Wordpress Themes

یک توضیح کوچولو

در پست قبلی قسمت اول داستانی را می بینید که به تازگی شروع به نوشتنش کرده ام. تجربه جالب و عجیبی است و هیجان انگیز اینکه حتی خودم هم نمی دانم این ماجرا به کجا می رود و شخصیت هایش کیستند و فضای داستان چرا اینگونه است و حتی نمی دانم چرا دارم می نویسم. ولی چیزی در وجودم فریاد می کشد که بنویس!
 
جسارت کردم و در همان لحظات اولی که داستان را شروع کردم آن را روی وبلاگم گذاشتم. بازخورد های جالبی داشت و چند روزی سیل سوالات به سمتم روان بود. ولی حقیقتش این است که من هم چیزی بیشتر از شما راجع به این داستان نمی دانم و برای خودم هم سرشار از سوال است. اما این مساله به من فشار می آورد و ممکن است تمرکزم را برای ادامه دادنش به هم بزند. از این به بعد تا زمانی که ماجرا به قوامی که مطلوبم هست برسد، آن را روی وبلاگم نمی گذارم.
 
 

۲ نظر برای “یک توضیح کوچولو”

  1. farbod گفته:

    اشتباه نکن!
    همین حرکتی که انجام دادی کلی ارزش داره. البته نه از باب جسارت و این مزخرفات.
    به خاطر این که خودت و خواننده رو در یک جریان سیال آفرینش سهیم کردی. کل جالبی قضیه به همینه. خرابش نکن!

  2. تورج گفته:

    ار دشیر عزیزم بنو یش هر گاه به تو گفت بنو یس
    بی تصمیم بی قضاو ت و بی ترس
    عاشقانه چو ن و جو د پر از عشقت

محل نوشتن نظرات