عجله نکنید!

در عکس بالا شما شاهد هم آغوشی من با دوست دختر جدیدم هستید! یکشنبه که مطلب قبلی رو نوشتم فرصت نداشتم عکس بگیرم و ترجیح دادم شیطونی بکنم و حس کنجکاوی شما رو تحریک کنم. از پیامک!! های واصله معلوم بود که دوست های فضولی دارم. شنیدم که چند نفری هم بعد از خوندن مطلب قبلی اقدام به خودکشی از نوع ناموفقش کردند! از این بابت متاسفم، انشالله دفعه بعد موفق خواهید شد!
پی نوشت: در روز هایی که تهران نبودم و دسترسی به اطلاعات نداشتم، خبر رفتن قیصر و نجات خالد حردانی را از طریق اس ام اس گرفتم. نمی دانم ناراحت از رفتن قیصر باشم یا خوشحال از نجات خالد حردانی از اعدام! روح عاشق ترین شاعر زمانه شاد و زندگی خالد حردانی پاینده.
۹ آبان ۸۶ @ ۸:۱۳ ب.ظ
دیدی ما مزدوج شدیم تو هم حسودی کردی مثل پیاز!مبارکه ولی
۱۰ آبان ۸۶ @ ۶:۵۳ ب.ظ
خو شا عاشقی و شیدائی مبار ک بادا
۱۰ آبان ۸۶ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ
از همون اول هم معلوم بود تو اینکاره نیستی ! برو بچه ما خودمون سیاه کاریم!! :دی
ایشالله عروسی بچهات عمو جون!! :دی!!
۱۱ آبان ۸۶ @ ۱:۲۵ ق.ظ
می دی با دوست دخترت یه چت کنیم ؟
یه چرخی بزنیم ؟ خلاصه حال کنیم ؟
اردشیر:
پیشنهاد بی شرمانه ای بود، ولی روش فکر می کنم