (تکراری شد که!!)
راستی زمستون امسال هم سردترین زمستون سی و پنج سال اخیر بود، همین باعث شد دانشگاه تعطیل بشه و تعطیلی دانشگاه هم باعث شد که…ای بابا، می بینی نازگل؟ اینجا هم دوباره این داستان رو داریم مرور می کنیم، چه باحال!
این اولین باری که با این "خمار مستی" می خوام سال رو تحویل کنم. امیدوارم سال بعد از امسال هم بهتر باشه. برای همتون آرزوی سال بی نظیری رو می کنم. کاش هممون آخر سال بعد عاشق باشیم و سرزنده. کاش هیچ دلی نشکنه و هیچ غباری روی قلبا رو نگیره، کاش خون تازه ای تو این رگ های خشک شده و بی احساس مردممون ریخته بشه. کاش همدیگه رو بیشتر دوست داشته باشیم. کاش بیشتر لبخند بزنیم و کاش قدر دلهامون رو بدونیم.
پی نوشت: آرتور سی کلارک، نویسنده بیش از صد کتاب درباره فضا، علم و آینده، دیروز و در سن نود سالگی در گذشت. به قول خودش، نود بار چرخیدن به دور خورشید خسته اش کرده بود. او از آن دست نویسنده هایی بود که خیلی دوستش داشتم و علاوه بر قلمش، عقایدش را نیز می پسندیدم. دنیا بدون آرتور سی کلارک چیزی کم دارد. جای او و همه کسانی که نوروز های گذشته دستشان در دستمان بود خالی و یادشان تا ابد جاودان.
نوروزتان شاد باد
۱ فروردین ۸۷ @ ۳:۲۳ ب.ظ
مطرب عشق عجب ساز و نو ائی دارد
نقش هر پر ده که زد باز هو ائی دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که عجب حال و هو ائب دارد
ار دشیر م نو روز مبار کت باد
هر روزت نو ر و ز هر ز مستانت چنین ز مستان ۸۶ بهاری
و سلامت و شاد بادباد همو اره گل معطر ز ندگیت ناز گل
۱ فروردین ۸۷ @ ۹:۵۰ ب.ظ
آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم / گرد عروسان چمن خیزید تا جولان کنیم
امروز چون زنبور ها پران شویم از گل به گل / تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان کنیم
آمد رسولی از چمن کاین طبل ها پنهان کنیم / تا طبل خانه عشق را از نعره ها ویران کنیم
زنجیرها را بر دریم ما هر یکی آهنگریم / آهنگران چون کلبتین آهنگ آتشدان کنیم
چو کوره آهنگران در آتش دل می دمیم / کآهن دلان را زین صفت مستعمل فرمان کنیم
آتش در این عامم زنیم، این چرخ را برهم زنیم / و این عقل پا بر جای را چون خویش سرگردان کنیم
«مولانا»
۳ فروردین ۸۷ @ ۸:۰۷ ق.ظ
sal no mobarak