رویای آریایی

Portfolio

بلاگ رول

آرشیو

Feed

اطلاعات

فقر ظاهر مبین که حافظ را…

شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶
 
ناخدا گفت: زندگی همان ز یستن است و ز یستن همان دل ریختن است دل ریختن همان که بهر طلوع سحری خنده ز نی و بهر غر وب تر نم امید دگری فر یاد کنی ز ند گی همان دلباختگی و پاکی و بی تو قع به دامان معشوق آویختن است
 
گفتم: ناخدا معشوقم پر کشید و رفت
 
گفت: معشوقت نمي رو د معشوقت همان دلي است که بي دم مي ز ند پي در پي
 
گفتم: حضور فیزیکی اش را گفتم، وگرنه در دل من خواهد بود همیشه
 
گفت: مرا با تو کاری است رفیق
 
گفتم: چه کاری ناخدا، ناخدای من؟
 
گفت: ز رنجیده دل عاشقت بیمناکم
 
گفتم: رنج؟ عاشق؟ مگر جمع می شود؟؟ مگر آن رفیق شفیقمان نگفت: ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست / عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
 
گفت: نه در دلت، اما در چشمانت رنج هست
 
گفتم: هنوز فرصت نکردم از آن موقع خودم را در آینه ببینم، شاید اینطور باشه.
 
گفت:  تو در آينه به جای نقش خود، او و تنها او را بيني. صفت عاشق اين است که بي آينه خو د را بيند
 
گفتم: دل سراپرده محبت اوست / دیده آیینه دار طلعت اوست
  فقر ظاهر مبین که حافظ را / سینه گنچینه محبت اوست

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶
 
سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوح سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
 
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
 
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
 
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
 
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
 
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نو بهار همیشه 

گاهی اوقات…

چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
 
گاهی اوقات آدم ها با سر میرن تو دیوار
مهم این نیست که توی کدوم دیوار میری!
مهم اینه که دیوار رو خودت انتخاب کرده باشی
 
مثل اون سکانس از فیلم انجمن شاعران مرده
که ناکس میره سر کلاس برای معشوقش، کریس، شعر می خونه جلوی همه
 
ما واکنش دختره رو نمی بینیم
حتی نمی فهمیم که ناکس آخرش چیکار می کنه تو اون کلاس
ولی ما سکانس بعدی رو می بینیم
 
که دوستای ناکس ازش می پرسن که: تونستی شعر رو براش بخونی؟
ناکس جواب میده آره
بعد دوباره بچه ها ازش می پرسن: خوب اون چی گفت؟
ناکس جواب میده: مهم نیست اون چه عکس العملی داشت! مهم اینه که من شعرم رو خوندم! 

راه عشق

یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۶
یک دفعه ظاهر می شود و همه چیز را زیر و زبر می کند. آن هم درست در لحظاتی که بیشترین نیاز را به او داری…
 
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
 
گفت که دارم می ترکم از دوری تو، صادقانه گفتم که من نیز هم!
گفت ولی احساس خطر می کنم، گفتم:
 
شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
 
سکوت کرد. داشت به چیزی فکر می کرد، از سر شب که اتفاقی هر دو برای فال یک نیت مشترک کرده بودیم، ذهن هر دویمان رو شده بود. برای همین عجیب نبود که می دانستم دارد به چه فکر می کند. به میان افکارش دویدم و گفتم:
 
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
 
دیر وقت شده بود… 
 
 

چه می توان کرد؟!

شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶
 
امید محدث در یکی از تازه ترین نوشته های حذفیاتش با اشاره به رد صلاحیت گسترده کاندیدا های وابسته به جناح اصلاح طلب گفته است که: «خیلی ابلهانه است که اصلاح طلبان با رد صلاحیت ها عقب نشینی کنند ، ما که می دانستیم کارکرد هیات های اجرایی و نظارت را به خصوص انکه در دوران دولت نهم هم  زیست می کنیم . یا اصلا نباید وارد معرکه می شدیم و یا حالا که وارد شدیم باید تحت شرایطی مبارزه کرد چون چیزی رو برای از دست دادن نداریم.»
سپس امید اشاره به طبیعی بودن هزینه اصللاح طلبی در دوره حکومت اصولگرایان می کند و یک سوال مطرح می کند:«چه باید کرد؟!» و از من و چند نفر دیگر دعوت کرده است تا به این سوال پاسخ دهیم. ابتدا توصیه می کنم متن کامل نوشته امید را در وبلاگش بخوانید.
 
سوال امید بسیار ساده است و به نظر من یک جواب ساده هم دارد: چه می توان کرد؟!
امید می گوید حالا که دولت اصولگرا بر مسند قدرت است هزینه اصلاح طلبی بالا رفته، این رد صلاحیت ها تعجبی ندارد و باید به مبارزه برای اصلاح ادامه داد. اما از همین جمله من می خواهم استفاده کنم و بگویم مگر آن زمان که قدرت در دست به اصطلاح اصلاح طلبان بود و به قول امید اصلاح طلبی با هزینه کمتری همراه بود چه شد که اکنون بخواهد بشود؟ مگر قتل های زنجیره ای و حادثه کوی دانشگاه و تعطیلی فله ای مطبوعات در زمان دولت اصلاح طلبان رخ نداد؟ مگر شورای نگهبان همین آقایان رد صلاحیت شده را برای مجلس ششم تایید صلاحیت نکرده بود؟ ثمره «اصلاحات» مجلس ششم که دوستانش را نیز بر مسند دولت می دید، برای ایران چه بود؟ چه کسانی در مقابل مسکوت ماندن اصلاح قانون مطبوعات سکوت پیشه کردند؟ و… 
شاملو می گوید که ما حافظه تاریخی نداریم، به فرض درست بودن این جمله، هنوز انقدر فراموش کار نشده ایم که همین یک دهه اخیر را هم فراموش کرده باشیم. شاید سال ۷۶ روی کار آمدن اصلاح طلبان جذاب می نمود، اما این جذابیت مشابه لحظات شروع یک مسابقه فوتبال است که تماشاگران نتیجه را نمی دانند و با اضطراب به تماشای آن می نشینند. اما اکنون و بعد از گذشت ده سال این مسابقه تمام شده و نتیجه آن بر همگان آشکار شده است. بازیکنان دو تیم یک فوتبال نمایشی را برایمان اجرا کردند و مدتی ما و دولت های دنیا را سرگرم کردند. دست آخر هم دست های پشت پرده و لوچیانو موجی ها نتیجه را برایمان رقم زدند و بازیکنان محبوبمان تو زرد از آب در آمدند و کم فروشی کردند و دست آخر از شرمشان داد و قال راه انداختند و چند روزی تحصن کردند و سپس از بازی خارج شدند. از من انتظار نداشته باشید که برای این تیم شکست خورده باز هم هورا بکشم.
به نظر من تا زمانی که مکانیزم انتخابات به گونه ای باشد که مجبور به انتخاب از بین انتخاب های آقای جنتی و روسایش باشیم، شرکت کردن در انتخابات و امید به اصلاح کاری بی مایه است و تنها اجازه داده ایم که ما را به بازی بگیرند. 
آنها که رد صلاحیت شدند که هیچ، اما کسانی که تایید می شوند حتما برای نظام بی خطرند و توان اصلاح ندارند که تایید شده اند (معنی تایید صلاحیت مگر غیر از این است؟). امید داشتن به چنین کاندیدا های بله قربان گویی چه معنی دارد؟
نکته آخر اینکه، من عمیقا از اینکه کاندیدا های مورد نظرم را نمی توانم در بین اسامی کاندیدا ها پیدا کنم متاسفم و دلیلی هم نمی بینم که از بین انتخاب های آقای جنتی انتخابی داشته باشم. تحریم انتخابات کاری به شدت ابلهانه است و من آن را تایید نمی کنم و من هم هیچ وقت انتخابات را تحریم نخواهم کرد، منتهی به شرطی که انتخاباتی وجود داشته باشد! امید عزیز، به تو قول می دهم که در اولین انتخاباتی که حداقل هایی از آزادی در آن وجود داشته باشد با جان و دل شرکت کنم. کاش عمر ما به آن روز قد بدهد…   
« صفحه ی قبلیصفحه ی بعدی »

 

تبلیغات

تقویم

بهمن ۱۳۸۶
ش ی د س چ پ ج
« دی   اسفند »
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  

دسته بندی ها

Spam Blocked

Sky3c sponsored by Seven Jeans Sale